شنبه 4 خرداد 1392
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
اطلاعیه

دروس سال جاری

فقه: مکاسب (شروط متعاقدین)

اصول: رسائل (برائت)

مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی

اندیشه و فقه سیاسی :

۱. فرمانبرداری و نافرمانی مدنی در فقه شیعه

مؤسسه مفتاح کرامت

۲. اندیشه و نظریه سیاسی شیعه

دانشگاه ادیان


شاخص های کاندیدای اصلح
مقاله

 

 

    انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از جهاتی با دوره های پیشین تفاوت هایی دارد. شرایط خاص داخلی و خارجی اقتضا دارد که شخصیتی با ویژگی های ذیل سکّان دستگاه اجرایی کشور را بر عهده گیرد:

      1. فرا جناحی

 

 این دوره از انتخابات پس از دو دوره حاکمیت اصلاح طلبان و اصول گرایان در شانزده سال گذشته است، دو دورة هشت ساله که به رغم تفاوت هایی که داشتند، در یک نقطه مشترک بودند، و آن «یک دست کردن مدیریت اجرایی کشور» در سطوح مختلف بود. این ویژگی مشترک نشان می دهد که اصلاح طلبان و اصول گرایان تحمل یکدیگر را نداشته و آمادگی تشکیل دولتی فراگیر که همه نیروهای انقلاب را در خود جای دهد، نداشته و عملا طیف وسیعی از نیروهای کارآمد نظام را حذف می کنند.

   این شیوه طبق پیش بینی امام راحل (رض) مبنی بر این که:

     «اگر در اين نظام كسى يا گروهى خداى ناكرده بى‏جهت در فكر حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پيش از آنكه به رقيب يا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است.»(صحيفه امام، ج‏21، ص179)،

   ناکارآمدی خود را در کشور ما به اثبات رسانده و به اسلام و انقلاب صدماتی وارد کرده است. اینک وقت آن است که کشور شیوه فرا جناحی را در پیش گیرد و شخصیتی مدیریت اجرایی را بر عهده گیرد که بتواند از همه نیروهای انقلاب استفاده کند و ملاک گزینش همکارانش «شایستگی و توانایی» باشد، نه «جناحی بودن»

     

      2. دارای کارنامه درخشان

 

    ویژگی دیگر ریاست جمهوری آن است که از پیش از انقلاب تا کنون دارای کارنامه قابل قبولی باشد. امتحان خود را در عرصه های گوناگون قبل و بعد از پیروزی انقلاب پس داده باشد. فاقد تجربه مدیریت کلان کشور نباشد، چرا که در این صورت از روش «آزمون و خطا» استفاده شده و چه بسا ضربات سنگینی بر پیکر نظام وارد کند. آن چه در سال 84 رخ داد نباید تکرار شود، به خاطر جلوگیری از پیروزی یک نامزد انتخاباتی، تن به حمایت همه جانبه از کسی داده شد که امتحان خود را در این سطح از مدیریت کشور پس نداده و ظرفیت اش برای قرار گرفتن در منصب ریاست جمهوری احراز نشده بود.

    از این رو، کشور گرفتار مشکلاتی شد که حتی اصول گرایان هم حاضر به پذیرش مسئولیت آن نیستند. تکرار این تجربه تلخ ملک و مملکت را به سراشیبی سقوط می کشاند. شرط عقل و علاقه به سرنوشت کشور ایجاب می کند تا شخصی دارای این ویژگی در مقام دوم کشور قرار گیرد. کسی که با آراء ملت دچار غرور نشود، خود را نظر کرده و محبوب ملکوتیان نپندارد، تعریف ها و تمجیدها او را دچار توهم نکند، هوس ایستادگی در برابر نهادهای قانونی دیگر را نداشته باشد، خود را تافته جدا بافته که همگان باید خود را با او هماهنگ کنند، تصور نکند، و خلاصه ظرفیت نشستن بر صندلی ریاست جمهوری را داشته باشد. ضرباتی که نظام و مهم تر از آن مردم در سال های اخیر از این ناحیه متحمل شدند، سنگین و غیرقابل جبران است.

 

     3. افتخار منصب ریاست جمهوری

 

     ویژگی دیگر رئیس جمهور آن است که هدفش از نامزدی کسب افتخار نباشد، بلکه دارای شخصیت و موقعیتی باشد، که برای منصب ریاست جمهوری افتخار باشد. چنین فردی است که می تواند در عرصه داخلی نیروهای توانمند و موجّه را جمع کند و از ظرفیت آنان استفاده نماید. کسی که به دنبال کسب وجهه و افتخار است، افرادی متناسب با خود را جذب می کند، افراد متخصص، صاحبنظر و توانمند و دارای موقعیت اجتماعی حاضر به همکاری با چنین کسی نخواهند بود.

    بالاخره تناسب و سنخیّت، افراد را به یکدیگر پیوند می زند. فرد ضعیف ناتوانان، و فرد قوی توانمندان را برای همکاری جذب می کنند. معمولا افراد توانمند حاضر نمی شوند تحت مدیریّت کسی قرار گیرند که از خودشان ضعیف تر است. چنان که در عرصه بین المللی که ملت بزرگ ایران را نمایندگی می کند، مورد توجه باشد. تجربه هشت سال گذشته در عرصه خارجی از این زاویه غیر قابل دفاع و در خور عظمت ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی نبود. در بسیاری از کشورهای پیشرفته چنین منصبی را به کارکشتگان می سپارند و با سپردن مدیریت کشور به افراد ضعیف ریسک نمی کنند.

 

     4. تدبیر و درایت

 

 ویژگی مهم دیگری که در رئیس جمهور ضروری است، «تدبیر و درایت» است. تدبیری در حدّ و اندازه اداره کشور پهناور ایران، و ایجاد ارتباط با کشورهای مختلف دنیا. درایتی که نخبگان داخلی و شخصیت های بین المللی بدان اذعان داشته باشند. فقدان این ویژگی است که موجب می شود در عرصه خارجی نماینده سیاسی کشور در سفر خارجی و در یک ملاقات رسمی از کار برکنار شده، و با آبروی یک ملتی بازی شود! و تندروی های بی مبنا و موضعگیری های بی ثمر و پر هزینه در آینده نه چندان دور جای خود را به اظهار پشیمانی و اشتباه دهد!

     چنان که فقدان تدبیر و درایت در عرصه داخلی باعث می شود به نظرات کارشناسان بی توجهی شده و نهادهای رسمی و ضروری منحل و «نظرات شخصی» جایگزین «عقل جمعی» گردد، «تصمیم گیری متکی بر ساز و کار نهادینه» جای خود را به «استبداد رأی» دهد. مدیران کشور حتی در حدّ وزارت با کوچکترین انتقادی عزل شده و ارکان مدیریت کشور متزلزل گردد. مدیران احساس امنیت برای برنامه ریزی را از دست بدهند، برای ماندن در منصب خویش به رفتار تصنعی رو آورده و دچار نفاق گردند. ابتکار، خلاقیت، نوآوری و توانمندی در مدیریت کشور ارزش خود را از دست بدهند. تصمیم های خلق السّاعه بدون توجه به پیامدهای منفی آن رایج گردد.

        5. صداقت و یک رنگی

 

       آخرین ویژگی رئیس جمهور که در این مجال کوتاه مطرح می شود، «صداقت و یک رنگی» با مردم است. صداقتی که گفتار و رفتار انسان گواه آن باشد و همگان تصدیق کنند. گمان نویسنده بر آن است که مردم اگر صداقت مسئولان را باور کنند، با همه مشکلات می سازند و دولتمردان را در هر شرایطی تنها نمی گذارند. دلخوری بجایِ مردم از «بی صداقتی»، «دو چهرگی» و «ناهماهنگی گفته ها و وعده ها با عملکردهای دولتمردان» است.

    کسی که معتقد باشد:

    «رأی مردم را با رسیدگی به شهر و کوچه و خیابان، و زیبا سازی شهر نمی توان جلب کرد، بلکه باید خود را ساده زیست و نوکر و چاکر مردم نشان داده، آن گاه رأی شان را گرفت و بر گرده شان سوار شد!» ،

    دیر یا زود دستش رو می شود و مردمی که به او رأی داده اند، به بی صداقتی اش پی می برند و از انتخاب خود توبه می کنند. آن گاه انسان نه در نزد مردم و نه در پیشگاه با عظمت الهی آبرو و اعتباری نخواهد داشت. «صداقت» مهم ترین سرمایه یک مسئول در هر رده و مرتبه ای است. البته برای شناسایی افراد صادق باید دقت کرد. سیرة زندگی افراد گویای صداقت یا بی صداقتی آن هاست.

    آنان که در ظاهر خود را «ساده زیست»، «دلسوز» و «خدمتگزار مردم» نشان داده و در خفا به گونه ای دیگرند، حتی اگر هم بخواهند نمی توانند خدمتگزار خوبی برای مردم و کشور باشند. آنان که دم از «اخلاق» می زنند، ولی در بزنگاه ها حقیقت خود را آشکار می کنند، نمی توانند مورد اعتماد باشند. نامزدهایی که تا دیروز از «اخلاق»، «آزادی»، «دموکراسی» و «رأی مردم» دم می زدند، ولی با آمدن یک نامزد انتخاباتی به صحنه که محبوب و مورد علاقه مردم است، ناگهان رفتار و کردارشان عوض می شود و به جای «اثبات خود» به «تخریب» رو می آورند، آیا جز این است که تلاش های طولانی خود را برای رئیس جمهور شدن بر باد رفته می بینند و اینک خود را به در و دیوار می کوبند؟ آیا چنین افرادی می توانند مورد اعتماد بوده و سکّان اداره کشور را بر عهده بگیرند؟!

 


«ملت رشید» از «شعار» تا «واقعیت»
مقاله

 

                                        به مناسبت سالگرد شهادت استاد مطهری(ره) 

    یکی از موضوعاتی که مورد توجه خاص استاد شهید مطهری قرار گرفته و در نوشته ها و سخنرانی های متعدد بدان پرداخته، «راه های رشد فکری و اجتماعی» مردم است. از دیدگاه آن بزرگوار تنها راه رشد فکری، اجتماعی و سیاسی مردم «آزادی فکر و اندیشه» و «آزادی های اجتماعی و سیاسی» است. به جای مردم فکر کردن، به جای مردم انتخاب نمودن، به جای مردم تصمیم گرفتن و .... از موانع جدی و اساسی رشد آن هاست. هیچ ملتی از روز اول «رشید» نیست، بلکه با هدایت و ارشاد رهبران فکری، اجتماعی و سیاسی، با تشویق آنان به «تفکر و اندیشیدن»، «تمرین سیاست ورزی»، «تبیین ملاک ها» و «ترغیب آنان به انتخاب اصلح» به مرور در عرصه های گوناگون رشد می کند.

   مانند تربیت یک کودک و نوجوان. گاه برآیند یک روش تربیتی، تربیت فردی وابسته، ترسو، فاقد اعتماد به نفس و متکی به دیگران است، و گاه نتیجه یک روش تربیتی انسانی مستقل، دارای اعتماد به نفس، شجاع، مبتکر و خلاق است. همین دو روش در جامعه نیز می تواند ملت را دو گونه پرورش دهد.

   استاد شهید مطهری معتقد بود که مردم تنها با «آزادی تفکر»، و «آزادی های اجتماعی و سیاسی» رشد می کنند. برای مردم تصمیم گرفتن و انتخاب کردن، با این استدلال که ممکن است در تصمیم و انتخاب خود اشتباه کنند، سبب می شود که هیچ گاه رشد نکنند. چنان که در امور اعتقادی و دینی هم مسئله از همین قرار است. ترساندن مردم از فکر و اندیشه در امور دینی، با این استدلال که شاید گمراه شوید، موجب می شود که آنان در امور دینی رشد نکنند.

 


نگاهی به «درّة النجف» *
مقاله

 

                                                                                                          

                        

   پس از شكست نهضت مشروطه در ايران و پيروزي سكولار ها، و سخن گفتن با مردم مجله «درّه النجف» در تاريخ ربيع الاول سال 1328 ه / 1907 م آغاز به كار كرد. به دنبال جلوگيري از انتشار مجله «الغريّ» پس از يك شماره، اين مجله با نام جديد وارد عرصه شد. اين مجله در حقيقت محل انعكاس نظرات مرجعيت نجف اشرف و حل مشكلات فكري و پاسخ به شبهات سكولارها بود.

   صاحب امتياز اين مجله حاج شيخ حسين اصفهاني و مديريت آن بر عهده محمد محلاتي بود و   بيش از 8 شماره از آن فرصت انتشار نيافت. مجموعه شمارگان آن اخيرا تحت عنوان يازدهمين شماره از «سلسله مجلات منتشره مكتبه روضه حيدريه» در نجف اشرف به چاپ رسيده است.

 

  عناوين مطالب آن با توضيحات اندك به شرح زير مي باشد:

 


المأمور «غیر» معذور
مقاله

  

 

     در رژيم گذشته يكي از دلائل توجيهي كارگزاران حكومتي در نهاد هاي مختلف براي اعمال و رفتاهاي خود اين بود كه ما مأموريم و ناچاريم به دستور مافوق عمل كنيم. اين استدلال در نهادهاي نظامي بيش از نهادهاي ديگر رايج بود. جمله معروف «المأمور معذور» از همين استدلال برخاسته است.

      پرسش اين نوشته آن است كه آیا «المأمور معذور» در منطق اسلامي پايه و  اساسي دارد يا نه؟

   اگر كسي كمتري آشنايي با موازين اسلامي و معارف ديني داشته باشد، مي داند كه اين شعار هيچ پايه و اساسي ندارد. در اين مكتب هر كسي مسئول اعمال و رفتار خويش است. كسي نمي تواند به بهانه آن كه من دستور مافوق را اجرا كردم، از خود رفع مسئوليت كند. آيات و روايات متعددي وجود دارد كه اين حقيقت را اثبات مي كند.

   قرآن كريم از زبان اهل جهنم نقل مي كند كه وقتي آنان را بازخواست مي كنند و از اعمال و رفتارشان مي پرسند، مي گويند:

   «ربنا انا اطعنا سادتنا و كبرائنا فاضلونا السبيلا ؛ پروردگارا ! ما از رؤسا و بزرگانمان پيروي كرده و در نتيجه راه را گم كرديم.» (احزاب : 67)

   اما اين استدلال از جانب آنان پذيرفته نمي شود، بلكه به خاطر گمراهي و اعمال و رفتار نادرستشان كه از روي اراده و اختيار انجام داده اند، گرفتار عذاب الهي مي شوند. بر همين اساس بود كه امير مؤمنان علي (ع) در خطبه معروف به قاصعه مردم را از پيروي رؤسا و بزرگاني كه گرفتار كبر و غرور شده و بر اصل و حسب خود فخر كرده و نژاد خود را برتر پنداشتند و ....، برحذر مي داشت. (نهج البلاغه، خطبه 192)

  


رفع یک ابهام
یادداشت

                                                    

   

                                                            بسم لله الرحمن الرحیم

  در تاریخ 28 بهمن سال جاری مقاله ای با عنوان (از «خرافه» و «غلو» تا «لاابالی گری») به قلم اینجانب در  صفحه سوم روزنامه وزین جمهوری اسلامی به چاپ رسید. در فرازی از آن مقاله به پاره ای از اعتقادات غلات شیعه اشاره شده بود که با برخورد شدید ائمه معصومین صلوات الله اجمعین روبرو می شد. از آن جمله: اعتقاد به الوهیت برخی از ائمه، اعتقاد به نبوت آنان و اعتقاد به این که امام «بدون اذن الهی و به صورت مستقل» عالم به غیب است. متأسفانه در نسخه ارسالی به روزنامه قید مربوط به علم غیب امام علیه السلام افتادگی داشت.

  با آن که در مقاله شواهدی وجود داشت که مقصود نویسنده را روشن می کرد، از آن جمله روایتی به نقل از سدیر صیرفی در پایان مقاله که به حضور امام (ع) رسید و عرض کرد: شیعیان در باره شما اختلاف دارند. برخی می گویند: در گوش شما سخن گفته می شود. برخی می گویند: به شما وحی می شود. بعضی می گویند: به قلب شما الهام می شود. برخی می گویند: در خواب می بینند. برخی می گویند: به کتب پدران خویش فتوا می دهند. کدامیک درست می گویند؟ امام فرمود:

  «لاتأخذ بشیء مما یقولون، نحن حجج الله و امنائه علی خلقه، حلالنا من کتاب الله و حرامنا منه ؛ به چیزی از آن چه می گویند، اخذ نکن، ما حجت خدا و امانتداران او بر خلق اش هستیم، آن چه ما به عنوان حلال و حرام می گوییم، از کتاب خداست.»

  با این حال اهمیت مسئله و امکان سوء استفاده از آن موجب شد برخی از اساتید محترم حوزه نسبت بدان حساسیت نشان دهند. ضمن ارج نهادن به حساسیّت ایشان، متن اصلی فراز مورد نظر از مقاله، بدون افتادگی به صورت فوق اصلاح می گردد. گفتنی است متن اصلی بدون افتادگی، در سایت شخصی نویسنده موجود است.

                                                                                               سید جواد ورعی 

 

 


مجموع خبرها 106 (22 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 ]
Categories Menu

مطالب قبلی
Wednesday, February 20
· سیاست نفوذ و هشدار امام
Saturday, February 16
· از «خرافه» و «غلو» تا «لاابالی گری»
Tuesday, January 22
· مشی اعتدالی پیامبر
Thursday, January 17
· پرتوی از «عدالت اسلامی» *
Wednesday, January 09
· از «قم» تا «دمشق» و«بیروت» - 9
Thursday, January 03
· از «قم» تا «دمشق» و«بیروت» - 8
Sunday, December 30
· از «قم» تا «دمشق» و «بیروت» - 7
Tuesday, December 25
· از «قم» تا «دمشق» و «بیروت» - 6
Friday, December 21
· از «قم» تا «دمشق» و «بیروت» - 5
Sunday, December 16
· از «قم» تا «دمشق و «بیروت» - 4

مطالب قدیمی تر

تالیفات

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)