پنج شنبه 1 آبان 1393
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
اطلاعیه
 

دروس سال جاری


فقه:

 مکاسب (تنبیهات معاطات) ـ 7 صبح

اصول:

کفایه الاصول (بحث ضد) ـ 8 صبح

*مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی

 شروع: شنبه 29 شهریور


اندیشه و فقه سیاسی:

۱. اندیشه و نظریه سیاسی شیعه

 * دانشگاه ادیان و مذاهب

۲. مبانی نظری دولت و حکومت در نهج البلاغه

 * دانشگاه قرآن و حدیث

 

 


کدامیک برترند، مكّه يا مدينه؟
مقاله
 





                                             بحثى در فضايل مكّه و مدينه




      فضيلت بعضى از مكانها و زمانها، از موضوعاتى است كه در فرهنگ ها و آيين‏ هاى مختلف وجود دارد. در فرهنگ اسلامى نيز بعضى از مكانها و زمانها داراى ارزش‏ اند. سوره قدر در بيان فضيلت و برترى شب قدر نازل شده، چنانكه مكّه، مبارك توصيف گرديده است. از همين رو، مفسّران در تفسير چنين آياتى، از معناى فضيلت و برترى بعضى از زمانها و مكانها بر زمانها و مكانهاى ديگر سخن گفته ‏اند. اگر زمان از حركت وضعى و انتقالى زمين به وجود مى‏آيد، چه تفاوتى است ميان حركت زمين در شبِ قدر يا در ماه مبارك رمضان و حركت آن در بقيّه روزها و ماه ‏هاى سال؟

  معمولاً پاسخ داده ‏اند كه عظمت يك زمان يا مكان به خاطر حوادثى است كه درآن زمان ومكان رخ‏داده‏است؛ مانندنزول قرآن و فرود آمدن فرشتگان الهى يا تقدير امور مردم در شب قدر يا انتساب يك مكان به خداوند يا اولياى او، يا به اين معناست كه اعمال و عبادات انسان در آن زمان يا مكان برتر از اعمال و عبادات او در زمانها و مكان هاى ديگر است؛ مثلاً يك ركعت نماز در مسجدالحرام ارزش يكصد هزار ركعت نماز را پيدا مى‏كند وتلاوت قرآن درمكّه ارزش‏ مضاعف مى‏يابد چنانكه ‏عبادت در شب قدر از هزارماه فراتر مى‏ رود. يا به خاطر حرمت و تقدس يك مكان يا زمان، انجامِ بعضى ‏از اعمال‏ ممنوع مى‏گردد و در صورت ارتكاب مجازات بيشترى دارد.


    از جمله مكانهاى مقدس و داراى فضيلت مكّه، مدينه، كوفه و بيت‏ المقدس است. به همين مناسبت دانشمندان اسلامى در فضيلت مكّه و مدينه بحث كرده ‏اند و اينكه مكّه بر مدينه برترى دارد يا مدينه بر مكّه؟


    بعضى از علماى اهل سنّت، با شمردن فضايل شهر مدينه، آن را از مكّه برتر دانسته‏اند. سمهودى در اين زمينه مى‏نويسد:

   «بر فضيلت و برترى مكانى كه اعضاى شريف پيامبر را در خود دارد، حتىّ بر كعبه، اجماع قائم شده است؛ چنانكه علما اجماع دارند كه مكّه و مدينه برتر از ساير بلاد است و در اينكه كدام بر ديگرى فضيلت دارد، ميانشان اختلاف است. عمربن خطاب و فرزندش عبدالله‏ و مالك‏بن انس و بيشتر اهل مدينه، اين شهر را برتر از مكّه مى‏دانند. حتىّ برخى بقعه شريف پيامبر را برتر از عرش دانسته ‏اند.»



  
امّا بيشتر دانشمندان اهل سنّت و همه علماى شيعه، على‏رغم فضايل فراوانى كه براى مدينه شمرده ‏اند، مكّه را برتر از مدينه دانسته‏ اند.
   
    شهيد اوّل
مى‏گويد:

    «مكّه برترين مكان روى زمين ‏است، غير از قبر پيامبرخدا صلى‏ الله‏ عليه ‏و ‏آله».

    يكى از دانشمندان، قبور ائمّه را نيز مانند قبر پيامبر خدا استثنا مى‏ كند ولى تصريح مى‏كند شهرهايى كه اين مراقد شريف در آنهاست، برتر از مكّه نيستند، بلكه مكّه از آنها برتر است، حتّى از مدينه.

   شهيد اين نظريه را به علماى شيعه نسبت مى‏ دهد و مى‏ نويسد:

   «عقيده اصحاب آن است كه مكّه شريف‏ترين و برترين قطعه روى زمين است.»



   هدف از نگارش اين مقاله فشرده و كوتاه، برشمردن فضايل اين دو شهر مقدّس است كه در روايات و آثار به ‏جاى مانده از فقيهان به چشم مى‏ خورد تا زائران اين دو شهر با معرفت بيشتر قدم در اين سرزمين مقدس بگذارند و قدر و منزلت حضور خود در اين اماكن را بيش از پيش بدانند و از فرصت ارزشمندى كه پيش مى‏آيد، بهره كافى ببرند. اگر مسافر سرزمين حجاز بداند كه قدم در سرزمين مقدّسى نهاده و آن برتر از همه شهرها و سرزمين‏ هاست، وقت گرانبهاى خود را صرف اعمالى نخواهد كرد كه در شهر و ديار خود نيز مى‏ تواند به انجام آنها مبادرت ورزد، بلكه خواهد كوشيد كه با حضور در اماكن مقدس و انجام اعمال عبادى، از خوان نعمتِ گسترده الهى بهره بيشترى ببرد و با دستى پر به وطن بازگردد.



     فضايل «مدينه» شهر پيامبر


    1.
مدينه محلّ استقرار و استحكام دين خداست كه با هجرت تاريخىِ پيامبر گرامى صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله به اين شهر، گسترش اسلام به ديگر سرزمين‏ها نيز آغاز شد و دعوت به ايمان آشكار گرديد. نخستين حكومت اسلامى در اين سرزمين برقرار شد و با تلاش و مجاهدت پيامبر و اصحاب آن حضرت، پيروزى‏هاى بزرگى به دست آمد و اسلام با سرعت به همه جا راه يافت.


   2. مدينه محلّ اقامت ده ساله پيامبر خدا، همچنين محلّ زندگى ائمّه اطهار عليهم‏ السلام و بسيارى از اصحاب بزرگ پيغمبر و مدفن گروهى از آنان است.


   3. پيامبر گرامى، مانند حضرت ابراهيم كه از خداوند خواست مكّه را محلّ امن قرار دهد، دعا كرد كه خداوند مدينه را مكانى امن گرداند و براى اهالى اين شهر بركت و رحمت خواست. همچنين پيامبر به درگاه خداوند عرضه داشت: «خدايا! مردم مكّه مرا از شهرى كه برايم محبوبترين سرزمين‏ها بود، بيرون كردند، مرا در سرزمينى كه محبوبترين آنها نزد تو است، سكونت ده.»

   از اين حديث استفاده كرده‏اند سرزمينى كه نزد خدا محبوبترين سرزمين باشد، بهترين سرزمين است.


   4. پيامبر فرمود: «هركسى در شهر من (مدينه) روزه بگيرد، من شفيع او در قيامت خواهم بود.»


  5. محلّى از مدينه (ميان منبر و قبر پيامبر خدا)، باغى از باغهاى بهشت است.


   برخى از دانشمندان موارد ياد شده را دليل برترى مدينه بر مكّه دانسته‏ اند، ولى برخى ديگر پاسخ داده‏ اند كه موارد ياد شده تنها شواهدى بر فضيلت شهر مدينه است، نه دليلِ برترىِ آن بر مكّه و البته بعضى از شواهد فوق را نيز به صورت خاص پاسخ داده يا توجيه كرده ‏اند.


    فضايل شهر مكّه


   1.
بر اساس روايات، زمينِ خانه كعبه، از هنگام خلقتِ زمين، مورد توجّه بوده و زمين از اين نقطه گسترش يافته است. امام رضا عليه ‏السلام فرمود:

   «وَ وُضِعَ الْبَيْتُ فِي وَسَطِ الاْءَرْضِ لاِءَنَّهُ الْمَوْضِعُ الَّذِي مِنْ تَحْتِهِ دُحِيَتِ الاْءَرْضُ». علّت اينكه خانه كعبه وسط زمين قرار گرفته، آن است كه محل كعبه، جايى است كه زمين از آنجا گسترده شد و توسعه يافت.


   2. بناى خانه كعبه در اين سرزمين (مكه) توسط ابراهيم خليل، به امر پروردگار، به عنوان محلّ عبادتِ همه انسانها تا روز قيامت، از فضايل ديگر اين شهر است. اين خانه نخستين مركز هدايت و بندگى است؛ إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ. شهر مكّه نيز به تبع خانه خدا ساخته شد و گسترش يافت. اين شهر خانه خدا و از آنِ مردم است و نبايد مالك خصوصى داشته باشد. كسانى كه در صدر اسلام از ورود مسلمانان به اين شهر جلوگيرى مى ‏كردند، در قرآن مورد سرزنش قرار گرفته ‏اند؛ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ الله‏ِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذِي جَعَلْناهُ لِلنّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ.


  در احاديث نيز وارد شده كه خانه‏هاى شهر مكّه در نداشت تا زائران بيت‏الله‏ الحرام در آن بيتوته كنند و نخستين كسى كه اقدام به اين عمل كرد معاويه بود. اهالى مكّه حق ندارند از سفر بندگان خدا به اين شهر جلوگيرى كنند و مانع حج‏گزارى آنان شوند. اين نكته از يك ماجراى تاريخى نيز بر مى‏آيد:

  منصور عباسى در صدد توسعه مسجد الحرام برآمد ولى مردم حاضر به فروش و واگذارى منازل خود نشدند. كارگزاران دولتى به امام باقر عليه ‏السلام متوسل شدند تا حضرت راه حلّى براى اين مشكل بيابد. حضرت فرمود:

   «به مردم بگوييد، آيا شما اوّل اينجا بوديد و كعبه و مسجد بعد از شما بنا شد، يا اوّل مسجد و كعبه بوده و شما پس از آن به اينجا آمديد و خانه ساختيد.؟»

   اين استدلال در مورد خانه كعبه كه هنگام احداث بيابانى بود، صدق مى‏ كند. بدينوسيله مردم خانه‏ هاى خود را واگذار كردند و به سفارش امام، حكومت وقت نيز بهاى خانه‏ هاى مردم را پرداخت.


   3. ابراهيم از خداوند درخواست كرد كه شهر مكّه را حرم امن قرار دهد تا همه جانداران در اين شهر از امنيّت كامل برخوردار باشند، حتّى صيد پرندگان و قطع درختان و گياهان نيز در آن ممنوع است؛ ...رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً... . ارتكاب جرم و جنايت در اين سرزمين مجازات مضاعف دارد. حتّى در جوامع امروزى نيز بعضى از مكانها مقدس است كه افراد با پناه بردن به آنجا و بست نشستن در آن، امنيت مى‏ يابند؛ مانند كليسا در ميان مسيحيان و حتّى مجلس شورا در ميان ملل مختلف.


    يكى از نويسندگان معاصر در اين باره مى ‏نويسد: «امروز بشر احساس كرده احتياج دارد به محلّى‏ كه محترم بوده و از نظر بين ‏المللى محل دادرسى و كنفرانس هاى جهانى و بالاخره مرجع رفع اختلافات بزرگ باشد... آيا اين نكته را نبايد مسلمين توجه داشته باشند كه چندين قرن قبل، طرح صحيح يك مجمع دينى براى ايجاد وحدت در بين ايشان ريخته شده؟»

   4. مكّه محلّ تولّد اشرف مخلوقات عالم، پيامبر گرامى‏ اسلام و جانشين بلافصل او، امام على عليه ‏السلام است كه در فرهنگ بشرى نيز محلّ تولّد انسانهاى برجسته را گرامى شمرده و آن را موزه و محلّ بازديد عموم قرار مى‏دهند و نيز آن محل را يادآور طلوع شخصيت محبوب خود دانسته، در نگهدارى‏اش مى‏كوشند. هر چند در اين عصر گروهى، با عقايد سخيف خود به تخريب همه افتخارات مسلمين پرداخته و در صدد از ميان بردن همه نمادهاى اسلامى، كه يادآور حوادث مهمّ صدر اسلام است، بر آمده ‏اند. در حالى كه بخشى از اعمال حج مى ‏تواند از اين زاويه قابل تبيين براى بشر امروز باشد. سعى ميان صفا و مروه يادآورِ ايثار و تلاش مادرى فداكار براى نجات فرزند شيرخوارش از تشنگى است. يكى از حكمت‏هاى تشريع اين عبادت مى‏تواند زنده نگاه‏داشتن آن صحنه درخشان در زندگى هاجر و اسماعيل باشد، هرچند اين عبادت، همچون اعمال و مناسك ديگرِ حج، داراى رموز فراوانى است.


   5. از پيامبر خدا نقل شده كه حضرت هنگام ترك مكّه، بر مركبش سوار بود و خطاب به زادگاه خود فرمود:



    «وَالله‏ إنَّكَ لَخَيرُ أَرضِ الله‏ِ وَ أَحَبّها إلَى الله‏ِ وَ لَو لا أَنِّي أَخْرَجْتُ مِنْكَ ما خَرَجتُ». چه اينكه از امام صادق عليه‏السلام نقل شده كه فرمود: «أَحَبُّ الاْءَرْضِ إِلَى الله تَعَالَى مَكَّةُ وَمَا تُرْبَةٌ أَحَبُّ إِلَى الله عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ تُرْبَتِهَا وَ لا حَجَرٌ أَحَبُّ إِلَى الله عَزَّ وَجَلَّ مِنْ حَجَرِهَا وَ لا شَجَرٌ أَحَبُّ إِلَى الله عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ شَجَرِهَا وَلا جِبَالٌ أَحَبُّ إِلَى الله عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ جِبَالِهَا وَ لا مَاءٌ أَحَبُّ إِلَى الله عَزَّ وَجَلَّ مِنْ مَائِهَا». «محبوبترين سرزمين در نزد خداوند مكّه است و خاكى محبوب‏تر از خاك آن و سنگى محبوبتر از سنگ آن و درختى محبوبتر از درخت آن و كوهى محبوب‏تر از كوه آن و آبى محبوبتر از آب آن نزد خداوند نيست.»


  از پيامبر گرامى نقل شده كه فرمودند:


   «مَكَّةُ حَرَمُ الله وَ حَرَمُ رَسُولِهِ، الصَّلاةُ فِيهَا بِمِائَةِ أَلْفِ صَلاةٍ وَ الدِّرْهَمُ بِمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ، وَ رُوِيَ بِعَشَرَةِ آلافٍ». «مكّه حرم خدا و حرم پيامبر اوست، نماز در آن برابر با صد هزار نماز و انفاقِ درهمى در آن، برابر با يكصد هزار درهم و در بعضى از نقلها ده هزار درهم است.»


    6.
قرآن براى نخستين بار در اين سرزمين نازل شد و اسلام در اين شهر ظهور كرد. پيامبر در اين شهر به مقام نبوّت رسيد. جبرئيل امين در اين شهر فرود آمد و به محضر پيامبر خدا شرفياب شد. هم نزول دفعى قرآن در شب قدر در اين شهر رخ داد و هم آغاز نزول تدريجى قرآن در روز 27 ماه رجب در غار حِرا بود. همه اين حوادث، نشان از عظمت اين سرزمين است.

 
   7. دستورِ بستن احرام براى ورود به مكّه و حريم آن (محدوده حرم) علامت ديگرى از عظمت و تقدس آن است. هر كسى كه از بيرون قصد ورود به مكّه را دارد، بايد هنگام ورود به محدوده حرم، كه حرمتش به تبع مكّه است، احرام ببندد و لباس پاك احرام بپوشد و اعمال خاصّى را در آن انجام دهد.


   8. همه اعمال حج و عمره جز وقوف در سرزمين عرفات كه خارج از محدوده حرم است، در اين سرزمين انجام مى‏شود. احرام، طواف، نماز طواف، سعى و تقصير، وقوف و قربانى و حلق، همگى در اين سرزمين به جا آورده مى‏شود. شهر مكه همه ساله محلّ اجتماع ميليونى مسلمانان از اقصى نقاط جهان است. كنگره عظيم حج و اجتماع بين‏المللى ـ اسلامى در هر سال، در اين سرزمين برگزار مى‏گردد.


   9. قبله واحد همه مسلمانان در اين شهر است. ميليونها مسلمان روزانه لا اقل پنج مرتبه به سمت و سوى خانه كعبه در اين شهر به عبادت مى‏ايستند و اينجا محور وحدت و يكپارچگى آنان است.


   10. اين شهر، كه بخشى از حرم الهى است، احكام ويژه‏اى دارد؛ كسى كه در اين شهر مرتكب قتل ـ حتّى خطايى ـ شود، ديه سنگين‏ترى بر عهده اوست. برداشتن اشياى گم شده در اين شهر حرام است، مشركان كه فاقد طهارت بوده و از نظر فقه اسلامى نجس شمرده مى‏شوند، حق ورود به اين سرزمين را ندارند.


   11. على رغم آنكه در بعضى از روايات سكونت در مكّه به خاطر احتمال صدور گناه از انسان و شكسته شدن حرمت حرم الهى نهى شده، امّا بر كسى كه اطمينان دارد مرتكب گناه نمى‏شود، مستحب شمرده شده است. شيخ صدوق از امام صادق عليه‏ السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود:


   «مَنْ جَاوَرَ سَنَةً بِمَكَّةَ غَفَرَ الله لَهُ ذَنْبَهُ وَ لاِءَهْلِ بَيْتِهِ وَ لِكُلِّ مَنِ اسْتَغْفَرَ لَهُ وَ لِعَشِيرَتِهِ وَ لِجِيرَانِهِ ذُنُوبَ تِسْعِ سِنِينَ وَ قَدْ مَضَتْ وَ عُصِمُوا مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَرْبَعِينَ وَ مِائَةَ سَنَةٍ». «كسى كه يك سال مجاور مكّه شود، خداوند گناه او و خانواده و فاميل و همسايه و هر كسى‏ كه براى او استفغار كرده باشد، تا نُه سال گذشته، مى‏ آمرزد و تا صد و چهل سال، آنان را از هر بدى حفظ مى‏ كند.»



  اين روايت را بر سكونت يك سال، به صورت متفرّق، حمل كرده‏اند؛ چون يك‏سال مستمرّ، موجب كم شدن رغبت مى‏شود و كراهت دارد. برخى هم به منظور جمع كردن ميان روايات، بر اين باور رسيده‏اند كه اگر كسى براى عبادت در مكه ساكن شود، مستحب است ليكن براى تجارت و امثال آن كراهت دارد.


  12. همانگونه كه آخرين پيامبر در مكّه ظهور كرد و دين اسلام را در جهان گسترش داد، واپسين حجت او نيز از مكّه ظهور خواهد كرد و جهان را پر از عدل و داد خواهد ساخت. بر ديوار خانه خدا تكيه نموده، نداى توحيد سرخواهد داد. اين سرزمين، هم محلّ ظهور آخرين پيامبر خداست و هم محلّ ظهور واپسين حجّت الهى، امام عصر(عج).



   موارد ياد شده تنها نمونه‏ هايى از فضايل دو شهر مكّه و مدينه است. دانستن اين مطلب كه كداميك از اين دو شهر برتر از ديگرى است، چندان ثمرى ندارد. امّا آگاهى از فضايل آنها موجب مى‏شود كه زائران سفر حج، بهره بيشترى ببرند.


   در ضمن، نكته ديگرى نيز آشكار شد و آن اينكه على‏رغم عشق و علاقه شيعيان به شهر پيامبر و اُنس و الفت آنان با حرم آن حضرت و نيز بقيع شريف و دشوارى ترك مدينه براى زائران حرم نبوى، همه آنان مكّه را افضل و برتر از مدينه شمرده‏اند و اين علاقه و محبّت موجب نشده است كه دلايل برترى مكّه بر مدينه را ناديده گرفته و مدينه را برتر بدانند.


   منطق شيعه هيچگاه مقهور محبّت و عشق نبوده و هماره اين دو را در كنار يكديگر داشته است. آنانكه شيعيان را متّهم مى‏كنند كه براى مرقد پيامبر و امامان خود، بيش از مسجدالحرام و خانه خدا اهمّيت قائلند، يا جاهلند يا مغرض؛ چرا كه در اين مكتب، عشق و علاقه به پيامبر و اهل بيت گرامى او، از عشق به كعبه و خداى كعبه ناشى مى‏ شود.




  * این مقاله در سال های گذشته در مجله میقات حج به چاپ رسیده است.




عنان کشور را نباید...!
مقاله

 


  



                   

                         به بهانه سالروز تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی جمهوری اسلامی

                              (مروری بر نقش عظیم شهید بهشتی در تدوین قانون اساسی)




 28 مرداد سالروز بازگشایی مجلس خبرگان قانون اساسی جمهوری اسلامی است. در سال 1358 پس از تهیه پیش نویس هایی برای قانون اساسی جمهوری اسلامی و انتشار آن ها در مطبوعات و ارائه نظریات و پیشنهادات صاحبنظران، مجلس خبرگان قانون اساسی با حضور منتخبان ملت در روز 28 مرداد آغاز به کار کرد. آیت الله منتظری به عنوان رئیس و آیت الله بهشتی به عنوان نایب رئیس انتخاب شدند، اما همگان به یاد دارند که جلسات غالبا به ریاست شهید بهشتی برگزار می شد.



   مروری بر مشروح مذاکرات این مجلس نشان می دهد که شهید بهشتی چه نقش عظیم و بی بدیلی در تنظیم و تدوین قانون اساسی داشت، و نظرات کلیدی او در این مجلس چه میزان در تصحیح نظریات دیگر مؤثر بود و چه جهتی را برای قانون اساسی جمهوری اسلامی رقم زد.

   نگاهی دوباره و یادآوری برخی از آن نکات کلیدی این فائده را دارد که همگان به یاد می آورند که این نظام و قانون اساسی آن بر چه پایه ها و دیدگاه هایی استوار است و خبرگان ملت در آن مجلس بر چه اساسی به این اصول رأی داده و مردم بر چه مبنایی با رأی مثبت خود آن را تأیید کردند. قهراً هر گونه تفسیر و تأویلی که با آن اصول منطبق نباشد، از درجه اعتبار ساقط است. نباید فراموش کرد که مؤسسان این نظام چه تصویری از ساختار نظام، نهادها، سازمان ها، و شرح وظایف و اختیارات آنان داشته اند.




   

جامعه علی(ع) پسند
مقاله
 
 
  




 

                                                            بسم الله الرحمن الرحیم

  امام علی(ع) چه جامعه ای را می پسندید؟ جامعه علی پسند چه ویژگی هایی دارد؟ پاسخ به این پرسش نیازمند نگارش یک کتاب است. برشمردن ویژگی های جامعه علی پسند با استناد به گفتار و رفتار آن حضرت از ظرفیت یک مقاله کوتاه بیرون است. از این رو، تنها به ذکر یکی از ویژگی های چنین جامعه ای می پردازیم.


  امام جمله ای را از پیامبر نقل می کرد که بارها رسول خدا آن را بر زبان جاری کرده بود. بر اساس این جمله، جامعه ای که در آن ضعیفان نتوانند با بانگ رسا حق خود را از زورمندان بگیرند، به هیچ وجه جامعه ای ارزشی نیست. «لن تقدّس امّه لایؤخذ الضعیف فیها حقّه من القویّ غیر متعتع» (نهج البلاغه، نامه 53)


  از این رو، امام جامعه ای را می پسندید که مردم آن جامعه در برای ظلم بی تفاوت نباشند. هر فردی از آحاد جامعه به تناسب جایگاه و موقعیت اجتماعی اش در برابر ظلم حساس باشد. در برابر متعدّیان به حقوق مردم و حدود الهی احساس مسئولیت کنند. تنها به این حد قانع نباشند که خود به حقوق دیگران تجاوز نمی کنند، بلکه با جرأت، جسارت و شجاعت در برابر متجاوزان به حقوق مردم نیز بایستند. از این که امام با رسیدن به قدرت، به فکر تعلیم حقوق و تکالیف مردم در برابر حکومت بود، و آنان را به نقد و انتقاد و نصیحت نسبت به خود و کارگزارانش تشویق می کند، نشان می دهد که امام به چه ترازی از رشد و آگاهی مردم می اندیشد.

  او به جامعه ای «رشید»، «فهیم»، «شجاع» و «جسور» می اندیشد. جامعه ای که به گفته پیامبر ضعیف ترین آنان بتواند بدون لکنت زبان حق خود را از اقویا بگیرد. او هرگز به مردم نمی گوید: «ای مردم! اکنون که شخصیتی مثل مرا که «جان پیغمبر»، «شایسته ترین یار رسول خدا»، «معصوم از گناه و خطا»، «خلیفه بلافصل پیغمبر» و ... را به خلافت برگزیدید، خیالتان راحت باشد.» بلکه به آنان می گوید:


 

نقدي بر سازمان هماهنگي امر به معروف و نهي از
سخنراني







                                            چكيده مباحث يك نشست علمي




                                                        بسم الله الرحمن الرحيم



       اشاره: در تاريخ 25/ 11/ 1391 به همت مركز تحقيقات اسلامي مجلس شوراي اسلامي، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و مركز فقهي ائمه اطهار(ع) نشستي علمي با عنوان «سازمان هماهنگي امر به معروف و نهي از منكر» در محل مركز فقهي برگزار شد. اين نشست با حضور حجت الاسلام دكتر حسين جوان آراسته كه طرح تأسيس اين سازمان را پيشنهاد كرده، و حجت الاسلام سيد جواد ورعي و حجت الاسلام دكتر احمدي به عنوان ناقدان اين طرح برگزار شد.

   ابتدا دكتر ابراهيميان، دبير نشست به طرح موضوع پرداخت، سپس طراح طرح به شرح و تبيين ديدگاه خود پرداخته، و در ادامه ناقدان به نظرات و ديدگاه هاي خود را ارائه كردند. آن چه در اين نوشته ملاحظه مي كنيد، چكيده گزارشي از نقدهاي آقاي ورعي به طرح مذكور و توضيحات آقاي جوان آراسته است. مشروح گزارش اين جلسه را در پايگاه «مركز تحقيقات اسلامي مجلس شوراي اسلامي» و فايل صوتي آن را در پايگاه «پژوهشگاه حوزه و دانشگاه» ملاحظه كنيد.

   گفتني است كه به دليل حجم فراوان طرح از درج كامل آن معذوريم ولي بخش هاي مورد نقد و استناد در سخنان طراح و ناقد طرح نقل شده است.



    آقاي سيد جواد ورعي


   مطالبي در باره پيشنهاد تشكيل «سازمان هماهنگي امر به معروف و نهي از منكر»، به نظرم رسيده كه تقديم مي كنم. قبل از بيان آن ها چند نكته مقدماتي به استحضار برادران و خواهران حاضر در جلسه مي رسانم.


   چند نكته مقدماتي




نقش شهید بهشتی در تدوین «حقوق ملّت»
یادداشت








          نقش بی بدیل شهید آیت الله بهشتی در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی بر کسی پوشیده نیست. جمع آوری، تحلیل و بررسی دیدگاه های ایشان در تدوین قانون اساسی نیازمند فرصت و مجال واسعی است.

    آنچه در این نوشتار کوتاه به مناسبت سالگرد شهادت آن شهید والامقام مطرح می شود، دیدگاه های ایشان در فصل سوم قانون اساسی یعنی حقوق ملت است. ایشان تنها در تدوین و تصویب تعدادی از این اصول در مجلس خبرگان قانون اساسی اظهار نظر کرده اند، ولی همین چند جمله بنیان های اندیشه ایشان را در موضوع «رابطه دولت و ملت» نشان می دهد.


   1. عدم کارایی اعمال قوه قهریه با انحرافات فکری


   به هنگام بحث از فعالیت نشریات و مطبوعات، گروهی که عهده دار تنظیم اصل مربوطه بود، بر این باور بود که «خط سیر مطبوعات و رسانه های گروهی» را مشخص کند تا معلوم باشد که در یک انقلاب مکتبی و نظام جمهوری اسلامی چه مسئولیت خطیری بر عهده دارند. به همین جهت مطلع اصل پیشنهادی در پیش نویس را که آمده بود:


   «مطبوعات در نشر مطالب و بیان عقاید آزادند مگر ...» مورد نقد قرار دادند که «نباید اول آزادی داده شود، سپس قیودی برای آن بگذارند.» بلکه اصل را این گونه اصلاح کردند: «بیان و نشر افکار و عقاید و مطالب ... در جهت خدمت به فرهنگ جامعه و تنویر افکار و انتقادات سازنده آزاد است و آن چه ... ممنوع است.»


   


مجموع خبرها 129 (26 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 ]
مطالب قبلی
Saturday, June 07
· نیم نگاهی به «دراسات علمیه»
Thursday, May 15
· حقوق شهروندی در فرمان 8 ماده ای امام
Sunday, May 04
· شهید مطهری و جریان تکفیری
Sunday, April 13
· حق الناس(5)
Friday, April 11
· حق الناس (4)
Wednesday, April 09
· حق الناس (3)
Tuesday, April 08
· حق الناس (2)
Sunday, April 06
· حق الناس (1)
Monday, March 03
· قلمرو دخالت فقیه، احکام یا موضوعات؟
Thursday, February 20
· شاخص‏هاى حقيقى در جامعه دينى

مطالب قدیمی تر

تالیفات

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)