شنبه 27 بهمن 1397
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
استقلال قضایی
سخنراني

Image result for ‫همایش موسوی اردبیلی دانشگاه مفید‬‎

سخنرانی در دومین همایش بزرگداشت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی

هشتم آذر ماه 1397

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوعی که قرار شده در این مجلس محترم که در بزرگداشت مرحوم آیت الله العظمی اردبیلی تشکیل شده، در باره اش صحبت کنم، «استقلال قضایی» است. احتیاج به یادآوری ندارد که در فرهنگ اسلامی و در نظام قضایی اسلام، نسبت به استقلال قاضی تاکید فراوانی شده و بعضی از احکامی که تشریع شده، به منظور تأمین همین استقلال است. حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) بنیانگذار جمهوری اسلامی، نیز در بیاناتشان، هم بر استقلال قاضی در جمهوری اسلامی تاکید داشتند و هم بر استقلال دستگاه قضایی؛ در بیانات ایشان نمونه های فراوانی هست که دخالت در برخی از شئون دستگاه قضایی را هم نافی استقلال قوه قضائیه میدانستند و هم نافی استقلال قاضی. چون فرصت نیست از نقل بیانات حضرت امام صرف نظر می کنم، برای اینکه به بحث اصلی برسم.

 

استقلال قضایی در قانون اساسی

در مجلس خبرگان قانون اساسی در سال 1358، به هنگام بحث تدوین اصول مربوط به دستگاه قضایی، اصلی پیش‌بینی شد برای استقلال قوه قضائیه؛ با اینکه معمولاً در نظام‌های جمهوری هر سه قوه‌ای که پیش‌بینی می‌شود از یکدیگر استقلال نسبی دارند، اما در جمهوری اسلامی فقط بر استقلال قوه قضائیه تأکید شده و سخن از استقلال دو قوه دیگر مطرح نشده است و این نشانه اهمیتی است که قانونگذار برای استقلال دستگاه قضائی قائل بوده؛ مضافاً بر اینکه در اصل شصتم قانون اساسی وقتی سخن از اعمال قوه مجریه به وجود آمده، تصریح شده که اعمال قوه مجریه بر عهده رئیس جمهور است ولی در اصل بعدی یعنی اصل 61 وقتی سخن از اعمال قوه قضائیه به میان آمده، اعمال این قوه بر عهده دادگاه‌های دادگستری نهاده شده،  نه بر عهده رئیس قوه قضائیه؛ نکته‌اش آن است که بر خلاف دستگاه اجرایی که رئیس جمهور می‌تواند به مدیران تحت امر خودش امر و نهی کند، در دستگاه قضائیه، رئیس قوه قضائیه نمی‌تواند به قضاتی که در این دستگاه مشغول انجام وظیفه هستند، امر و نهی نماید.

در قانون اساسی برای تأمین استقلال دستگاه قضایی اصولی پیش‌بینی شد، از راهکارها و تجربیاتی هم که در دنیا معمولاً رایج  است، استفاده شد، مثل اینکه برای جابجایی یا عزل قاضی ساز وکاری معین شود، به گونه‌ای که با استقلال قاضی منافاتی نداشته باشد. یکی از اصولی که در قانون اساسی به منظور تأمین استقلال دستگاه قضایی تدوین شد، اصل 156 است. در همه جای دنیا قوه قضائیه مستقل است که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت می باشد. وقتی این اصل در مجلس خبرگان قانون اساسی مطرح شد یکی از بزرگان، مرحوم آیت الله منتظری اشکالی مطرح کرد و گفت: ظاهر این متن پیشنهادی نشان می دهد که قوه قضائیه از همه قوا و حتی از رهبری هم مستقل است، در حالی که قوه قضائیه در جمهوری اسلامی مثل بقیه قوا ذیل رهبری و ولی امر است، پس بهتر این است که تنظیم شود: «قوه قضائیه مستقل از قوه مجریه و قوه قضائیه است.»

 دو تن از فقهای حاضر در مجلس خبرگان یعنی آیت الله صافی و مرحوم آیت الله بهشتی به این اشکال پاسخ دادند. پاسخی که آیت الله صافی دادند این بود که «طبق مبانی اسلام، قاضی در دادن حکم، طبق تشخیص خود عمل می‌کند و مستقل است، مثل بقیه کارمندان نیست که اگر والی دستور داد فوراً اجرا کند، سمت او رسیدگی به دعواست و باید با بی‌طرفی و استقلال حکم کند.» معنای این سخن این بود که مسئله فراتر از استقلال قوه قضائیه در برابر قوه مجریه و قوه مقننه است، بلکه دستگاه قضائی حتی به یک معنا، مستقل از ولی امر است یعنی قاضی باید بتواند با استقلال کامل و بدون نفوذی که روی او صورت می‌گیرد، فقط نسبت به موضوع محاکمه داوری کند.

  پاسخ دومی که شهید بهشتی دادند این بود که «در قانون اساسی ضوابطی تعیین خواهیم کرد تا والی برای حفظ استقلال قاضی‌اش آنها را در نظر داشته باشد، بسیاری از اصول قانون اساسی از همین قبیل است، منافاتی با منصوب بودن او از سوی رهبر ندارد.»

تلقی شهید بهشتی این بود که با ساز و کاری را که ما در قانون اساسی پیش بینی می‌کنیم، استقلالی را برای قاضی تأمین خواهیم کرد، به طوری که حتی ولی امر هم دخالتی در کار قاضی نخواهد داشت.

 

آیت الله موسوی اردبیلی و دغدغه استقلال قضایی 

مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی آن طور که همکاران ایشان شهادت دادند، در دوران مدیریت‌شان بر دستگاه قضایی مراقب بودند که نهادهای دیگر، چه بیرون از دستگاه قضایی و چه درون آن، استقلال قاضی را نقض نکنند. در عین حال ایشان در یک سخنرانی در خطبه‌های نماز جمعه در سال 1367، بیانی به این مضمون دارند که یکی از امتیارات نظام قضایی اسلام در مقایسه با نظام‌های دیگر، این است که گاهی لازم می‌شود مثل این که در برخی از موارد که جرایمی اتفاق می‌افتد، و افکار عمومی تحت تأثیر قرار می‌گیرد، ولی امر ورود کند و خارج از چارچوب دستگاه قضایی افرادی را مأمور به رسیدگی نماید تا با رسیدگی فوری به جرم، فضایی که را در جامعه به وجودآمده، و فرهنگ عمومی جریحه‌دار شده، تسکین یابد. اگر بخواهد در سیستم قضایی به این جرم رسیدگی شود ممکن است چند سال طول بکشد و آن اثری که مجازات مجرمین دارد را نداشته باشد، در چنین مواردی ولی امر اختیار دارد ورود پیدا کند.

از نظر ایشان ورود ولی امر در این موارد ناقض و نافی استقلال دستگاه قضایی یا استقلال قاضی نبوده، لذا آن را به عنوان یک امتیاز تلقی کردند، ولی متقابلاً در درسهایی که ـ گویا در دهه 60 ـ درباره قضا داشتند و کتاب «فقه القضاء» که از ایشان منتشر شده، مربوط به همان مباحث است، بر یک نکته تأکید دارند. در بحث «عزل قاضی» که آیا ولی امر می‌تواند قاضی را عزل کند یا نه؟ مطلب مهمی را مطرح کرده اند. چون فقها این بحث را دارند که «آیا حاکمی که قاضی را نصب می‌کند، می تواند همان قاضی را عزل کند یا نه؟» دیدگاههای مختلفی وجود دارد. ایشان معتقدند ولی امر این اختیار را دارد، چون دلیل نصب قاضی  دلیل خاصی نیست، بلکه همان دلیلی که تشکیل حکومت را اثبات می‌کند، چون قضاوت یکی از شئون حکومت است، نصب قاضی را هم اقتضا می‌کند. دلیل خاصی ندارد که گفته شود: نصب دلیل دارد ولی عزل دلیل ندارد. لذا معتقدند ولی امر می‌تواند قاضی را عزل کند اما به یک شرط. این شرطی که ایشان مطرح کردند، بسیار حائز اهمیت است. آن شرط اینست که از ابتدا معلوم باشد ولیّ امر کجا می‌تواند قاضی را عزل کند؟ مثلاً در صورتی که قاضی فاسق شود، یا مرتکب جرمی شود و در یک محکمه‌ صالحی اثبات گردد، ولی امر بتواند او را عزل نماید، نه اینکه ولی امر به طور مطلق اختیار عزل قاضی را داشته باشد. یعنی عزل قاضی سبب روشنی داشته باشد و از ابتدا هم معلوم باشد که به این دلیل می توان قاضی را عزل کرد، یعنی منضبط شدن دخات ولی امر در دستگاه قضایی، یا دخالت رئیس قوه قضائیه در عزل و نصب یک قاضی.

 

دغدغه استقلال قضایی در شورای بازنگری قانون اساسی

در شورای بازنگری قانون اساسی که در سال 1368 تشکیل شد، دغدغه تأمین استقلال قضایی وجود داشت. پیشنهادهایی هم که مطرح می شد، گاه به خاطر اینکه نافی استقلال دستگاه قضایی یا استقلال قاضی بود،  مورد تأیید قرار نگرفت، متقابلاً برخی از پیشنهادها که استقلال قضایی را تأمین می کرد، تأیید شد. این دغدغه همیشه بوده، بخصوص که وقتی بحث استقلال قضایی و قاضی پیش می‌آید، معمولا ما سیره امیرالمؤمنین و قضاوتهای ایشان را مطرح می کنیم. این که ایشان وقتی والی بود، در برابر شکایت یک ذمّی، چطور در محکمه حاضر می‌شد؟ و اینها را به عنوان امتیازت دستگاه قضایی و استقلال قاضی در اسلام مطرح می‌کنیم.

 

طرح یک پرسش

پرسشی که من دراین جلسه، و در جمع شما سروران عزیزمطرح می‌کنم این است که «آیا تجربه 40 سال دستگاه قضایی، با مدلی که ما در قانون اساسی پیش بینی کردیم، توانسته است استقلال دستگاه قضایی و قاضی را تأمین کند یا نه؟ من فعلاً اثباتاً و نفیاً پاسخی برای این پرسش ندارم، چون این پرسش را باید کسانی جواب دهند که در این 40 سال درگیر مسائل قضایی بوده، و در دستگاه قضائی حضور داشته اند، تا بتوانند روزنه هایی که استقلال دستگاه قضایی یا قاضی را نقض می‌کند، شناسایی کرده، بشمرند و در صدد برطرف کردنش باشند.

امروزه در بعضی از سیستم‌های حکومتی، به فراتر از استقلال دستگاه قضایی از قوه مجریه و مقننه رسیدند، به فکر استقلال دستگاه قضایی از حاکمیت افتاده اند، به این معنا که دستگاه قضایی باید از کل حاکمیت، یک استقلالی داشته باشد تا بتواند در صورت لزوم کسانی را که در مسند قدرت هستند، نه فقط قوه مجریه و نه فقط قوه مقننه، محاکمه کنند، با کمال بی‌طرفی و استقلال به جرایم شان رسیدگی نمایند.

با توجه به مبانی فقه شیعه در زمان حضور معصوم، قوه قضائیه از شئون امام معصوم است، قاضی را امام معصوم نصب می‌کند، و در عصر غیبت ـ بر مبنای نظریه ولایت فقیه ـ فقها در عرض هم به ولایت نصب شده اند. در امور جزئیه سابقاً می‌گفتیم فقیه و مجتهدی که زودتر اقدام کند مثلاً متولی این موقوفه بی متولی باشد فقهای دیگر حق مزاحمت ندارند! می‌گفتیم: اسبقیت ملاک تصدی در امور جزئی است. بعد که مسئله تشکیل حکومت مطرح شد، دیدیم این ملاک قابل پیاده شدن نیست، نمی توانیم بگوئیم: هر کسی زودتر بر مسند ولایت نشست، حق تصدی دارد، مثلا اگر ولیّ امری از دنیا رفت، ولیّ بعدی هر فقیهی است که زودتر بر مسند او بنشیند و اقدام به عزل و نصب کند. این راهکار عملی نبود، لذا گفتیم: وقتی حکومتی تشکیل شد، «اسبقیت» معیار و ملاک تصدی نیست، بلکه «منتخب مردم بودن» ملاک است، فقیهی که از میان فقهای واجد شرایط ،منتخب با واسطه یا بی واسطه مردم باشد، می‌تواند متصدی حکومت بشود. حال، سؤال این است که «آیا می‌شود مدل دیگری را طراحی کرد و پیش‌بینی نمود تا استقلال دستگاه قضایی و قاضی بیش از آنچه که هست تأمین بشود یا نه؟»

من فقط در حد پرسش این را مطرح می‌کنم، فعلاً اثباتاً و نفیاً پاسخی برای آن ندارم، چون شبهات، سؤالات و ابهاماتی نسبت به این مدل به ذهن انسان می‌رسد که باید به آنها پاسخ داده شود. آن مدل این است:

«اگر فقهای واجد شرایطی در عرض هم می‌توانند ولایت را به عهده بگیرند به شرطی که منتخب مردم باشند، آیا می‌شود حاکمیت و ولایت سیاسی را یک فقیه منتخب مردم متولی شود و دستگاه قضایی را یک فقیه دیگر؟ دو فقیهی که هر دو ثبوتاً دارای ولایتند، یکی عهده‌دار حاکمیت سیاسی باشد و یکی عهده‌دار ولایت قضایی؟ آیا از بعد فقهی، روی مبانی مختلف، مثل نصب و انتخاب، و بر اساس قرائت‌های گوناگون که از هر کدام از مبانی وجود دارد، آیا می‌ توان این مدل را مشروع دانست؟ آیا به لحاظ عملیاتی و اجرایی  قابل اجرا هست یا نه؟ قابلیت آن را دارد که در یک نظام سیاسی طراحی بشود، و بر اساس آن، یک فقیه  منتخب مردم، حاکمیت سیاسی را عهده‌دار بشود که قوه مقننه و مجریه تحت ولایت اوست و فقیه دیگری که مستقلاً منتخب مردم است، عهده‌دار دستگاه قضایی باشد تا استقلال قوه قضائیه، نه تنها از قوه مجریه و قوه مقننه تأمین شود، بلکه بالاتر از آن، استقلال دستگاه قضایی از حاکمیت تأمین گردد؟ به طوری که دستگاه قضایی و قاضی  از همه قدرتهایی که ممکن است بتوانند در آن نفوذ کنند، در امان باشد؟

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 


تندیس صبر و استقامت
مقاله

                                           Image result for ‫همایش شخصیت و اندیشه اخلاقی هاشمی رفسنجانی‬‎

             صبر و استقامت قرآنی در نگاه و عمل هاشمی رفسنجانی

مقدمه

«صبر و استقامت» از ویژگی های بارز آیت الله هاشمی رفسنجانی بود. او صبوری و بردباری را از سنین نوجوانی و به هنگام تحصیل در غربت و دور از خانواده، و استقامت و پایداری را در سنین جوانی در پرتو آشنایی با امام خمینی، و با ورود به میدان مبارزه تجربه کرده است. در این دوران به خاطر آشنایی با فرهنگ قرآن در زمینه جهاد، صبر و استقامت، و جایگاه این فضیلت اخلاقی آن را در وجود خویش تعمیق بخشیده و در سه مقطع «دوران مبارزه»، «دوران سخت تأسیس و تثبیت نظام جمهوری اسلامی»، و مهم تر از همه در «دوران بی وفایی و بی صفایی دوستان انقلاب» با تمام وجود با آن زندگی کرده است.

هاشمی زوایای مختلف این فضیلت اخلاقی را در قرآن کریم کاویده، و کاملا آگاهانه نفس خویش را بدان آراسته، و در زندگی فردی و اجتماعی به کار بست، به گونه ای که دوست و دشمن او را به صبوری، و استقامت و پایداری در مراحل مختلف زندگی می شناخت و گاه از صبر او در حوادث زندگی شگفت زده می شد. صبر و استقامت او در زمان مبارزه با رژیم ستمشاهی و در زندانهای مخوف رژیم استبدادی پهلوی و زیر شکنجه های وحشیانه مأموران ساواک زبانزد عام و خاص است. هم چنین صبر و استقامت او در حوادث تلخ سالهای اول جمهوری اسلامی و از دست دادن یاران و دوستان در خاطره ها باقیست. در خاطرات خویش به این نکته اشاره ها دارد. بعد از شهادت رجایی و باهنر، می نویسد:

«روزها و ساعات و بلكه لحظات سختى را مى‏گذرانيم و صبر و متانت و اتكاء به خدا سرمايه مهمى است. حضور مؤثر امام و راهنمائي هاى به موقع، كارگشا است.» [1] «توطئه ضدانقلاب اين است كه نگذارد اركان نظام شكل‏ بگيرد و سياست امام و ما اين است كه به سرعت جايگزين بشود كه تعادل نظام برقرار باشد و لذا با سرعت، پس از شهادت هر مسئولى، جايگزين انتخاب مى‏شود. روزگار سختى مى‏گذرانيم؛ صبر ايوب مى‏خواهد.» [2] «كمى راجع به مشكلات فكر كردم؛ صبر، اطمينان و اميد خود و همراهان، توجهم را جلب كرد. فكر كردم با اين همه خطر در جبهه‏هاى شمال و غرب و جنوب و نفوذ و ايذاء ضدانقلاب و از دست رفتن بخشى از كادرهاى مهم و كمبودهاى ناشى از انقلاب و شرارت استكبار و عوامل داخلى آنها و حال آقاى خامنه‏اى و كسالت قلبى امام و شكنندگى سلامت ايشان و اختلافات عميق، جز لطف و هدايت و افاضه آرامش و صبر، توان ربوبى، نمى‏تواند اين وضع را به وجود بياورد. قبل از خواب سجده شكر به جا آوردم و دعا كردم، براى ادامه اين روحيه‏ها كه سرمايه تلاش، صبر، آرامش و اميد است.» [3]

چنان که صبر و تحملش در برابر بداخلاقی های دوستان نادان لجوج یا دانای حسود، و انقلابی های بعد از انقلاب در دو دهه گذشته، به او و خانواده اش و هر آنچه به او بستگی داشت، در تاریخ معاصر ثبت و ضبط است. صبر و طاقتی که گاه علاقمندان به او را عصبانی می کرد. بر اساس قاعده عقلی و شرعی «مقابله به مثل» خواهان برخورد متقابل او بودند، اما او هم چنان صبوری می کرد و ایمان داشت که عفو و گذشت با ارزشتر از مقابله و انتقام است، و خداوند پشتیبان صابران است. اصرار دوستانش به افشای بخش کوچکی از کارنامه انقلابی نمایان، همواره با پاسخ منفی او روبرو می شد با این استدلال که انقلاب و جمهوری اسلامی آسیب می بیند. او بسان مادری واقعی از انقلاب و نظام به عنوان ثمرة عمر خویش مراقبت می کرد و نامادران هم چنان سنگ فرزند به سینه زده و خواهان ذبح آن بودند. در یک کلمه، صبر و استقامت او تبلور فضیلتی بود که قرآن از اهل ایمان انتظار داشت. صبر و استقامت قرآنی در جان او ریشه داشت و با ایمان راسخ به آنچه خداوند وعده داده، صبوری می کرد و زخمها را به جان می خرید و دوست و دشمن را به تحسین وامی داشت. خود در مقدمه آثار قرآنی اش (تفسیر راهنما و فرهنگ قرآن) می نویسد:

«در طول مبارزات، هر بار كه به زندان مى‏افتادم، پس از سپرى كردن دوران بازجويى و بازپرسى (كه معمولًا به خاطر هيجان‏ها و التهاب‏ها و نگرانى‏ها، امكان فكر و تحقيق از انسان سلب مى‏شد و معمولًا در سلول انفرادى بودم و امكانات تحقيق نداشتم) به فكر انجام اين مهم بودم. ولى دوران كوتاه اين ادوار، فرصتى كافى براى تحقق اين آرمان نبود. چند بار در دوران انفرادى و بازجويى با استفاده از قرآن، كه در اختيار بود، روى چند موضوع كار كردم، از جمله در زمينه «اشرافى‏گرى»، «صبر» و «جهاد». در آن ايّام، بيشتر وقتم به حفظ قرآن مى‏گذشت كه در مجموع، حدود بيست و پنج جزء قرآن را در چهار بار بازداشت كوتاه (شانزده ماه) حفظ كردم. منظور از اين خاطرات، ترسيم عشق و علاقه وافر و احساس تكليفى بود كه نسبت به‏ قرآن داشتم: كتابى كه در نگاه تمامى اهل قبله، اساسى‏ترين و غنى‏ترين و معتبرترين منبع معارف اسلامى و بلكه بشرى است.» [4]

در این نوشتار کوتاه که به مناسبت اولین سالگرد رحلت جانگداز او قلمی می شود، دیدگاه او در بارة این فضیلت اخلاقی ترسیم می شود. روش ما در این مقاله، توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از آثار و تالیفات، به ویژه آثار تفسیری ایشان خواهد بود.



[1] . کارنامه و خاطرات، عبور از بحران، ص181.

[2] . همان، ص265.

[3] . همان، ص201.

[4] . هاشمی رفسنجانی، كارنامه و خاطرات، دوران‏ مبارزه، ص 307


«رهبری» در جمهوری اسلامی از نگاه شهید بهشتی
سخنراني

انجمن اندیشه و قلم با همکاری موزه شهید بهشتی

10 تیر ۱۳۹۶

Image result for ‫بهشتی و امروز ما‬‎

    یکی از اصولی که در مجلس خبرگان قانون اساسی بدون پیشینه ای در پیش نویس قانون اساسی، مطرح و تصویب شد، اصل ولایت فقیه بود. ولایت فقیه در عصر غیبت، دیدگاه گروهی از فقیهان امامیه است. امام خمینی هم که از طرفداران این نظریه بود، با انتشار دروس خارج فقه خود در سال 1349، آن را به صورت آشکار مطرح کرد، هر چند در ماههای منتهی به پیروزی انقلاب و پس از تأسیس جمهوری اسلامی، تا زمان تصویب آن در مجلس خبرگان قانون اساسی، از تأسیس نظام سیاسی جدید بر محور آن سخن نگفت، گرچه در برخی از احکام صادره، مانند حکم نخست وزیری مهندس بازرگان به «ولایت شرعی» خویش اشاره کرد.[1]

  با تأسیس جمهوری اسلامی، اینکه «آیا همه فقیهان واجد شرایط دارای ولایت اند و باید از میان خود یکی را برگزینند؟» یا «به صورت جمعی ولایت دارند و باید به صورت شورایی اعمال ولایت کنند؟» یا «از میان فقیهان واجد شرایط یک فقیه ولایت دارد و در این فرض، کدامیک ولایت دارند؟» دیدگاه یکسانی وجود نداشت. در رساله هایی که تعدادی از عالمان در آستانه پیروزی انقلاب نوشته و منتشر کردند، فروض متعدد یادشده به چشم می خورد.[2] به طور طبیعی هنگامی که این بحث در آستانه تهیه پیش نویس و تدوین قانون اساسی جدید گشوده شد، پرسش هایی از این قبیل ذهن فقیهان را به خود مشغول کرد.

 

 در متون فقهی گفته شده که اگر فقیهی احساس وظیفه کرد و متولی یکی از امور حسبیه شد و مثلا تولی مال یتیم یا صغیر یا موقوفه ای را بر عهده گرفت، فقیه دیگر حق مزاحمت ندارد، چون سالبه به انتفای موضوع است. یعنی ملاک تصدی اسبقیت است، هر فقهی که زودتر اقدام کرد، متولی خواهد بود، اما در امر حکومت هم می توان چنین ملاکی را پذیرفت؟ به نظر می رسد به ملاک دیگری نیاز هست و آن ملاک «منتخب مردم» بودن است. اما فلسفه این ملاک چیست؟ احتمالات گوناگونی می شود مطرح کرد:

 


موازین اخلاقی در رقابت های انتخاباتی
مصاحبه

  شفقنا : حجت‌الاسلام والمسلمین سید جواد ورعی، مدرس و محقق دینی، بداخلاقی را خصلت انسان‌های ناتوان در رقابت برشمرد و گفت: انسان‌های قوی و توانا، هرگز در رقابت به تقلب، خدعه و فریب روی نمی‌آورد. آنان که بدون برنامه مشخص و منطبق بر موازین علمی وارد عرصه رقابت انتخاباتی می‌شوند، چون چیزی برای عرضه و جلب آرای مردم ندارند، با تخریب رقیب در صدد اثبات خویش بر می‌آیند.

  حجت‌الاسلام والمسلمین ورعی در بخشی از گفت و گوی خود با شفقنا بیان کرد: بی‌مناسبت نیست اشاره کنم به بدخلاقی‌هایی که در انتخابات های سال ۸۴ و ۸۸ از سوی بعضی از نامزدهای انتخاباتی صورت گرفت و آثار سوء خود را در جامعه بجا نهاد که هنوز بعد از سالیان متمادی جامعه به حالت قبلی خود بازنگشته است مانند استفاده ابزاری از دین و مقدسات و آموزه‌های ارزشمند دینی مثل مسأله ظهور امام عصر (عج). باید مراقب بود بار دیگر این اشتباه از سوی نامزدها و هوادارانشان تکرار نشود.

     *******************************************************

*پیامبر اکرم(ص) در توضیح اهداف بعثت خود اتمام مکارم اخلاقی را بیان می کند و می فرماید «انی بعثت لاتم بمکارم الخلاق». چرا پیامبر به کمال رساندن دین را بیان نمی کند و مسایل اخلاقی را هدف بعثت خود می داند؟ آیا اخلاق بر شرعیات مقدم است؟


نقش آیت الله هاشمی در بازنگری قانون اساسی
مصاحبه

                                                  گفتگو با روزنامه جمهوری اسلامی

Image result for ‫ ویژه نامه روزنامه جمهوری اسلامی به مناسبت اربعین درگذشت هاشمی رفسنجانی‬‎ 

س: محور پرسش های ما نقش آیت الله هاشمی رفسنجانی در به ثمر نشستن قانون اساسی جمهوری اسلامی است. ایشان در آغاز تأسیس جمهوری اسلامی چه نقشی در تدوین قانون اساسی و شکل گیری ساختار نظام سیاسی داشتند؟

بسم الله الرحمن الرحیم. ابتدا از روزنامه وزین جمهوری اسلامی به خاطر تجلیل از شخصیت هایی که عمر خود را در راه اسلام و انقلاب اسلامی و پیشرفت کشور گذاشتند، تشکر می کنم. می دانید که مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی هم به علت بیماری پس از ترور نافرجام ایشان، و هم به دلیل ادغام شورای انقلاب با دولت، و عزیمت ایشان و تعداد دیگری از اعضای شورا به معاونت وزارتخانه ها، نامزد مجلس خبرگان قانون اساسی در سل 58 نشدند و در این مجلس حضور نداشتند، اما هم در آماده کردن پیش نویس قانون اساسی در شورای انقلاب، و هم در شکل گیری مجلس خبرگان قانون اساسی و معرفی نامزدهای انتخاباتی از طریق حزب جمهوری اسلامی، و هم برگزاری سالم انتخابات در سمت معاونت وزارت کشور، آن هم در فضای طوفانی ماه های اول تأسیس جمهوری اسلامی، نقش مهمی داشتند.


مجموع خبرها 173 (35 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 ]
مطالب قبلی
Saturday, January 21
· هاشمی وارسته از تملق گویی و تملق شنوی
· هاشمی وارسته از ریا و تزویر
Thursday, December 29
· از «تدوین» تا «بازنگری»قانون اساسی جمهوری ا
Friday, December 23
· حسن راستگویی و قبح دروغگویی
Friday, December 09
· «نجف، بیروت، دهلی»
Thursday, December 01
· صلح و جنگ در منطق شیعه
Friday, November 04
· مبانی فقهی انقلاب اسلامی از نگاه امام خمینی
Thursday, September 29
· نقش مردم در جمهوری اسلامی
Thursday, September 01
· قیام حسینی و آزادی مردم از استبداد و بردگی
Tuesday, August 09
· نائینی و نفی استبداد در اسلام

مطالب قدیمی تر

تالیفات

 

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

Image result for ‫حقوق شهروندی در اندیشه اسلامی‬‎

Image result for ‫مبانی فقهی امر به معروف و نهی از منکر منتشر شده‬‎

Image result for ‫فرمانبرداری و نافرمانی مدنی منتشر شد‬‎