انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از جهاتی با دوره های پیشین تفاوت هایی دارد. شرایط خاص داخلی و خارجی اقتضا دارد که شخصیتی با ویژگی های ذیل سکّان دستگاه اجرایی کشور را بر عهده گیرد:
1. فرا جناحی
این دوره از انتخابات پس از دو دوره حاکمیت اصلاح طلبان و اصول گرایان در شانزده سال گذشته است، دو دورة هشت ساله که به رغم تفاوت هایی که داشتند، در یک نقطه مشترک بودند، و آن «یک دست کردن مدیریت اجرایی کشور» در سطوح مختلف بود. این ویژگی مشترک نشان می دهد که اصلاح طلبان و اصول گرایان تحمل یکدیگر را نداشته و آمادگی تشکیل دولتی فراگیر که همه نیروهای انقلاب را در خود جای دهد، نداشته و عملا طیف وسیعی از نیروهای کارآمد نظام را حذف می کنند.
این شیوه طبق پیش بینی امام راحل (رض) مبنی بر این که:
«اگر در اين نظام كسى يا گروهى خداى ناكرده بىجهت در فكر حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پيش از آنكه به رقيب يا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است.»(صحيفه امام، ج21، ص179)،
ناکارآمدی خود را در کشور ما به اثبات رسانده و به اسلام و انقلاب صدماتی وارد کرده است. اینک وقت آن است که کشور شیوه فرا جناحی را در پیش گیرد و شخصیتی مدیریت اجرایی را بر عهده گیرد که بتواند از همه نیروهای انقلاب استفاده کند و ملاک گزینش همکارانش «شایستگی و توانایی» باشد، نه «جناحی بودن»
2. دارای کارنامه درخشان
ویژگی دیگر ریاست جمهوری آن است که از پیش از انقلاب تا کنون دارای کارنامه قابل قبولی باشد. امتحان خود را در عرصه های گوناگون قبل و بعد از پیروزی انقلاب پس داده باشد. فاقد تجربه مدیریت کلان کشور نباشد، چرا که در این صورت از روش «آزمون و خطا» استفاده شده و چه بسا ضربات سنگینی بر پیکر نظام وارد کند. آن چه در سال 84 رخ داد نباید تکرار شود، به خاطر جلوگیری از پیروزی یک نامزد انتخاباتی، تن به حمایت همه جانبه از کسی داده شد که امتحان خود را در این سطح از مدیریت کشور پس نداده و ظرفیت اش برای قرار گرفتن در منصب ریاست جمهوری احراز نشده بود.
از این رو، کشور گرفتار مشکلاتی شد که حتی اصول گرایان هم حاضر به پذیرش مسئولیت آن نیستند. تکرار این تجربه تلخ ملک و مملکت را به سراشیبی سقوط می کشاند. شرط عقل و علاقه به سرنوشت کشور ایجاب می کند تا شخصی دارای این ویژگی در مقام دوم کشور قرار گیرد. کسی که با آراء ملت دچار غرور نشود، خود را نظر کرده و محبوب ملکوتیان نپندارد، تعریف ها و تمجیدها او را دچار توهم نکند، هوس ایستادگی در برابر نهادهای قانونی دیگر را نداشته باشد، خود را تافته جدا بافته که همگان باید خود را با او هماهنگ کنند، تصور نکند، و خلاصه ظرفیت نشستن بر صندلی ریاست جمهوری را داشته باشد. ضرباتی که نظام و مهم تر از آن مردم در سال های اخیر از این ناحیه متحمل شدند، سنگین و غیرقابل جبران است.
3. افتخار منصب ریاست جمهوری
ویژگی دیگر رئیس جمهور آن است که هدفش از نامزدی کسب افتخار نباشد، بلکه دارای شخصیت و موقعیتی باشد، که برای منصب ریاست جمهوری افتخار باشد. چنین فردی است که می تواند در عرصه داخلی نیروهای توانمند و موجّه را جمع کند و از ظرفیت آنان استفاده نماید. کسی که به دنبال کسب وجهه و افتخار است، افرادی متناسب با خود را جذب می کند، افراد متخصص، صاحبنظر و توانمند و دارای موقعیت اجتماعی حاضر به همکاری با چنین کسی نخواهند بود.
بالاخره تناسب و سنخیّت، افراد را به یکدیگر پیوند می زند. فرد ضعیف ناتوانان، و فرد قوی توانمندان را برای همکاری جذب می کنند. معمولا افراد توانمند حاضر نمی شوند تحت مدیریّت کسی قرار گیرند که از خودشان ضعیف تر است. چنان که در عرصه بین المللی که ملت بزرگ ایران را نمایندگی می کند، مورد توجه باشد. تجربه هشت سال گذشته در عرصه خارجی از این زاویه غیر قابل دفاع و در خور عظمت ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی نبود. در بسیاری از کشورهای پیشرفته چنین منصبی را به کارکشتگان می سپارند و با سپردن مدیریت کشور به افراد ضعیف ریسک نمی کنند.
4. تدبیر و درایت
ویژگی مهم دیگری که در رئیس جمهور ضروری است، «تدبیر و درایت» است. تدبیری در حدّ و اندازه اداره کشور پهناور ایران، و ایجاد ارتباط با کشورهای مختلف دنیا. درایتی که نخبگان داخلی و شخصیت های بین المللی بدان اذعان داشته باشند. فقدان این ویژگی است که موجب می شود در عرصه خارجی نماینده سیاسی کشور در سفر خارجی و در یک ملاقات رسمی از کار برکنار شده، و با آبروی یک ملتی بازی شود! و تندروی های بی مبنا و موضعگیری های بی ثمر و پر هزینه در آینده نه چندان دور جای خود را به اظهار پشیمانی و اشتباه دهد!
چنان که فقدان تدبیر و درایت در عرصه داخلی باعث می شود به نظرات کارشناسان بی توجهی شده و نهادهای رسمی و ضروری منحل و «نظرات شخصی» جایگزین «عقل جمعی» گردد، «تصمیم گیری متکی بر ساز و کار نهادینه» جای خود را به «استبداد رأی» دهد. مدیران کشور حتی در حدّ وزارت با کوچکترین انتقادی عزل شده و ارکان مدیریت کشور متزلزل گردد. مدیران احساس امنیت برای برنامه ریزی را از دست بدهند، برای ماندن در منصب خویش به رفتار تصنعی رو آورده و دچار نفاق گردند. ابتکار، خلاقیت، نوآوری و توانمندی در مدیریت کشور ارزش خود را از دست بدهند. تصمیم های خلق السّاعه بدون توجه به پیامدهای منفی آن رایج گردد.
5. صداقت و یک رنگی
آخرین ویژگی رئیس جمهور که در این مجال کوتاه مطرح می شود، «صداقت و یک رنگی» با مردم است. صداقتی که گفتار و رفتار انسان گواه آن باشد و همگان تصدیق کنند. گمان نویسنده بر آن است که مردم اگر صداقت مسئولان را باور کنند، با همه مشکلات می سازند و دولتمردان را در هر شرایطی تنها نمی گذارند. دلخوری بجایِ مردم از «بی صداقتی»، «دو چهرگی» و «ناهماهنگی گفته ها و وعده ها با عملکردهای دولتمردان» است.
کسی که معتقد باشد:
«رأی مردم را با رسیدگی به شهر و کوچه و خیابان، و زیبا سازی شهر نمی توان جلب کرد، بلکه باید خود را ساده زیست و نوکر و چاکر مردم نشان داده، آن گاه رأی شان را گرفت و بر گرده شان سوار شد!» ،
دیر یا زود دستش رو می شود و مردمی که به او رأی داده اند، به بی صداقتی اش پی می برند و از انتخاب خود توبه می کنند. آن گاه انسان نه در نزد مردم و نه در پیشگاه با عظمت الهی آبرو و اعتباری نخواهد داشت. «صداقت» مهم ترین سرمایه یک مسئول در هر رده و مرتبه ای است. البته برای شناسایی افراد صادق باید دقت کرد. سیرة زندگی افراد گویای صداقت یا بی صداقتی آن هاست.
آنان که در ظاهر خود را «ساده زیست»، «دلسوز» و «خدمتگزار مردم» نشان داده و در خفا به گونه ای دیگرند، حتی اگر هم بخواهند نمی توانند خدمتگزار خوبی برای مردم و کشور باشند. آنان که دم از «اخلاق» می زنند، ولی در بزنگاه ها حقیقت خود را آشکار می کنند، نمی توانند مورد اعتماد باشند. نامزدهایی که تا دیروز از «اخلاق»، «آزادی»، «دموکراسی» و «رأی مردم» دم می زدند، ولی با آمدن یک نامزد انتخاباتی به صحنه که محبوب و مورد علاقه مردم است، ناگهان رفتار و کردارشان عوض می شود و به جای «اثبات خود» به «تخریب» رو می آورند، آیا جز این است که تلاش های طولانی خود را برای رئیس جمهور شدن بر باد رفته می بینند و اینک خود را به در و دیوار می کوبند؟ آیا چنین افرادی می توانند مورد اعتماد بوده و سکّان اداره کشور را بر عهده بگیرند؟!