يك شنبه 31 اردیبهشت 1391
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
اطلاعیه

 

    دروس سال جاری (۹۰ ـ ۹۱)

                                     ترم دوم

 رسائل (امارات)            

 مکاسب (بیع)                

        مدرسه آیت الله گلپایگانی

   امر به معروف و نهی از منکر

      (مراتب امر و نهی)                 

       موسسه مفتاح کرامت

  اندیشه و نظریه سیاسی شیعه

        دانشگاه ادیان و مذاهب 

 


سایر لینک ها
 

چرا بعضی از دین می گریزند؟!
مقاله

 

  

      استاد شهید آیت الله مطهری در زمانی زندگی می کرد که به خاطر حاکمیت رژیم استبدادی و وابسته، که هیچ تعهدی نسبت به دین و ایمان مردم نداشت از یک سو، و موج فزاینده مکتب الحادی مارکسیسم در جهان و ایران از سوی دیگر، جهت گیری کلی جامعه به سوی «بی دینی و لامذهبی» بود، مع ذلک در چنین فضایی از حوزه به دانشگاه و جامعه رفت، و با مجاهدت علمی و اجتماعی خود بسیاری از نسل جوان را به سوی دین و مذهب سوق داد، و موج گرایش به دین را در این طیف ایجاد کرد و اتفاقا همین نسل بود که قدم به میدان مبارزه با رژیم داد و انقلاب اسلامی را رقم زد و در دنیای الحاد و سکولاریسم «حکومتی دینی» در این سرزمین ایجاد نمود.

  پرسش این نوشته آن است که چرا به رغم تأسیس حکومت دینی و حضور عالمان دین در عرصه اجتماع و سیاست، و به خدمت گرفتن ابزارها و امکانات دینی، «دین گریزی» در میان جوانان این مرز و بوم هم چنان مشاهده می شود؟

  نویسنده سال گذشته «علل گرایش به مادی گری» را با استفاده از آثار استاد شهید مطهری در یک مقاله کوتاه نگاشت و در سایت شخصی خود منتشر کرد. جالب است که در یک سال گذشته به رغم وجود مقالات متنوع، بیشترین مراجعه به این مقاله بوده است. اقبال به چنین موضوعاتی حکایت از وجود این آفت در جامعه دارد.

   این مشکل به قدری اهمیت دارد که بیش از پیش در باره آن تأمل شود و علل و عوامل آن شناسایی گردد. بدیهی است در یک مقاله کوتاه بررسی جامع این موضوع نیست. اما به اختصار به بعضی از این عوامل اشاره می شود.

 

    1. معرفی دین با چهره ای عبوس

  

   این که آموزه های دین چگونه به مردم معرفی شود بسیار مهم است. رسول خدا در ابتدای رسالت خود می فرمود: «بعثنی بالحنیفیّه السّهله السّمحه؛ خداوند مرا بر دینی سهل و آسان بر انگیخت.» (کافی : 5/ 494) و به نمایندگان خویش مانند معاذ بن جبل سفارش می کرد که مردم را به دین جذب کنید و موجبات تنفر آنان را فراهم نکنید، به مردم آسان بگیرید و بر آنان سخت نگیرید «يَسِّرْ وَ لاتُعَسِّرْ، وَ بَشِّرْ وَ لاتُنَفِّرْ» (بحار الانوار : 2 / 97)

  سخن در این نیست که بخشی از آموزه های دین را که به میل مردم است بیان کنید و بخش دیگر را مخفی نگه دارید، بلکه سخن در «کیفیت تبیین» مجموعه معارف دین است. به راستی چرا شهید مطهری که هم با تعالیم مارکسیسم مبارزه می کرد و هم با آموزه های مکاتب غربی، هم از توحید و معاد سخن می گفت، هم از عدل و امامت، و هم از جهاد و مبارزه، برای نسل جوان جاذبه داشت، اما برخی فقط قوه دافعه دارند و شاگردان شان بذر نفرت می پاشند و به لعن و نفرین مؤمنان و حتی عالمان می پردازند؟!  آیا آن شهید از بیان بخشی از معارف و احکام دین صرف نظر کرده بود که می توانست جوانان را به دین و مکتب جذب نماید؟ هرگز. بلکه او تمام همت خود را صرف نمود تا به تبیین عقلانی دین بپردازد و تفسیری از دین ارائه کند که عقل ها را قانع، و قلب ها را جذب نماید.

     2. سکوت عالمان دین در برابر تجاوز به حقوق مردم

 

    عامل دیگری که دین را در میان مردم عزیز می کند، حق طلبی عالمان دین در گفتار و کردار است. و متقابلا عاملی که مردم را از دین گریزان می سازد، سکوت عالمان دین در برابر متجاوزان به حقوق مردم و عدم پای بندی آنان به تعالیمی است که از دین می گویند. مردم از آنان انتظار دارند که حق را بگویند و بدان پای بند باشند، هر چند به ضرر شان باشد و با باطل و ناحق مبارزه کنند، هر چند در جبهه خودشان باشد. تعصبات قومی، حزبی و صنفی آنان را به سکوت در برابر زیرپا نهادن حق وادار نکند. رفتارشان بر خلاف گفتار شان نباشد. مردم احساس نکنند که حق را اگر در جبهه رقیب و دیگران باشد، بر نمی تابند ولی بر باطل اگر در جبهه یا صنف خودشان باشد، سرپوش می گذارند.

   اگر مردم احساس کنند که مبارزات دیرین عالمان دین با ظلم و بی عدالتی تا وقتی بود که قدرت دست دیگران بود، ولی حال که خود قدرت را در اختیار دارند، نسبت بدان بی تفاوت اند یا حساسیت لازم را ندارند، از دین می گریزند.

  اگر فکر کنند مبارزة عالمان دین با جهل و خرافه تا وقتی بود که قدرت طلبان برای سلطه بر مردم استفاده می کردند، ولی اینک که خود به قدرت رسیده اند، نسبت به استفاده از این ابزارها عکس العملی نشان نمی دهند، در حقانیت آموزه های دینی و تعالیم پیشوایان دینی دچار تردید می شوند.

  مردم از عالمان دینی انتظار دارند که از حقوق آنان در برابر تجاوز کانون های قدرت و ثروت دفاع کنند و برای شان فرقی نکند که این کانون ها به کجا و به چه کسی وابسته اند. همه مردم قدرت و ظرفیت تفکیک میان «تعالیم دین» و «رفتار داعیه داران دین» را ندارند.

  شهید مطهری در این عرصه نیز موفق بود. حق طلبی او که با حرّیت و آزادگی همراه بود، موجب می شد تا با انحرافات و کژی ها در هر طبقه و صنفی مبارزه کند، از مبارزه با انحرافات عقیدتی و التقاط فکری جریان روشنفکری تا نقد و انتقاد از سازمان روحانیت، و بدعت ها و تحریف هایی که در دین صورت می گرفت.

 

    3. دنیا طلبی عالمان دین

 

  عامل دیگری که مردم را از دین گریزان می سازد، دنیا طلبی و قدرت طلبی عالمان دین است. اگر مردم ببینند که عالمان دین بر خلاف آموزه های دینی که زهد و وارستگی از دنیا یکی از آن هاست، به تجملات و تشریفات زندگی دنیوی تمایل پیدا کرده و از توده های مردم فاصله گرفته اند، در صداقت آنان در دعوت به زهد و پارسایی دچار تردید می شوند.

 اگر مردم احساس کنند که عالم دینی بر خلاف دستورات دین مبنی بر این که «هر کس متصدی امری شود در حالی که می داند فردی شایسته تر از او برای تصدی آن وجود دارد، در حق جامعه خیانت کرده» ، برای پست و مقام دست و پا می زند، یا از افراد نالایقی که هم طیف و هم فکر خویش است، برای تصدی مسئولیت های اجتماعی حمایت، و در نتیجه افراد لایق منزوی می شوند، رفتار آنان را به حساب دین و مکتبی می گذارند، که از آن سخن می گوید.

  عالم دینی در صورتی که از کسی هم به تصور لیاقت حمایت کرده باشد، در صورت کشف خلاف باید برائت بجوید، به اشتباه خویش اعتراف نموده و در صدد جبران برآید تا مردم بدانند عالم دینی با افراد متخلف و نالایق اشتراک منافع ندارد. اصرار بر خطا ، خود خطای دیگر و بزرگتری است که مسئولیت آن بیش از همه بر عهده عالمانی است که توده های مردم به آنان اعتماد کرده و امانتی اجتماعی را به کسی سپرده اند.

     4. تبلیغ «نظارت ناپذیری حکومت دینی»

 

  یکی دیگر از عوامل فاصله گرفتن مردم از دین که تجربه غرب را هم به همراه دارد، «نظارت ناپذیر شمردن حکومت دینی و حاکمان و دولتمردان» است. اگر مردم احساس کنند که دولتمردان هر چه بگویند و هر کاری کنند، مردم حق اعتراض و انتقاد ندارند، از چنین حکومتی رو بر می گردانند. فرقی هم نمی کند که این مسئله در چه قالبی مطرح شود.

   * این که دولتمردان عادل اند و شخص عادل خطا نمی کند؛

   * با الهامی که به آنان می شود، جامعه را اداره می کنند؛

   * قاعده لطف اقتضا می کند که امام زمان اجازه خطا در تصمیم گیری را به دولتمردان ندهد؛ امام زمان جامعه را مدیریت می کند؛

  و سخنانی از این قبیل همگی در یک راستا قرار دارند. اگر دولتمردان چنین باورهایی داشته باشند، اجازه نظارت به کسی نخواهند داد؛ چنان که ناظران با چنین اعتقادی حق نظارتی برای خود قائل نخواهند بود. اخیرا یکی از کسانی که وظیفة نظارتی بر عهده دارد، در پاسخ به پرسشی از چگونگی انجام وظیفه نظارتی اش اظهار نموده :

  * «کسی که از مقام عدالت فراتر رفته و به مقام یقین رسیده باشد، نیاز به نظارت ندارد!»

  قطعا اگر شهید مطهری در قید حیات بود با این انحرافات مقابله می کرد و از این که برای حکومت غیر معصوم مقام قدسی، به معنای نظارت ناپذیری قائل شوند و حق نقد و انتقاد را از مردم سلب نمایند، اظهار ناخشنودی می کرد.

   اگر این نگاه با سیرة امیرمؤمنان علی (ع)، امام معصوم در «تشویق مردم به اظهار نظر و نصیحت حاکم» و متقابلا نیاز ایشان به نظرات مردم مقایسه شود، معلوم می شود که چقدر با حکومت علوی فاصله داریم. آن حضرت در یک سخنرانی در صفین فرمود :

  « .... فَلَا تَكُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ- فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ- وَ لَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي- إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي- فَإِنَّمَا أَنَا وَ أَنْتُمْ عَبِيدٌ مَمْلُوكُونَ لِرَبٍّ لَا رَبَّ غَيْرُه‏ ؛

  با من از گفتن حق يا رأى زدن به عدل باز نايستيد، زيرا من در نظر خود بزرگتر از آن نيستم كه مرتكب خطا نشوم و در اعمال خود از خطا ايمن باشم. مگر آنكه، خدا مرا در آنچه با نفس من رابطه دارد، كفايت كند زيرا او تواناتر از من به من است. ما و شما بندگانى هستيم در قبضه قدرت پروردگارى كه پرورش دهنده‏اى جز او نيست.»

 (نهج البلاغه : خ 207)

  جمله ذیل از استاد شهید در باره حکومت امام علی (ع) کافی است تا دیدگاه او را در این زمینه نشان دهد. می گفت:

  «اين كه مى‏گويند حكومت على عليه السلام عالي ترين مظهر دموكراسى بود روى همين جهات بود. خودش با آن كه امام است و قدرت هاى مادى و معنوى را در اختيار دارد، به مردم پر و بال مى‏دهد، آنها را بر انتقاد و اعتراض تشجيع مى‏كند. البته اين نكته هم هست كه هر اعتراضى بحق نيست.» (مجموعه ‏آثار استاد شهيد مطهرى : ‏22/ 238)


چرا هنوز جای خالی استاد مطهری احساس می شود؟
همه

                                            

                                           

                                             مصاحبه صفحه حوزه روزنامه جمهوری اسلامی

                                               به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله مطهری

                                                                                                 ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

 

  

   پرسش :

  سی و دو سال از شهادت استاد شهید مطهری می گذرد. با این که شخصیت های فرزانه ای در حوزه وجود داشته و هر یک منشأ برکات زیادی می باشند، اما خلأ وجودی شهید مطهری هم چنان احساس می شود، به نظر شما استاد مطهری چه ویژگی هایی داشته است که بعد از سه دهه هم چنان نیازمند او هستیم؟

   پاسخ :

   بسم الله الرحمن الرحيم استاد شهيد آيت الله مطهري (رض) داراي ويژگي هايي بود كه به صورت يك جا در كمتر كسي جمع مي شود، به همين دليل است كه هنوز بعد از گذشت سه دهه از شهادت ايشان، خلأ وجودي شان احساس مي شود. افراد و شخصيت هايي كه يك يا دو خصلت از اين ويژگي ها را داشته باشد، كم و بيش يافت مي شوند، اما امتياز استاد اين بود كه جامع اين ويژگي ها بود. بعضي از اين ويژگي ها به اختصار عبارتند از :

   1. اخلاص

  به نظر من «اخلاص» از مهم ترين ويژگي هاي آن بزرگوار بود. فعاليت هاي علمي، اجتماعي و سياسي اش براي رضاي خدا بود. بسياري از افرادي كه با ايشان حشر و نشر داشتند، ايشان را شخصيتي مخلص مي دانند. اتفاقا يكي از علل موفقيت استاد و توجه جامعه به آثار علمي ايشان، و محبوبيت شان در جامعه و قلوب مردم معلول همين خصلت است. تقيدشان به عبادات، به ويژه عباداتي كه معمولا اخلاص در آن ها بيشتر است مثل شب زنده داري، اين ويژگي را در ايشان تقويت كرده بود.


سیمای فاطمه (س) در قرآن - 3
مقاله

                                                     

                                                   به مناسبت شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

   

      5ـ سیدة النساء

  

    «فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ الله عَلَى الْكَاذِبِينَ»(۱) «هر کس با تو در مقام احتجاج و جدل برآید دربارة عیسی، بعد از آن‌که از طریق وحی به احوال او آگاهی یافتی، بگو بیایید ما و شما، با فرزندان و زنان خود، با هم به مباهله برخیزیم (یعنی در حق یکدیگر نفرین کنیم و از خدا بخواهیم) تا دروغگو و کافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم.»

   آیة مبارکه دربارة مسیحیان نجران نازل شده است، آنان که عیسی را فرزند خدا می‌دانستند و تولد فرزندی بدون پدر را باور نمی‌کردند و به سخنان پیامبر اسلام دربارة حضرت عیسی اعتراض می‌کردند. خداوند که داستان حضرت عیسی را به پیامبرش آموخته بود، او را به حادثه‌ای غریب‌تر که خلقت حضرت آدم بود، تشبیه نموده و در قرآن کریم می‌فرماید: «چگونه آدم ابوالبشر بدون پدر و مادر متولد شد؟»

   این سخن، گذشته از وحی بودنش بر برهان مبتنی است. از این رو اگر کسی در وحی بودنش تردید نماید، عقل سلیم می‌تواند او را به امکان تولد حضرت مسیح بدون پدر راهنمایی نماید».(۲) پس از لجاجت و نپذیرفتن استدلال پیامبر و به فخر رازی، پس از پایان رسیدن مرحلة سخن، دستور مباهله نازل شد.

 بدین معنا که پیامبر به مسیحیان نجران فرمود: طرفین، دست به سوی آسمان بلند کنیم و از خداوند بخواهیم که جبهة حق را پیروز گرداند و جبهة باطل و دروغگو را ریشه‌کن نماید. چنین دعوتی از سوی پیامبر آن هم به همراه عزیزترین افرادش، دلالت بر اطمینان آن حضرت به حقانیت خویش و پیروزی در این هماورد دارد. پس از قرار مباهله، اسقف نجران به نمایندگان خود گفت:

  «اگر مشاهده کردید که محمد تنها با فرزندان و اهل بیتش آمده، از مباهلة با او خودداری کنید.»

  روز موعود که در محل مورد نظر و در بیابان حاضر شدند، دست علی را در دست پیامبر و حسن و حسین را در حالی که مقابل آن حضرت حرکت می‌کردند و فاطمه(س) را که پشت سرشان حرکت می‌کرد، مشاهده کردند.(۲) پیامبر عرض کرد: «اللهم هؤلاء اهلی» (۳)پروردگار اینان اهل بیت من هستند. پس رو به آنان کرده، فرمود:

                                           «چون من دعا کردم شما آمین بگویید.»(۴)

 


سیمای فاطمه (س) در قرآن - 2
مقاله


                                                      به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)








    3ـ محبوبة امت


  «قُل لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ الله غَفُورٌ شَكُورٌ * أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى الله كَذِبًا...»
(1) «بگو من جز مودت و دوستی خویشاوندانم، اجر و پاداشی از شما نمی‌خواهم و هر که کار نیکو انجام دهد، ما بر نیکویی او می‌افزاییم که خدا بسیار آمرزنده و پذیرندة شکر بندگان است * بلکه (مردم نادان) خواهند گفت: محمد بر خدا دروغ بست (که محبت اهل بیت را بر مردم واجب کرد.)»


   ابن عباس دربارة شأن نزول آیات فوق که به آیات مودت شهرت یافته می‌گوید: چون اسلام، پس از هجرت پیامبر به مدینه، استحکام یافت، انصار گفتند: نزد پیامبر برویم و بگوییم در گرفتاری‌هایی که پیش می‌آید، اموال ما در اختیار تو است و می‌توانی در جهت پیشبرد دین از آن‌ها استفاده کنی. آیة شریفه نازل شد و پیامبر آن را در پاسخ آنان تلاوت فرمود. منافقان مانند همیشه که درصدد تضعیف رسول خدا بودند، اظهار داشتند: او در همان مجلس این سخن را ساخت تا ما را پس از خود نزد خویشانش ذلیل و خوار گرداند. آن‌گاه آیه دوم نازل شد که آیا بر خداوند دروغ و افترا می‌زنید؟! (2)

  گرچه در تفسیر آیه احتمالات دیگری نیز مطرح شده، اما با توجه به شأن نزول آیه و روایات متعددی که از طریق شیعه و سنی نقل شده، پیامبر بر اساس رسالتش، پاداشی جز دوستی و محبت اهل بیتش نطلبیده است. از نظر ادبی نیز تفاوتی بین این‌که استثناء در آیه «إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى» متصل باشد یا منقطع، وجود ندارد.(3) اگر استثناء متصل باشد بدین معناست که «من پاداشی از شما نمی‌خواهم جز دوستی اهل بیتم» و اگر منقطع باشد(4) بدین معناست که دوستی اهل بیت پیامبر اجری برای پیامبر نیست، چرا که بهرة این دوستی نصیب مسلمانان و دوستداران اهل بیت آن حضرت است و بدین وسیله چنین خواسته‌ای از سوی رسول خدا در راستای دعوت مردم به دین است.

    به بیانی از علامه طباطبایی در این باره توجه نمایید:

  

سیمای فاطمه (س) در قرآن - 1
مقاله




                                             به مناسبت ایام شهادت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)



     اهل بیت مظاهر رحمت الهی‌اند و اسمای حسنای حق، و صدیقه طاهره(س) گلواژة آفرینش و خنکای آیات الهی. شخصیت دست نایافتنی و الهی حضرت فاطمه(س) از منظر وحی، یکی از مهمترین سرفصل‌های زندگی و شخصیت آن وجود مطهر است، آن‌چه در این مقالة  در پانزده عنوان می‌خوانید نگاهی است به برخی آیات که دربارة آن حضرت(س) نازل گشته و یا بر آن حضرت(س) تفسیر و تطبیق شده است. «سیمای فاطمة زهرا، سلام الله علیها، در قرآن» موضوع این نوشتار است.


  گذشته از تفاسیر گوناگون قرآن که به تناسب، در ذیل آیات شریفه و با استناد به احادیث، شخصیت والای آن حضرت را نمایان ساخته‌اند؛ آثار و تألیفات مستقلی نیز از سوی دانشمندان در این زمینه نگارش یافته است، اما قبل از ورود به بحث نکاتی را یادآور می‌شویم:

   1ـ چون هدف نشان دادن نمایی از شخصیت آن حضرت در کلام وحی است، پرداختن به مباحث جزئی و فنی ادبی، تفسیری و فقهی در همة موارد، این نوشتار را از حد یک مقاله خارج می‌کند، لذا در این زمینه به حداقل اکتفا شده است.

   در نقل احادیث در تفسیر آیات، بیش از آن‌که به احادیثی که در منابع شیعه نقل شده، عنایت داشته باشیم، به احادیثی که از طرق اهل سنت و در منابع آنان و حتی در بعضی از موارد از سوی دشمنان اهل بیت نقل شده، اهتمام ورزیده‌ایم تا شخصیت والای دخت گرامی رسول خدا از نگاه شیعه و سنی و حتی دشمن آشکارتر شود.

   دلالت همه آیات مورد بحث یکسان نیست. بر برخی از آیات، گذشته از ظاهر کلام، روایات متواتر از طریق شیعه و سنی دلالت دارد؛ مانند پنج آیه اول که با تفصیل بیشتری مورد بحث قرار گرفته است. برخی دیگر تفسیر باطنی محسوب می‌شوند چرا که قرآن به حسب روایات هفت یا هفتاد «بطن» دارد که به تعبیر قرآن «راسخان در علم» از آن آگاهند. از این رو برخی از آیات علاوه بر معنا و تفسیر ظاهری، به حکم تفسیر باطنی بر آن حضرت منطبق است، همانند آیات هشتم و پانزدهم. چنان‌چه برخی از آن‌ها از قبیل بیان یکی از مصادیق آیه و بلکه کاملترین مصداق و به اصطلاح مفسران، از باب تطبیق است نه تفسیر. و شاهد این مطلب آن است که ظاهر آیه معنای دیگری دارد و یا انبیاء و اولیاء دیگر را هم شامل می‌شود. آیات نهم، دهم و آیة شریفة نور از این قبیل است. از این رو روایاتی که در ذیل آن‌ها وارد شده گاهی با یکدیگر متفاوت است. در ذیل آیة دهم بعضی از روایات، فاطمه زهرا(س) را (عنصر الشجره) خوانده و در بعضی (غصن الشجره) و در ذیل آیة نور در بعضی از روایات (مشکوة) بر آن حضرت منطبق شده و در برخی (کوکب درّی). بنابر این آیات مورد بحث اعم از تفسیر ظاهری، باطنی و جری و تطبیق است.

   بعضی از آیات تنها بر شخصیت حضرت زهرا(س) دلالت دارد و بعضی ناظر به مقام و منزلت اهل بیت رسول خداست که زهرای مرضیه(س) از جمله آن‌هاست. البته آیات، منحصر به آیاتی که در این نوشتار آمده نیست و بسی بیشتر است.

   ممکن است مباحث نقلی در این نوشتار که طبیعت موضوع اقتضا می‌کند، قدری بر خوانندگان محترم ملال‌آور باشد، اما حوصله و تحمل، زمینه آشنایی بیشتر با سیمای فاطمة زهرا(س) را در کلام وحی فراهم می‌سازد. مقامی که در میان زنان اختصاص به آن حضرت دارد، (سیدة نساء‌العالمین)، و کدام شخصیت بالاتر و والاتر از او است که بتواند الگوی زنان و مردان باشد؟!




مجموع خبرها 78 (16 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 ]
Categories Menu

مناسبتها


مطالب قبلی
Wednesday, March 07
· انقلاب اسلامی و آفت تحریف
Sunday, February 26
· جایگاه و رسالت روحانیت از نگاه امام خمینی ـ 2
Sunday, February 19
· جایگاه و رسالت روحانیت از نگاه امام خمینی ـ 1
Tuesday, February 14
· آیت الله صافی گلپایگانی و ارکان قانون اساسی
Sunday, February 05
· روحانیت مسئول است
Sunday, January 22
· «احساس تکلیف شرعي» يا ......؟
Tuesday, December 27
· قاعده «مصلحت» در روابط بین الملل
Friday, December 09
· امام حسین (ع) و خروج بر علیه سلطان جائر
Sunday, November 13
· از قم تا نجف اشرف - 11
Thursday, November 03
· حقوق شهروندی در سیره معصومان (ع) - 2

مطالب قدیمی تر

تالیفات

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)