چهار شنبه 2 خرداد 1397
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
هتک علما و مراجع مقدمه حذف کامل روحانیت
مقاله

   هتک علما و مراجع مقدمه حذف کامل روحانیت و تکرار مشروطه

    نهضت مشروطه با تلاش و مجاهدت علما به منظور « تقليل ظلم سلطنت مطلقه قاجار » و « تشكيل عدالت خانه » آغاز شد و در ادامه به « مشروط و مقيد كردن قدرت سلطان به قانون » و « نظارت نمايندگان ملت » بر صاحبان قدرت منتهي شد. در اين مرحله طرح مسائل جديدي چون تدوين قانون اساسي ،تشكيل مجلس شوراي ملي از نمايندگان اقشار ملت، آزادي ، مساوات و ... ،طيفي از عالمان ديني را حساس كرد بخصوص كه روشنفكران غربزده از پياده كردن مشروطه غربي در ايران و نيز سخناني بر عليه دين و احكام شرع و عالمان ديني گفتند و نوشتند و به ميانداري پرداختند. دفاع طيفي از علما از مشروطه و مخالفت طيف ديگري از اين قشر با مشروطه و متهم كردن گروه اول به دنياطلبي و رياست خواهي و استبداد پيشگي موجب جدايي علما از يكديگر شده و به تدريج اختلافات بيشتر و عميق تر گرديد. 

     اختلاف و دو دستگي عالمان ديني فرصتي كم نظير براي بيگانگان و عناصر سرسپرده آنان فراهم ساخت تا به پيشبرد اهداف خود بپردازند. پيروزي مشروطه خواهان و قتل و غارت نفوس و اموال گروهي از علما و هواداران آنان به بهانه مستبد بودن به ياس و نوميدي طيف مذهبي مشروطه خواهان انجاميد. دار زدن مجتهد اول طهران و هتاكي ها و پرده دري ها ،علماي نجف و ايران را به شدت متاثر ساخت و از اين كه آن چه به وقوع پيوست غير از آن چيزي بود كه مورد نظر آن ها بود، اظهار تاسف كردند. اما در اين مرحله به مشروطه خواهان مذهبي نيز رحم نكرده و دو تن از عالمان مشروطه خواه تهران ، بهبهاني و طباطبايي توسط نيروهاي افراطي و غربزده حذف شدند و خلاصه ، از نهضت مشروطه كه علما طلايه دارش بودند « استبداد رضاخاني » متولد شد كه در مبارزه با دين و مظاهر ديني و روحانيت از هيچ تلاشي و كوششي دريغنورزيد. پنجاه و چند سال گذشت تا بار ديگر انقلابي اسلامي و فراگير به رهبري مرجعي ديني بپا خاست و با تلاش و مجاهدت روحانيت انقلابي و حمايت شخصيت ها ، احزاب و گروه هاي سياسي و بيداري ملت و ايثار و فداكاري آنان نظام « جمهوري اسلامي » جايگزين نظام « سلطنتي و استبدادي » شد.

« ولايت فقيه » مانع نفوذ اجانب

    اين بار كه حوزه و روحانيت تجربه نهضت مشروطه و قيام سال 1330 موسوم به نهضت ملي شدن نفت را پشت سرداشت ، تدبير ديگري انديشيد . به شهادت برخي از علماي حاضر در مجلس خبرگان قانون اساسي پيش بيني اصل « ولايت فقيه » به عنوان محور نظام با هدف جلوگيري از انحراف دولتمردان و قواي سه گانه و نفوذ جريانات وابسته به بيگانگان در اركان حكومت بود. تنها به نقل جملاتي از شهيد مظلوم آيت الله بهشتي در اين زمينه اكتفا مي كنيم . 

    ايشان در يك سخنراني در تشريح « نظام سياسي در قانون اساسي » يكي از علل ناكامي نهضت مشروطه را « عاريتي بودن » مشروطه به عنوان جايگزين استبداد دانسته كه حتي تاثيري را كه در صاحبان اصلي اين فكر عاريتي مي توانست داشته باشد براي ما نداشت . از اين رو ، عنوان اصلي نظام سياسي ما « نظام امت و امامت » است . به اين معنا كه در « عصر غيبت امام معصوم منصوب منصوص در اين عصر امامت ديگر تعييني نيست ، تحميلي هم نيست بلكه شناختني و پذيرفتني يا انتخابي است . شناختن آگاهانه و پذيرفتن ، نه تعيين و نه تحميل ... ؛ اين امامت و امت نسبت به يكديگر مسئول و متعهدند ، با تعهد و مسئوليت متقابل » (1 )

    در سال هاي نخست بعد از پيروزي انقلاب احزاب و جريانات سياسي وابسته و روشنفكرنمايان غربزده كه هيچ گاه با اسلام سرآشتي نداشتند تلاش فراواني براي نفوذ در اركان حكومت و به انحراف كشاندن آن و منزوي ساختن روحانيت و نيروهاي مذهبي به عمل آوردند ولي به رغم موفقيت هاي مقطعي و موقتي ناكام شدند. مهمترين عاملي كه توانست مانع نفوذ و كاميابي روشنفكران لائيك و وابسته در اركان جمهوري اسلامي شده و قدرت هاي مستكبر حامي آنان را از شكست اين نظام و منزوي كردن دوباره روحانيت و طيف مذهبي بازدارد ،     « ولايت فقيه » و « وحدت كلمه روحانيت انقلابي » بر محور رهبري نظام بود. بخصوص نقش بي بديل امام خميني در دهه شصت و حفظ روحانيت انقلابي و نيروهاي مذهبي از تشتت و اختلاف و كنترل و ايجاد تعادل ميان آن ها.

   به نظر مي رسد قدرت هاي سلطه گر نيز به اين نتيجه رسيدند كه با تكرار تجربه مشروطه و استفاده از طيف روشنفكران غيرمذهبي و ضد مذهبي و وابسته قادر به شكست جمهوري اسلامي نيستند. زيرا هم تدوين قانون اساسي بر محور « ولايت فقيه » و « احكام و موازين اسلامي » راه نفوذ آنان را در اركان حكومت بست و هم « هوشياري روحانيت انقلابي » مانع شد كه آنان بتوانند با نفوذ در ميان علما گروهي را بفريبند و با ايجاد اختلاف در بين آنان اهداف خود را عملي سازند و سرنوشت « نهضت مشروطه » را براي « انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي » هم رقم بزنند.

« جاهلان متنسك » ابزار اجانب

   پس لازم بود تدبير ديگري بينديشند و طرحي نو دراندازند و همه را غافلگير كنند. اين بار نه با استفاده از « روشنفكران لائيك و وابسته بلكه با استفاده از « نيروهاي مذهبي منحرف و متحجر و بي سواد » براي شكستن پشتوانه هاي انقلاب و نظام مانند مرجعيت ، باز هم از طريق ايجاد شكاف و اختلاف و دشمني بين نيروهاي وفادار به انقلاب و جمهوري اسلامي . تصور اين كه استعمارگران از رويارويي با «مرجعيت» كه دست كم از عهد ناصري قدرتش عيان شد و تاكنون بسان سدي مستحكم در برابر بيگانگان ايستاده و از كيان اسلام و استقلال و هويت مسلمانان و سرزمين هاي اسلامي دفاع كرده ، چشم پوشيده باشند ، تصوري ساده لوحانه و بيش از حد خوش باورانه است .

    پيروزي انقلاب اسلامي و تاسيس جمهوري اسلامي در قلب خاورميانه و بر هم خوردن معادلات سياسي در منطقه و تداوم آن در سه دهه گذشته و ورق خوردن برگ ديگري از اقتدار و نفوذ مرجعيت شيعه در عراق در سال هاي گذشته، نه تنها قدرت هاي جهاني را از دشمني با مسلمانان و شيعيان و مراكز قدرت و عزت آنان بازنداشته بلكه به افزايش تلاش هاي آنان و اتخاذ راه ها و روش هاي نو و ناشناخته و پيچيده براي شكست مرجعيت واداشته است. طرحي كه بدان اشاره مي شود بخشي از يك نقشه طراحي شده توسط دشمن است كه در سال هاي گذشته علني شد، ولي جدي گرفته نشد. به نظر مي رسد كه ما امروز گرفتار برخي از پيامدهاي اجرايي اين نقشه ايم .

   مهمترين سدي كه بر اساس طرح پيچيده دشمن بايد شكسته شود « مرجعيت ديني » است يعني مهمترين عامل شروع نهضت اسلامي و استمرار آن تا پيروزي و تاسيس و تثبيت جمهوري اسلامي ; و عناصري كه در شكستن اين سد نقش آفريني خواهند كرد ،       « روحانيان كم سواد » و « مداحان بي سواد » ند. افراد سطحي نگري كه نه از « عمق علمي و معرفتي » برخوردارند كه مانع رفتارهاي جاهلانه و متعصبانه شود و نه از « تقواي كافي » بهره مندند تا بتوانند حق را از باطل تشخيص دهند و از وسوسه خناسان و حيله گران ايمن باشند. نه قدرت تجزيه و تحليل دارند تا « خدمت » را از « خيانت » بازشناسند و نه ايماني متكي بر معرفت تا از آلت دست شدن بازيگران سياسي مصون باشند. هتك حرمت « مراجع ديني » و « علماي انقلابي » در سال هاي گذشته رهاورد حضور اين طيف و تقويتشان در جامعه اسلامي ماست .

    جامعه اي كه به تدريج از « عمق » به « سطح » رو آورده و از دين به « شعائر » آن بسنده كرده است . جامعه اي كه در آن بازي كردن با آبروي افراد و شخصيت ها « افتخار » و دفاع از حرمت آنان « جرم » تلقي مي شود. اهانت به خدمتگزاران نظام اسلامي « سكوي ارتقا » و سياه نمايي دستاوردهاي جمهوري اسلامي ، راه « جلب آرای ضد انقلاب » و ايجاد اختلاف ميان علما و مديران كشور، ابزار « كسب شهرت » شده است . اين همه دستاورد ترويج ديني است كه نيازمند « مرجعيت » نيست و اگر مرجعي ديني برخلاف رويه رايج در مجالس و محافل مذهبي فتوايي دهد، مورد هتك و اهانت قرار مي گيرد و چنان كه نسبت به تصميم دولتمردي انتقاد و اعتراض كند ، مورد بي اعتنايي واقع شده يا به دخالت متهم مي شود ،آن هم از جانب كساني كه خود را متدين مي دانند!

   هشداري از امام خميني در اين زمينه خواندني است : « من يك نصيحت مي كنم به بچه هاي طلاب ، طلاب جوان كه تازه آمده اند و حاد و تندند و آن اين است كه ، آقايان متوجه باشيد كه اگر چنان چه شطر كلمه اي به يك نفر از مراجع اسلام اهانت بكند بين او و خداي تبارك و تعالي ولايت منقطع مي شود. كوچك فرض مي كنيد، فحش دادن به مراجع بزرگ ما را كوچك فرض مي كنيد ؟ اگر به واسطه بعضي از جهالت ها لطمه اي بر اين نهضت بزرگ وارد بشود معاقبيد پيش خداي تبارك و تعالي . توبه تان مشكل است قبول بشود ، چون به حيثيت اسلام لطمه وارد مي شود . » (2 )

    به راستي چه نسبتي ميان سخن امام خميني و بعضي از رفتارهاي امروزي نيروهاي تندرو مذهبي وجود دارد ؟ آيا رهروي راه امام راحل تجديد نظر در اين رفتارها را نمي طلبد ؟! آيا اهانت به يك فقيه به خاطر اقامه نماز ميت بر پيكر عالمي ديني ، يا هتك حرمت يك سخنران به خاطر يك سخنراني و اظهار نظر، توهين به يك فعال سياسي به خاطر اظهار نظري متفاوت ، تحريك طلاب جوان و پاك طينت براي تحت فشار قراردادن علما و مراجع ... ، همگي در چهارچوب نفوذ بيگانگان در بدنه نيروهاي انقلاب و فريب نيروهاي سطحي نگر ساده لوح و متعصب نيست ؟! تداوم اين روند به حذف طيف وسيعي از روحانيت متعهد و دلسوز منتهي شده و انزوا و بي تفاوتي آن ها را در پي خواهد داشت و به معناي پيروزي فاز اول اين نقشه پيچيده است !

   مرحله بعد آن را مي توان حدس زد و آن حذف « روحانيان و نيروهاي تندرو امروز » است كه در پي انزوا و بي تفاوتي گروه اول، پشتوانه عظيمي را از دست داده اند و در نهايت « حذف كامل روحانيت از نظام » و بالمآل « شكست نظام ديني » كه پس از قرن هاي متمادي با مجاهدت و فداكاري به دست آمده است . آيا هيچيك از نيروهاي وفادار به امام و انقلاب و نظام و ولايت فقيه و رهبري به چنين عاقبتي راضي است ! اگر به حق راضي نيستند بايد توصيه هاي امام در « حفظ وحدت » و سفارش هاي رهبري در « جذب حداكثري و دفع حداقلي» را جدي گرفت . احتمال قرار گرفتن در اين فرايند براي نفوذ در اركان جمهوري اسلامي و ايجاد شكاف و دشمني بين نيروهاي اصيل انقلاب را نبايد از نظر دور داشت و بار ديگر در رفتار و سلوك سياسي خويش بازنگري كرد كه به نفع چه كسي و چه جرياني و به ضرر چه كسي و چه جرياني است؟! امروز بايد از هر قدمي براي وحدت نيروهاي انقلاب بخصوص روحانيت انقلابي و علماي ديني استقبال كرد.

پاورقي :

1ـ مباني نظري قانون اساسي ص 15 ـ.17

2 ـ صحيفه امام ج 1 ص .307



ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 10 اسفند، 1388 توسط admin

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مقاله
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه مقاله:
«علل دین گریزی» از نگاه شهید مطهری


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"هتک علما و مراجع مقدمه حذف کامل روحانیت " | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 3 نظر شما چیست؟ | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

Re: هتک علما و مراجع مقدمه حذف کامل روحانیت (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : شنبه، 15 اسفند، 1388
به نظرم در اين زمينه بايد به مردم آگاهي داد تا فريب افرادي را كه خود را دوستدار و علاقمند به روحانيت نشان ميدهند ولي تيشه به ريشه انان ميزنند بشناسند . هم چنين بفرموده امام علما نيز با اين افراد هوشيارانه برخورد كنند و مراقب القائات آنان نسبت به علماي ديگر باشند و واسطه هاي مرموز را از خود دور كنند.


[ ارسال جوابیه ]


Re: هتک علما و مراجع مقدمه حذف کامل روحانیت (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : سه شنبه، 11 اسفند، 1388
باسلام و تشكر از مطلب صحيحي كه در اين مقاله مطرح شده،به يك نكته بايد توجه كرد و آن اينكه گاهي حرمت علما و مراجع از سوي خود روحانيون شكسته ميشود .حرمت امامزاده را بايد اول متولي نگهدارد.


[ ارسال جوابیه ]