شنبه 8 بهمن 1390
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
اطلاعیه

 

    دروس سال جاری (۹۰ ـ ۹۱)  

              

 مکاسب محرمه                            

 رسائل (قطع و ظن)                  

        مدرسه آیت الله گلپایگانی

   امر به معروف

             و نهی از منکر                  

       موسسه مفتاح کرامت

حکومت و مدیریت در نهج البلاغه

      دانشکده علوم حدیث


سایر لینک ها
 

«احساس تکلیف شرعي» يا ......؟
مقاله





  

  «احساس تکلیف» از جمله اصطلاحاتی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی وارد ادبیات اجتماعی و سیاسی جامعه ما شد و معمولا وقتی بکار می رفت که کسی برای انجام وظیفه دینی، منصبی اجتماعی و سیاسی را می پذیرفت. شاید بیش از همه امام خمینی از «تکلیف گرایی» سخن گفته و آن را در برابر تفکر «نتیجه گرایی» مطرح نمود. مرادشان این بود که انسان به عنوان بنده خدا تکالیفی دارد که باید آن را به درستی بشناسد و انجام دهد ، این که نتیجه آن چه خواهد بود، وظیفه انسان نیست. چون در بسیاری از موارد تشخیص نتیجه در آینده از عهده انسان خارج است.

  البته این سخن به معنای آن نیست که آدمی به نتایج اعمال و رفتارش نیندیشد و در محاسباتش در نظر نگیرد. اتفاقا برخی از تکالیف مانند امر به معروف و نهی از منکر مشروط به نتیجه داشتن و مؤثر بودن است و بدون احتمال تأثیر امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست. توضیح این مطلب را به فرصتی دیگر موکول می کنم.

  به هر تقدیر، امام با چنین نگرشی انجام تکلیف را وارد ادبیات اجتماعی ما نمود. در سال های نخست انقلاب بسیاری از مدیران با چنین انگیزه ای منصب های اجتماعی و سیاسی را می پذیرفتند. چرا که مقام و منصب در آن سال ها جز زحمت و مشقت نبود، نه احساس قدرتی به دارنده آن دست می داد، و نه در پرتو آن می شد به مال و ثروتی دست یافت. زیرا دولتمردان از همین مردم بوده و با کمترین انحرافی با اعتراض مردم روبرو می شدند. به قول امام راحل (رض) :

  «امروز كه بقال سر محله مى‏آيد و مى‏گويد كه برادر نخست وزير اينجا اين كار درست نيست، برادر رئيس جمهور اين كار درست نيست، اين ديگر قدرتى نيست. يك برادرى است، يك دسته برادرند، يك دسته‏شان شانسشان آورده است آنجا نشسته‏اند؛ يك دسته بيچاره هم براى اينها سينه مى‏زنند.» (صحيفه امام، ج‏14، ص379)

  چون غالبا تشنه خدمت بوده، و آن را از سر وظیفه دینی انجام می دادند، در قبالش از نظام و مردم طلبکار نبودند. برای بدست آوردن یا نگهداری اش به این در و آن در نمی زدند. برای رسیدن به آن پول خرج نمی کردند. زیر دین صاحبان ثروت نمی رفتند....؛ خاصیت پذیرش مقام و منصب که از «احساس تکلیف» نشئت گرفته باشد، همین است.

  البته کسانی که با چنین احساسی منصبی را می پذیرفتند، گاهی خود به این نتیجه می رسیدند که باید این منصب را بپذیرند تا در پرتو آن بتوانند خدمتی به خلق خدا کنند و باری از دوش مردم بردارند. و گاهی دیگران منصبی را پیشنهاد کرده و پذیرفتن آن را وظیفه شرعی آن ها دانسته و با اصرار آن را بر عهده ایشان می نهادند که غالبا از قبیل نوع دوم بودند. اگر روزی به آنان گفته می شد که دیگر به وجود شما نیازی نیست ، نفس راحتی می کشیدند که بار مسئولیت از دوش آنان برداشته شده است. رفتارشان نیز گواه بر صداقتشان بود.

  مردم اگر از مسئولی می شنیدند که برای پذیرش این منصب احساس تکلیف کرده، و برای انجام وظیفه قدم به میدان گذاشته، می پذیرفتند و سخن از «احساس تکلیف» را پوششی برای پنهان کردن «قدرت طلبی» یا «مقام دوستی» قلمداد نمی کردند، چون رفتارشان گواه بر کردارشان بود. اما امروز وقتی سخن از «احساس تکلیف» برای پذیرفتن یک منصب اجتماعی و سیاسی شنیده می شود، مردم باور نمی کنند، و گاهی به تمسخر می گویند:

                                 «آقا ! چقدر می گیری که احساس تکلیف نکنی و دست از سر ما برداری ؟»

 
   
آیا این باور عمومی جز برای آن است که مردم صداقتی در این گفتار نمی بینند؟

   آیا جز این است که آن را پوششی برای فریب افکار عمومی تلقی می کنند؟

   آیا مردم مسلمانی که به وظایف دینی خود تقیّد دارند، و شبانه روز به خاطر چنین احساسی عبادت می کنند، به فقیران و نیازمندان کمک می کنند، دست بینوایی را می گیرند، در برابر تضییع حق هم شهری و همسایه و همکار و رفیق خود عکس العمل نشان داده و اعتراض می کنند، از این که کسی بر اساس «احساس تکلیف شرعی» منصبی را بپذیرد، ناراحت می شوند؟! هرگز .

   پس چرا باور نمی کنند؟ چرا این سخنان را جدّی نمی گیرند؟

  چرا در برابر کسانی که با این ادبیات سخن می گویند، موضع منفی می گیرند؟

  روشن است، اعتماد خود را از کف داده اند. چون افراد متعددی را مشاهده کرده اند که با چنین ادعاهایی به مقام و منصب رسیده، ولی رفتارشان خلاف این ادعا را ثابت کرده است. با شعار و ادعای «انجام تکلیف شرعی» به میدان آمده اند، ولی عملکردشان هیچ تناسبی با شرع و قانون نداشته است.

  *  آیا می شود کسی برای انجام یک تکلیف، تکالیف بزرگتری را زیرپا بگذارد؟

  *  آیا می توان باور کرد که کسی برای انجام وظیفه دینی مرتکب گناه کبیره شود؟

  * آیا ممکن است کسی با انگیزه خدمت به خلق خدا به میدان اجتماعی و سیاسی قدم بگذارد، ولی برای پوشاندن ضعف های خود و جمع کردن آرای انتخاباتی آبروی برادران مؤمن خود یا شخصیت های اجتماعی و سرمایه های انسانی جامعه را ببرد؟

  *  آیا باور کردنی است که کسی با شعار برقراری عدالت به مقام و منصب برسد و بی عدالتی پیشه کند، قوانین را زیر پا گذارد، و مردم باز هم او را باور کنند؟

  *  آیا می توان ادعای «احساس تکلیف شرعی» را از کسی باور کرد که هنوز به مقام و منصب نرسیده، از تصور شیرینی آن آب دهانش سرازیر شده و مردم آن را می بینند ولی خودش متوجه نیست؟

  * آیا می توان چنین ادعایی را از فردی قبول کرد که برای رسیدن به مقامی که فاقد شرایط آن است، مدرک جعل می کند تا دیگران را فریب دهد؟ آیا....؟...؟

  گویا این جماعت بنا دارند بعد از دوران صدارت خود چیزی برای این مملکت باقی نماند، نه اقتصادی، نه فرهنگی، نه عقیده و ایمانی برای مردم، نه آبرو و حیثیّتی برای نظام و مسلمانی، و نه ......؛


  خدا رحمت کند مردان با صفا و صداقتی را که با مواعظ خود جامعه را از خطرات زیر پا نهادن ارزش های اخلاقی برحذر می داشتند. یکی از آنان داستانی نقل می کرد بس آموزنده و هشدار دهنده ؛ که نقلش در این مقال مفید است. می گفت:

  «در قدیم الایام، شخصی عاشق اسب مردی شد که به هیچ وجه حاضر به فروش آن نبود. به هر دری زد نتوانست او را راضی به فروش اسب کند. روزی مرد اسب سوار از کوچه ای عبور می کرد، به مرد بینوایی برخورد که ناله می کند و یاری می طلبد. حالش را جویا شد. مرد بینوا که صورت خود را پوشیده بود، گفت: مریضم و توان رفتن تا خانه ام را ندارم.

  مرد اسب سوار دلش به رقّت آمد و پس از دلجویی او را بر مرکب و پشت خود سوار کرد تا به منزل برساند. در بین راه مرد بینوا که نمی توانست خود را روی اسب نگاه دارد، لغزید و چیزی نمانده بود که بر زمین افتد. اسب سوار برای آن که او بتواند راحت بر اسب بنشیند، خود از مرکب فرود آمد. مرد بینوا پس از لحظاتی که خود را بر اسب تنها دید، فرصت را مغتنم شمرده، افسار اسب را به دست گرفت و در یک لحظه از غفلت صاحب اسب استفاده کرده، اسب را از چنگ صاحبش به در آورد و گریخت.

  مقداری که جلوتر رفت ایستاد و چهره خود نمایان ساخت. صاحب اسب او را شناخت، همان خریدار سمج اسب بود که چون مأیوس شده بود، به این ترفند متوسل شده بود تا اسب را از چنگ صاحبش برهاند. گفت: حال که حاضر نشدی اسبت را بفروشی، من هم از این راه اسب را به چنگ آوردم.

  صاحب اسب گفت :

   لحظه ای صبر کن، سخنم را بشنو و برو . اسب را ببر ولی به کسی نگو چگونه آن را به چنگ آوردی، چون در آن صورت دیگر کسی در این دیار به بینوایی رحم نخواهد کرد.»


   دولتمردان و صاحب منصبانی که با شعارها و ادعاهای دروغین اعتماد مردم را جلب کرده، ولی با رفتار و عملکردشان سبب فروریختن اعتماد آنان می شوند، بزرگترین خیانت را به جامعه و نظام می کنند. بهتر است اگر کسی واقعا آرزوی مقام و منصب دارد، با صداقت به مردم بگوید:

  «من مقام و منصب می خواهم تا در پرتو آن حس قدرت طلبی خود را ارضاء کنم و به مال و منال دنیا برسم، و اگر بتوانم به شما هم خدمتی خواهم کرد! » یا لااقل از «احساس تکلیف شرعی» و مانند آن سخن نگوید.

  در این صورت اگر به قدرت برسد، ظلمی هم بکند، حقی را هم زیرپا گذارد، به بیت المال هم دست اندازی نماید، لااقل مردم اعتماد خود را به نظام و دین از دست نمی دهند و این خدمت بزرگی به مردم است. مردم هم راضی ترند . بیایید برای خدمت به مردم، نظام اسلامی و دین از «احساس تکلیف شرعی» سخنی نگویید. این احساس را نزد خود نگاه دارید! تا هم به مردم و اعتقاداتشان خدمتی کرده باشید، هم آبروی نظام محفوظ بماند، و هم ریا نشود!!




قاعده «مصلحت» در روابط بین الملل
مقاله
 


       



   آن چه ملاحظه می کنید، برگرفته از پژوهشی است که اخیرا با عنوان «بررسی فقهی اصل در روابط خارجی دولت اسلامی» از سوی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شده است.




  


     امام خمینی فقه شیعه را وارد مرحله جدیدی کرد و تحولی را در این دانش کهن اسلامی ایجاد نمود، به طوری که می توان او را در تاریخ فقه شیعه نقطه عطفی بشمار آورد و آغازگر دوره جدیدی دانست.

   اگر در تاریخ فقه و فقها برخی از فقیهان مانند شیخ طوسی، ابن ادریس حلّی، علامه حلّی، شهید اول و شیخ انصاری را به خاطر تحولی که در فقه یا مبانی اصولی آن ایجاد کردند، صاحب مکتب فقهی شمرده و آغازگر دورهای از ادوار فق می دانند، بدون شک امام خمینی به لحاظ نقشی که در پیشبرد این دانش و نقش آفرینی آن در عرصه زندگی اجتماعی و سیاسی ایفا کرد، فقیهی صاحب مکتب و آغازگر مرحله ای نو بشمار می رود.
  
   عناصری را که آن بزرگوار به صورت برجسته مطرح کرد و بر اساس آن ها فقه را دچار تحوّل نموده و در دنیای پیچیده امروز توانا برای حلّ مشکلات و معضلات ساخت، ریشه در فقه هزارساله امامیّه دارد. هنر امام این نبود که فقهی نو و بدون پیشینه و پشتوانه عرضه نماید، بلکه با تکیه بر میراث گذشته فقهی و با روش «اجتهاد جواهری» که خود بر آن تأکید داشت، از عناصری چون زمان، مکان، و مصلحت در فقه سخن گفت و گره های پیش روی نظام نوپای سیاسی را گشود.

  آنچه در این نوشته پیگیری می شود، عنصر «مصلحت» و نقش آن در اجتهاد و استنباط احکام شرعی است که مورد توجه امام قرار گرفت. سپس با الهام از آنچه امام در این زمینه مطرح کرده، به یکی از مسائل مرتبط با روابط بین الملل و کشف اصل و قاعده در این باره خواهیم پرداخت.




امام حسین (ع) و خروج بر علیه سلطان جائر
سخنراني
 







 
     آن چه ملاحظه می کنید، چکیده یک سخنرانی است که در محرم سال 1390 در یکی از هیئات تهران ایراد شده است.
 

  


   بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و آل الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم (روحی و ارواح العالمین لمقدمه الفدا) قال الامام حسین بن علی بن ابی طالب (علیهما السلام) :
 
  قال رسول الله (ص) : «من رأی سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله، ناکثا لعهدالله، مستأثرا لفیئ الله....، کان حقّا علی الله ان یدخله مدخله»

  یکی از واقعیات تاریخ آن است که سید الشهدا (ع) و یاران و خاندانش بر علیه حکومت «خروج» کرده اند. مسئله «خروج بر علیه حکومت» هم از سوی سیدالشهدا و یارانش مطرح شده و هم از سوی دشمنان آن حضرت.

 

   امام در وصیت نامه ای که از خود بجا گذاشت و به عنوان یک سند تاریخی باقی ماند، این بود که فرمود:
 
 
  «انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، انما خرجت لطلب الاصلاح فی امّه جدّی ، ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب ؛ من برای قدرت و فتنه گری و افساد و ستم به دیگران خروج نکردم، بلکه برای اصلاح امت جدّم رسول خدا خروج کردم، می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم، و سیره جدّم و پدرم علی بن ابی طالب را زنده کنم.»


  در کلمات دشمنان حضرت هم هست که نسبت «خروج» به ایشان دادند و پس از شهادت به هنگام وارد کردن اسرا به کوفه و شام گفتند: عده ای خارجی را که بر علیه خلیفه پیامبر خروج کرده اند، آورده ایم. در این که امام و یارانش بر علیه حکومت خروج کردند، تردیدی وجود ندارد و دوست و دشمن بدان معترف اند. منتهی چون عنوان «خارجی» و «خوارج» معمولا به کسانی گفته می شد که بر علیه حکومت مشروع و بر حق خروج کرده و قیام می کردند، از این عنوان در جهت تبلیغ بر علیه امام و یارانش استفاده نمودند.

  ولی حقیقت آن است که «خروج بر علیه حکومت» می تواند مشروع باشد و می تواند نامشروع باشد. بستگی دارد که بر علیه کدام حکومت و با چه هدفی انجام شود. گاه خروج و قیام بر علیه یک حکومت «حرام» است ، چون حکومت مشروع است و قیام بر علیه آن در واقع «بغی» و طغیان و سرکشی بر ضدّ حکومت بر حق است مانند خروج اصحاب جمل، اصحاب صفین و اصحاب نهروان بر علیه حکومت علوی که به شهادت شیعه و سنی «بغی» بر علیه حکومت مشروع و خلیفه بر حق پیامبر بود، و در تاریخ به «بغات» معروف شدند؛ و گاهی خروج نه تنها مشروع است، بلکه «تکلیفی واجب» است مانند قیام سیدالشهداء بر علیه حکومت یزید بن معاویه به گواهی شیعه و اکثریت قریب به اتفاق اهل سنت.

 


از قم تا نجف اشرف - 11
مقاله

  ملاقات با آیت‌الله سید حسین صدر

  امشب پس از بازدید از اماکن حرم شریف، با آیت‌الله سید حسین صدر، فرزند آیت‌الله سید اسماعیل صدر قرار ملاقات داشتیم. وی هم اکنون از بزرگان خاندان صدر و از شاگردان و بستگان شهید آیت‌الله سید محمد باقر صدر است.

ایشان ضمن تشکر از اعضای هیأت، از اهداف سفر که تعامل حوزه علمیه قم و حوزه علمیه نجف است، استقبال کرد و سه نکته را در خصوص فعالیت‌های علمی و فرهنگی یادآور شد:

  1ـ اخلاق که منشأ برکات و دستاوردهای فراوانی است.

  2ـ توجه به شرایط زمانی و مکانی در تحصیل و تربیت طلاب و فعالیت علمی و فرهنگی در حوزه

  3ـ توجه به نیازها و پاسخگویی به شبهات موجود در زمینه‌های مختلف اعتقادی، فکری، فقهی و ...

  در ادامه دربارة فعالیت حوزة کاظمین گفت:

  «حوزه کاظمیه در گذشته بسیار فعال بود. مرحوم والد سطوح عالی و سپس دو درس خارج فقه و اصول تدریس می‌کرد ولی در زمان حاکم سابق همه چیز و از آن جمله حوزه‌های علمیه از بین رفت و اکنون در حال تجدید حیات است.»

  آیت‌الله صدر در زمینة «تبلیغ معارف دین» بر لزوم رعایت سطح فهم و درک مخاطبان و نیز نیازهای امت اسلامی تأکید کرده و افزود:

  «نباید فاصله بین علما و امت زیاد و زیادتر شود. بلکه باید این فاصله روز به روز کاهش یابد و این امر با شناخت جامعه و آشنایی با علوم و دانش‌های دیگر مثل جامعه شناسی، تربیت النفس و امثال آن حاصل می‌شود و اصولاً تبلیغ دین به طور صحیح و اصولی بدون آشنایی با این علوم ممکن نیست.»

  ایشان پیشتر در صحن حرم شریف کاظمین اقامة جماعت می‌کرد و نگارنده در سفر قبلی در این نماز شرکت کرده بود ولی اینک به خاطر فقدان امنیت کافی از اقامه جماعت محرومند.

  وی دارای آثار متنوعی برای جوانان و نیز آثار تخصصی برای صاحبنظران است.

  جوان هوشیار و زیرکی به نام سید علی صدر از خاندان صدر در بیت ایشان حضور داشت که پس از ملاقات و به هنگام صرف شام به پرسش‌های ما در زمینه‌های مختلف پاسخ گفت. او به رغم سن کمی که دارد به نمایندگی از آیت‌الله سید حسین صدر در محافل علمی حاضر می‌شود و پیام‌های او را منتقل می‌کند.

  نکته جالب در بیت آقای صدر



حقوق شهروندی در سیره معصومان (ع) - 2
مقاله

 

  

     2 . حق نظارت بر حاکمان

 

   یکی از حقوق شهروندان در زمان بسط ید پیشوایان معصوم «حق نظارت آنان بر حاکمان و دولتمردان»، به خصوص کارگزارانی که از سوی آنان نصب می شدند.

  همین که رسول خدا به هنگام اعزام نماینده ای به یک شهر یا منطقه به مردم می فرمود: «اگر چنین و چنان کرد، به عدالت رفتار کرد و به عدالت تقسیم نمود، اطاعتش کنید...» نشان می دهد که مردم بر رفتار حاکمان و چگونگی عمل به وظایفشان نظارت دارند؛ چرا که بی نظارت نمی توان عدالت ورزی و عمل به وظایف حکومتی را از سوی آنان احراز کرد تا متقابلا از ایشان پیروی نمود.

  وظیفه عمومی «امر به معروف و نهی از منکر» که بر عهده آحاد مردم نهاده شده، دلیل روشنی بر «حق»، بلکه «وظیفه» نظارت بر دولتمردان است و کسی نمی تواند این حق را سلب کند یا مانع انجام وظیفه آنان شود. اتفاقا یکی از موارد امر به معروف و نهی از منکر که در روایات مورد تأکید قرار گرفته، امر و نهی صاحبان قدرت است که بیش از دیگران محتاج مراقبت و ارشاد و امر و نهی اند.[1]

  دلیل دیگری که نظارت شهروندان بر دولتمردان را توجیه می کند، نظارت بر مصرف صحیح مالیاتی است که مردم به دولت می پردازند.[2] چون مالیات های مختلفی که در شرع معین شده و مردم موظف به پرداخت آن هستند، مصارف معیّن و مشخّصی دارد. برای اطمینان از مصرف صحیح مالیات یا اموال عمومی که در اختیار دولت است، غیر از «لزوم سپردن اموال عمومی به افراد امین»، لازم است ناظرانی هم گماشته شوند تا از حقوق مالی مردم حراست نمایند. همان گونه که در شرع مقدس برای موقوفات، افزون بر متولّی، تعیین ناظر هم ضرورت دارد. سیرة پیشوایان معصوم نیز بر این بود که بر کارگزاران خویش ناظرانی آشکار یا پنهان می گماشتند تا گزارش عملکرد آنان را در زمینه های مختلف، از جمله مصرف بیت المال به آنان ارائه کنند. مردم را هم به گونه ای تربیت نموده بودند که نظارت بر حاکمان را حق و وظیفه خود می دانستند. موارد متعدد اعتراض های اصحاب پیغمبر و عموم مردم به رفتار خلفای بعد از رسول خدا گواه روشنی بر این واقعیت است.

  در عهد دو خلیفه اول، خلفا در چنین مواردی خود را موظف به پاسخگویی و اقناع مردم می دانستند. به عنوان نمونه، در یک مورد که خلیفه دوم لباسی به تن کرده بود که بیش از سهم دیگران از غنائم می نمود، مورد اعتراض مردم قرار گرفت که چرا سهم خلیفه از ما بیشتر است؟        خلیفه به مردم نگفت: «به شما چه ربطی دارد، من وظیفه ندارم به شما توضیح دهم.» بلکه به مردم توضیح داد که فرزندش عبدالله سهم خود را به پدر بخشیده و او توانسته از سهم خود و پسرش پیراهنی بدوزد و بدین وسیله مردم را قانع کرد.[3]

  از این ماجرا و موارد مشابه دیگر بر می آید که در صدر اسلام خلفا حق نظارت بر رفتار خویش را برای مردم قائل بودند و تا وقتی که حکومت اسلامی توسط امویان به سلطنت استبدادی تبدیل نشده بود، «حق نظارت مردم بر دولتمردان» امری عادی و پذیرفته شده بود.

   در زمان خلیفه سوم هم که خلیفه در برابر نظارت مردم و اعتراض های آن ها درشتی کرد و بر روش نادرست خود در سپردن منصب های دولتی به نالایقان و حیف و میل بیت المال اصرار ورزید، مردم صبرشان لبریز شده و شورش کرده و او را به قتل رساندند. این که آیا قتل خلیفه صحیح و به مصلحت امت اسلامی بود یا نه؟ خارج از حریم این بحث است، امّا تردیدی در «حق اعتراض و شورش مردم» بر علیه خلیفه ای که روش نادرستی در پیش گرفته و بدعت در دین گذاشته و به نصایح اصحاب پیغمبر اعتنایی نمی کرد، وجود ندارد.     

 


مجموع خبرها 68 (14 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 ]
Categories Menu

مناسبتها


مطالب قبلی
Thursday, October 27
· حقوق شهروندی در سیره معصومان (ع) ـ 1
Tuesday, October 18
· نظام ریاستی و نظام پارلمانی
Thursday, October 13
· از قم تا نجف اشرف - 10
Tuesday, October 04
· تفسیر وارونه از «حکومت ولایی»
Tuesday, September 27
· از قم تا نحف اشرف ـ 9
Wednesday, September 21
· از قم تا نجف اشرف ـ 8
Tuesday, September 13
· سخن از حقوق شهروندی در مسند قدرت
Sunday, September 04
· از قم تا نجف اشرف ـ 7
Sunday, August 28
· پرتوی از خطبه شعبانیه 12ـ 14
Sunday, August 21
· پرتوی از خطبه شعبانیّه 9 - 11

مطالب قدیمی تر

تالیفات

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)