دوشنبه 1 دی 1393
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
اطلاعیه
 

دروس سال جاری


فقه:

 مکاسب (تنبیهات معاطات) ـ 7 صبح

اصول:

کفایه الاصول (بحث ضد) ـ 8 صبح

*مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی

 شروع: شنبه 29 شهریور


اندیشه و فقه سیاسی:

۱. اندیشه و نظریه سیاسی شیعه

 * دانشگاه ادیان و مذاهب

۲. مبانی نظری دولت و حکومت در نهج البلاغه

 * دانشگاه قرآن و حدیث

 

 


«اربعین حسینی» و رسوایی «جریان تکفیری»
سخنراني

 

                                         چکیده یک سخنرانی در روز اربعین ـ تهران

                                                         بسم الله الرحمن الرحیم

   

    یا ایها الذین آمنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا و لا تقولوا لمن القی الیکم السّلام، لست مؤمناً(نساء، ۹۴)

   خدای متعال در این آیه مؤمنان را مخاطب قرار داده و به آنان دستور می دهد که در میدان جنگ و جهاد تحقیق کنید و کسی را که می گوید: اسلام آورده، به بی ایمانی متهم نکنید. در صدر اسلام برخی از مسلمانان به طمع غنیمت، مشرکانی را که می گفتند: ما مسلمان شده ایم، به دروغگویی متهم کرده و به قتل می رساندند تا اموالشان را به غنیمت ببرند. قرآن به آنان هشدار می دهد که به خاطر مال دنیا نباید دیگران را به دروغگویی متهم کنید. شما وظیفه دارید در باره آنان تحقیق کنید و به صدق و کذب گفته هایشان دست پیدا کنید. حق ندارید بدون تحقیق آنان را به کفر متهم کرده، به قتل برسانید.

   این منطق قرآن است که مسلمانان حق ندارند ادعای مشرکان را مبنی بر اسلام آوردن، بدون تحقیق رد کنند. شما این منطق را با رفتار و کردار جریانات تکفیری در طول تاریخ بشر مقایسه کنید و ببینید فاصله از کجاست تا به کجا!

   جریان تکفیر قبل از اسلام در میان یهود و نصاری هم سابقه دارد. یهودیان آنان را که به مسیح ایمان آورده بودند، به کفر متهم می کردند. مسیحیان هم کسانی را که بر خلاف آموزه های کتاب مقدسِ تحریف شده، سخنی بر زبان می راندند، به کفر و ارتداد متهم می کردند. محکمه های تفتیش عقاید برپا کرده و دانشمندان را تکفیر کرده و به قتل می رساندند. دانشمند معروف، گالیله را به خاطر کشفی که کرده بود و معتقد بود که خورشید ثابت است و زمین متحرک، صرفاً به خاطر آن که گفته ای بر خلاف باورهای رایج ارباب کلیسا بر زبان رانده بود، به ارتداد متهم کرده و به قتل رساندند.

   یکی از علل و عوامل انزوای دین در دنیای غرب همین رفتار ارباب کلیساست. دینی که در برابر علم و دانش بایستد و دانشمندان را منکوب و سرکوب نماید، جاذبه ای برای مردم ندارد. مردم چنین دین بر خلافِ فطرتی را کنار می گذارند.

   متأسفانه جریان تکفیر در تاریخ اسلام هم با ظهور خوارج در زمان امیر مؤمنان علی(ع) پدید آمد که مشخصه اصلی شان، «جهل و نادانی» و «فقدان معرفت و بینش»، همراه با «تعصب و تصلب» و «خشونت و بی رحمی» بود. جماعتی که علی(ع) را به جرم ناکرده متهم به کفر کرده و اصرار داشتند که توبه کند! گروهی که زن بارداری را به جرم برائت نجستن شوهرش از علی(ع) شکم دریده و مادر و فرزند را یکجا کشتند، ولی خرمای شبهه ناکی را از دهان خارج کرده و به دور انداختند!

   در نادانی شان همین بس که ابزاری در دست سیاست بازان اموی شدند تا اهداف آنان را پیش ببرند.

   متأسفانه اشعری مسلکان در تاریخ اهل سنت و اخباریان در تاریخ تشیع نیز با حربه تکفیر به جان پیروان مذاهب دیگر اسلامی افتاده و چهره ای غیر منطقی و غیر عقلانی از اسلام به جهانیان ارائه کردند. گفتند عقل قدرت درک حسن و قبح اعمال و اشیاء را ندارد، درک عقلانی اعتبار ندارد، باید فقط به ظاهر روایات جمود ورزید و عمل کرد!

  امروز هم جماعتی از تبار خوارج هم کیشان خود را به جرم اعتقاد به «شفاعت»، «توسل» و مانند آن به شرک و کفر متهم کرده و قتل و جنایت می کنند. با رفتار وحشیانه خود اسلام و مسلمانی را بی آبرو می کنند. از پیروان کسی که ضررویات و بدیهیاتی مثل «ساکن بودن خورشید و متحرک بودن زمین» را پس از قرن ها اثباتش از سوی دانشمندان انکار کرده و دیگران را به خاطر آن مرتد می داند که باید توبه کرده یا کشته شوند، بیش از این انتظاری نیست.

   اشعری ها وقتی به قدرت رسیدند، به قلع و قمع مخالفان عقاید خود دست زدند. به همین دلیل است که جریان جمود و تحجر و تکفیر نباید به قدرت سیاسی دست پیدا کنند. این جریان فاقد شرایط لازم برای دستیابی به قدرت است. همین مقدار که امروزه در کشورهای اسلامی به قدرت، پول و اسلحه دست یافته اند، جز جنایت و کشتار کاری نکرده اند. تصور کنید این جماعت که امروزه بلای دنیای اسلام شده، بتواند در منطقه حساس خاورمیانه، عراق و شام قدرتی سیاسی هم به دست آورد، در آن صورت چه اتفاقی خواهد افتاد؟!

  آنچه در کربلا رخ داد، محصول جهالت و نادانی همین جماعت بود. عمر سعد جماعتی را می تواند با شعار «یا خیل الله ارکبی و بالجنّه ابشریْ یعنی ای لشکریان خدا! سوار بر مرکبها شوید که بهشت بر شما بشارت باد.» روانه میدان جنگ با حسین بن علی(ع) کند و فرزند رسول خدا را با لب تشنه به شهادت برساند، و آن همه جنایت مرتکب شود، که «جهل و نادانی و حماقت» مهم ترین مشخصه آنان باشد. و گرنه مردم دانا، عاقل و با معرفت هرگز فریب امویان قدرت طلب و سیاست باز را نمی خورند.

   در یکسانی ماهیت «جریان تکفیری و وهابیت در عصر ما» با «خوارج صدر اسلام» همین بس که عقائد و رفتارشان شباهت زیادی به هم دارند. «خود را حق مطلق پنداشتن و دیگران را کافر و مشرک خواندن»، «تعصب جاهلانه»، «تحریف آیات قرآن»، «خشونت بی حدّ»، «قساوت قلب» و «ارتکاب جرم و جنایت» از جمله شباهت های آنهاست. جنایاتی که امروزه در کشورهای اسلامی مرتکب می شوند، شبیه جنایات کوفیان در کربلا است. هرزگی اعتقادی و اخلاقی، کشتن ناجوانمردانه بی گناهان، غارت اموال مسلمانان، اسیر کردن و به بردگی گرفتن زنان و کودکان نمونه ای از رفتار مشترک آنهاست.

  حضور میلیونی شیعیان و پیروان مذاهب دیگر اسلامی در مراسم اربعین شهادت سید الشهدا(ع) به این جماعت نادان نشان داد که عشق و علاقه مسلمانان به فرزند پیامبر خاموش شدنی نیست. «انّ للحسین محبه مکنونه فی قلوب المؤمنین، لاتبرد ابداً». امام حسین(ع) در کربلا و در مقابل جماعت نادان کوفی نه تنها آنان را به خاطر آن که قصد کشتن فرزند پیامبر را داشتند، تکفیر نکرد، بلکه تلاش فراوانی به کار بست تا آنان را هدایت کند. اما افسوس که منطق تکفیری ها هلهله و فریاد است برای نشیندن صدای حق و حقیقت.

   همان گونه که سید الشهداء(ع) با شهادت خود و یارانش، جماعت نادان کوفی و سیاست بازان اموی را در چهارده قرن قبل رسوا کرد، امروز هم  اربعین حسینی و نمایش عشق و دلدادگی پیروان حسین، وهابیان و متحجران و حامیان سیاست باز آنان را رسوا نمود.


انتشار دو مقاله جدید

                                               

 

   

  دو مقاله جدید در نشریات تخصصی منتشر شد:

۱.  حق تعیین سرنوشت از دیدگاه امام خمینی در مجله علمی ـ پژوهشی سیاست متعالیه، ش۴ از انجمن علمی علوم سیاسی حوزه

  در این مقاله دلایل و مستندات نظریه امام خمینی مبنی بر حق تعیین سرنوشت هر ملت در دو عرصه داخلی و خارجی ارائه و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

۲. ثبات و تغیر حکم تابع ثبات و تغیر موضوع در مجله تخصصی دین و قانون، ش۲ از مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی

در این مقاله از دو نوع احکام در شریعت اسلام سخن گفته شده، ثابت و متغیر. هم چنین ملاک ثبات و تغیر احکام نیز مورد بحث قرار گرفته است.


«حقِ اعتراض و انقلاب در دولت جائر»
مقاله
 







      مقدمه:


    قيام سالار شهيدان، ‌حسين بن علي(ع) را مي توان با مباني مختلفي تحليل كرد. برخي مبناي آن را «وجوب مبارزه با ظلم و ستم»، برخي «وجوب امر به معروف و نهي از منكر» و برخي با استناد به فرموده رسول خدا(ص) «حرمت سلطنت بني اميه» مي دانند. برخي از مباني عمومي بوده و تكليف اختصاصي آن حضرت نيست، ولي برخي تكليف اختصاصي بوده و قابل تأسي براي ديگران نيست. در اين مجال كوتاه به مبناي ديگري براي قيام سيد الشهدا(ع) اشاره مي شود كه اختصاصي به آن حضرت نداشته و در شرايط مشابه «تكليفي همگاني» است و قيام امام هم عمل به همين تكليف عمومي است.


    حق اعتراض و قيام در دولت جائر يكي از حقوقي كه در اسلام براي شهروندان به رسميت شناخته شده، حق برخورداري از دولتي است كه داراي مشروعيت باشد. از اين رو، دولت فاقد مشروعيت حق حاكميت ندارد و مردم نه تنها وظيفه اطاعت و فرمانبرداري از آن را ندارند، بلكه حق و وظيفه دارند تا چنين دولتي را ساقط كرده و دولتي مشروع جايگرين آن كنند. گرچه گاهي عروض عناوين ثانوي مثل بروز مفسده «هرج و مرج اجتماعي» در صورت فقدان حكومت، هر چند نامشروع، و افسد بودن آن نسبت به فساد دولت نامشروع موجب مي شود كه حكومت نامشروع موقتاً تحمل شود و حق و تكليف اعتراض و براندازي آن منتفي گردد، اما حكم اوّلّي، وجود چنين حق و تكليفي براي عموم مردم است.


    يكي از مهم ترين مباني قيام سيدالشهدا(ع) وجود همين حق و تكليف براي عموم شهروندان است، و البته عالمان ديني و نخبگان جامعه در اين زمينه تكليفي مضاعف دارند. امام حسين(ع) در طول قيام بارها و بارها از اين حق و تكليف سخن گفته، و اعتراض و قيام خود را بر ضد حكومت يزيد بر اين مبنا استوار كرده است. البته وجود چنین حقی در دولت نامشروع به معنای فقدان «حق نقد و انتقاد، اعتراض، و حتی نافرمانی در پاره ای از موارد» در دولت مشروع نیست ولی فعلا از موضوع بحث کنونی خارج است. گرچه در دولت مشروع «حق و تکلیف قیام و انقلاب با هدف براندازی» منتفی است مگر آن که دولت، مشروعیت خود را از کف داده و به دولت جائر تبدیل گردد.


    در اين مجال مختصر بحث را در دو محور دنبال مي كنيم: 


  

کدامیک برترند، مكّه يا مدينه؟
مقاله
 





                                             بحثى در فضايل مكّه و مدينه




      فضيلت بعضى از مكانها و زمانها، از موضوعاتى است كه در فرهنگ ها و آيين‏ هاى مختلف وجود دارد. در فرهنگ اسلامى نيز بعضى از مكانها و زمانها داراى ارزش‏ اند. سوره قدر در بيان فضيلت و برترى شب قدر نازل شده، چنانكه مكّه، مبارك توصيف گرديده است. از همين رو، مفسّران در تفسير چنين آياتى، از معناى فضيلت و برترى بعضى از زمانها و مكانها بر زمانها و مكانهاى ديگر سخن گفته ‏اند. اگر زمان از حركت وضعى و انتقالى زمين به وجود مى‏آيد، چه تفاوتى است ميان حركت زمين در شبِ قدر يا در ماه مبارك رمضان و حركت آن در بقيّه روزها و ماه ‏هاى سال؟

  معمولاً پاسخ داده ‏اند كه عظمت يك زمان يا مكان به خاطر حوادثى است كه درآن زمان ومكان رخ‏داده‏است؛ مانندنزول قرآن و فرود آمدن فرشتگان الهى يا تقدير امور مردم در شب قدر يا انتساب يك مكان به خداوند يا اولياى او، يا به اين معناست كه اعمال و عبادات انسان در آن زمان يا مكان برتر از اعمال و عبادات او در زمانها و مكان هاى ديگر است؛ مثلاً يك ركعت نماز در مسجدالحرام ارزش يكصد هزار ركعت نماز را پيدا مى‏كند وتلاوت قرآن درمكّه ارزش‏ مضاعف مى‏يابد چنانكه ‏عبادت در شب قدر از هزارماه فراتر مى‏ رود. يا به خاطر حرمت و تقدس يك مكان يا زمان، انجامِ بعضى ‏از اعمال‏ ممنوع مى‏گردد و در صورت ارتكاب مجازات بيشترى دارد.


    از جمله مكانهاى مقدس و داراى فضيلت مكّه، مدينه، كوفه و بيت‏ المقدس است. به همين مناسبت دانشمندان اسلامى در فضيلت مكّه و مدينه بحث كرده ‏اند و اينكه مكّه بر مدينه برترى دارد يا مدينه بر مكّه؟





عنان کشور را نباید...!
مقاله

 


  



                   

                         به بهانه سالروز تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی جمهوری اسلامی

                              (مروری بر نقش عظیم شهید بهشتی در تدوین قانون اساسی)




 28 مرداد سالروز بازگشایی مجلس خبرگان قانون اساسی جمهوری اسلامی است. در سال 1358 پس از تهیه پیش نویس هایی برای قانون اساسی جمهوری اسلامی و انتشار آن ها در مطبوعات و ارائه نظریات و پیشنهادات صاحبنظران، مجلس خبرگان قانون اساسی با حضور منتخبان ملت در روز 28 مرداد آغاز به کار کرد. آیت الله منتظری به عنوان رئیس و آیت الله بهشتی به عنوان نایب رئیس انتخاب شدند، اما همگان به یاد دارند که جلسات غالبا به ریاست شهید بهشتی برگزار می شد.



   مروری بر مشروح مذاکرات این مجلس نشان می دهد که شهید بهشتی چه نقش عظیم و بی بدیلی در تنظیم و تدوین قانون اساسی داشت، و نظرات کلیدی او در این مجلس چه میزان در تصحیح نظریات دیگر مؤثر بود و چه جهتی را برای قانون اساسی جمهوری اسلامی رقم زد.

   نگاهی دوباره و یادآوری برخی از آن نکات کلیدی این فائده را دارد که همگان به یاد می آورند که این نظام و قانون اساسی آن بر چه پایه ها و دیدگاه هایی استوار است و خبرگان ملت در آن مجلس بر چه اساسی به این اصول رأی داده و مردم بر چه مبنایی با رأی مثبت خود آن را تأیید کردند. قهراً هر گونه تفسیر و تأویلی که با آن اصول منطبق نباشد، از درجه اعتبار ساقط است. نباید فراموش کرد که مؤسسان این نظام چه تصویری از ساختار نظام، نهادها، سازمان ها، و شرح وظایف و اختیارات آنان داشته اند.




   

مجموع خبرها 132 (27 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 ]
مطالب قبلی
Saturday, July 19
· جامعه علی(ع) پسند
Sunday, July 13
· نقدي بر سازمان هماهنگي امر به معروف و نهي از
Thursday, June 26
· نقش شهید بهشتی در تدوین «حقوق ملّت»
Saturday, June 07
· نیم نگاهی به «دراسات علمیه»
Thursday, May 15
· حقوق شهروندی در فرمان 8 ماده ای امام
Sunday, May 04
· شهید مطهری و جریان تکفیری
Sunday, April 13
· حق الناس(5)
Friday, April 11
· حق الناس (4)
Wednesday, April 09
· حق الناس (3)
Tuesday, April 08
· حق الناس (2)

مطالب قدیمی تر

تالیفات

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)