جمعه 29 دی 1396
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
وحدت امّت اسلامی
مقاله
 «وحدت اسلامى» در شرايط كنونى جهان ضرورت نخست دنياى اسلام است. هر چند در همه زمانها مسلمانان داراى دشمنان مشتركى بوده‏اند كه وحدت و همدلى ميان آنها را ايجاب مى‏كرده، اما امروز توطئه‏هاى رنگارنگى كه بر عليه مسلمانان طراحى مى‏شود، ضرورت وحدت را دو چندان نموده است. وحدت و پرهيز از تفرقه از دستورهاى اكيد قرآن كريم و پيشوايان دينى ماست. دستور اعتصام به ريسمان الهى «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ الله جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ...»، برادرى مؤمنان با يكديگر «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ...» و مشترك بودن اعتقادات دينى مسلمانان و يكى بودن‏ كتاب آسمانى و قبله گاه آنان همگى از وحدت حقيقى بين مسلمانان حكايت دارد. چنان كه‏ پيامبر  با هجرت به مدينه و زمانى كه مسلمانان متشكل از دو گروه مهاجر و انصار بودند و طبعاً زمينه اختلاف بين آنان فراهم بود، ميان آنان عقد اخوّت بست و بدين وسيله با ايجاد پيوند برادرى زمينه هر گونه اختلاف و دو دستگى را از بين برد.

   مع‏ الاسف تلاش دشمنان اسلام و مسلمين براى ايجاد تفرقه در طول تاريخ از يك سو و ساده لوحى برخى از مسلمانان از سوى ديگر سبب افزايش شكاف بين پيروان مذاهب‏ اسلامى شده است. در صدر اسلام كه با رحلت پيامبر اكرم‏(ص) جامعه دچار تشتّت و اختلاف شد و امر خلافت از مسير اصلى خويش منحرف گشت، اميرمؤمنان على‏(ع) به منظور حفظ مصالح‏اسلام و مسلمين، ايجاد وحدت و جلوگيرى از افزايش اختلاف بين مسلمانان راوجهه همت‏ خويش قرار داد و براى تثبيت جامعه نوپاى اسلامى از هيچ كوششى‏ فروگذار ننمود.
 

   دشمنان كينه‏توز اسلام در طول تاريخ به منظور دستيابى به اهداف‏ خود «وحدت اسلامى» را به عنوان مانعى جدّى هدف قرار داده و به‏ گروه گروه كردن مسلمانان پرداخته و ايجاد اختلاف و دشمنى و دامن‏ زدن به اختلافات جزيى و در پاره‏اى موارد با نفوذ دادن عوامل خود تا جنگ و خونريزى و قتل و غارت دنبال كردند. شهرهاى مختلف‏ اسلامى از قرون اوليّه تاكنون نمونه‏هاى تلخى از اين نزاع‏ها و كشمكش‏ها را در كارنامه خود دارند. در سده‏هاى اخير هم كه استعمارگران هر مانعى را از پيش روى‏ خود بر مى‏داشتند، به قطعه قطعه كردن ممالك اسلامى پرداخته و شعارهاى فريبنده ملى گرايى و تقسيم مسلمانان به عرب، ترك، فارس و. . . آنان را از يكديگر جدا كرده، مرزهاى كاذبى بين آنان ترسيم‏ نمودند، شوكت و قدرت آنان را شكسته و با تكه تكه كردن آنان يكى‏ پس از ديگرى بر سرنوشتشان مسلط شده و حاكمان سرسپرده را بر گرده‏شان سوار كردند.

   حاكمان وابسته كه به منظور حفظ تاج وتخت‏ خود از هيچ تلاشى فروگذار نمى‏كنند، از عوامل مهم تفرقه و جدايى‏ مسلمانانند، آنان براى حفظ مقام و موقعيت خود، نه تنها قدمى در راه‏ وحدت اسلامى بر نمى‏دارند، بلكه ذخاير مسلمين را نيز به حلقوم‏ استعمارگران مى‏ريزند تا چند روزى بيشتر اجازه حكمرانى پيدا كنند. يك نمونه بارز آن در دوران ما، شكستن حرمت ارتباط و دوستى با رژيم غاصب صهيونيستى دشمن قسم خورده مسلمانان‏ است. برخى از سران خيانتكار كشورهاى اسلامى با ارتباط پنهان و آشكار با اين رژيم، وحدت و يكپارچگى جهان اسلام را در اين زمينه بر هم زده و در صف‏ متّحد كشورهاى اسلامى رخنه ايجاد كردند و مسأله مهم مبارزه با رژيم نژادپرست اسرائيل‏ را، كه از اصول مشترك مسلمانان بود، به مسأله‏اى مورد اختلاف مبدّل ساختند. قبح ارتباط با اين رژيم غاصب را شكستند و راه نفوذ دشمن در جبهه مسلمين را گشودند. دشمنان اسلام‏ از هيچ عاملى مانند تفرقه و جدايى مسلمانان بهره‏ بردارى نمى‏كنند. آنچه امروز در عراق، افغانستان و لبنان مى‏گذرد، از نمونه‏هاى بارز و آشكار اين سياست است.

   غير از دولت‏هاى وابسته، آخوندهاى دربارى نيز از عوامل ديگر تفرقه و جدايى‏اند. آنان‏ نيز اختلافات موهوم يا جزيى مسلمانان را تئوريزه نموده و آتش كينه‏اى كه توسط دشمنان‏ بين پيروان مذاهب برافروخته شده، شعله ور مى‏سازند. آنان كه همواره بازيچه دست قدرت‏ طلبان بوده‏اند، تلاش فراوانى مى‏كنند تا شيعيان‏و پيروان اهل بيت را كافر و سنّيان محبّ اهل‏ بيت را ناصبى معرفى كنند. در اين ميان فرقه‏هاى دروغينى كه به دست استعمارگران ايجاد شده، نقش تعيين كننده داشته‏اند.

   در يكصدسال اخير مصلحان دلسوزى ظهور كردند و به سهم خود قدمهايى در جهت‏ ايجاد وحدت برداشتند. سيدجمال الدين اسدآبادى، ميرزا محمدحسن شيرازى، شيخ محمد حسين كاشف الغطأ، سيد عبدالحسين شرف الدين، سيدمحمد حسين بروجردى، شيخ‏ عبدالمجيد سليم و شيخ محمود شلتوت، از جمله مناديان وحدت شيعه و سنى‏اند كه‏ قدم‏هاى مثبتى در اين عرصه برداشتند.

   ظهور امام خمينى رهبر كبير انقلاب اسلامى و تأسيس جمهورى اسلامى به عنوان‏ پايگاهى مستحكم و منادى وحدت مسلمانان «نهضت بيدارى اسلامى» را وارد مرحله‏ جديدى كرد. بسيارى از مسلمانان در اقصى نقاط جهان از خواب غفلت بيدار شده و به‏ نداى‏وحدت امام لبيك گفتند. حركت فزاينده بيدارى اسلامى منافع استكبار جهانى و ايادى‏او را در منطقه با تهديد جدى روبرو ساخت. متأسفانه انتظارى كه از عالمان‏ وفرهيختگان و نخبگان جهان اسلام مى‏رفت، آنگونه كه شايسته جايگاه آنان در جوامع‏ اسلامى بود، برآورده نشد. از آنجا كه عموم مردم پيرو رهبران مذهبى و اجتماعى‏ خويش‏هستند، اگر عالمان و انديشمندان اسلامى اهل ايثار و فداكارى بوده و وحدت‏ اسلامى را با جديت دنبال مى‏كردند، اميد مى‏رفت كه ملتها نيز پيوند بيشترى با يكديگر پيداكرده، اختلافات به حداقل برسد؛ گرچه نمى‏توان موانع مهمى كه دراين عرصه وجود دارند مثل دولتهاى سرسپرده و آخوندهاى دربارى در كشورهاى اسلامى را ناديده‏ گرفت. حتى در دهه اخير آرمان وحدت اسلامى در كشور ايران نيز از سوى گروه‏هايى‏ كه‏قدرت درك واقعيات دنياى امروز را ندارند، با چالش روبرو شده است. ذلت و نكبت‏ ميليون‏ها مسلمان و سلطه بيگانگان بر سرنوشت ملل مسلمان ناديده گرفته شده و بر طبل‏اختلافات تاريخى و جزيى و كم اهميت كوبيده مى‏ شود.

   بر اين گروه نادان، احزاب و جريانات سياسى را نيز بيفزاييد كه براى رسيدن به اميال‏ سياسى خود بر اختلافات قومى و مذهبى دامن زده و با رهبران اقوام و قبايل و مذاهب در شهرهاى مرزى كشور وارد معامله شده و با طمع كسب آراى انتخاباتى منافع ملى و مصالح‏ كلى كشور را ناديده گرفتند. دسته ديگر مدعيان ولايت اهل بيت پيامبرند كه با اهانت به مقدسات مذاهب ديگر، تنور مجالس و محافل خود را گرم كرده و از هر فرصتى به اختلافات دامن مى‏زنند در حالى كه اگر واقعاً پيرو اهل بيت پيامبر بودند، تنها سيره اميرمؤمنان على‏(ع) در حفظ وحدت جامعه‏ اسلامى و گذشتن از حق مسلّم خود به خاطر مصالح مهم دنياى اسلام براى آنان كافى است.

   در نقطه مقابل نيز مدعيان پيروى از سنت پيغمبرند كه با ارتزاق از دلارها و ريال‏هاى‏ بيگانگان به انكار حقايق مسلم تاريخى پرداخته و حرمت اعتقادات اكثريت شيعه را در اين‏ كشور پاس نمى‏دارند. كسانى كه از بيشترين آزادى‏ها كه يك اقليت مذهبى ممكن است از آن‏ برخوردار باشد، بهره‏مندند و نيك مى‏دانند كه همكيشان آنان در كشورهاى اسلامى يك دهم‏ آزادى آنان را به شيعيان نمى‏دهند.

    در چنين شرايطى كه نخبگان و عالمان نسبت به وحدت اسلامى حساسيت لازم را ندارند و عموم مردم را به درستى ارشاد و هدايت نمى‏كنند و عوامل تفرقه نيز فضا را براى اقدامات‏ خود خالى مى‏بينند، تحقق كامل وحدت اسلامى دشوار مى‏نمايد. بارى، اگر وحدت اسلامى به حكم عقل و شرع ضرورت دارد و براى ايستادگى در برابر دشمنان اسلام و مسلمين گريزى از آن نيست، بايد به اصولى چند پاى‏بند بود كه به برخى از آنها اشاره مى‏شود:

1 ـ تكيه بر اشتراكات مذهبى

  مسلمانان داراى يك كتاب آسمانى، يك پيامبر و يك قبله‏گاه هستند و اعتقادات دينى آنان‏ يكسان است. عقل و شرع اقتضا مى‏كنند كه بر مشتركات فراوان تكيه شود و از برجسته‏كردن‏ اختلافات جزيى پرهيز گردد. مسلمانان از هر فرقه و مذهبى مى‏توانند با شعار توحيد و زير پرچم «لا اله الاّ الله» گرد هم آيند و در عين كثرت و تعدد، وحدتى مثال زدنى خلق نمايند.

 2ـ پرهيز از دامن زدن به اختلافات

    وجود اختلاف بين پيروان مذاهب گوناگون امرى طبيعى است، بحث و تبادل نظر علمى‏ درباره آنها هم مسأله‏اى عادى است، اما اختلافات بيش از آن كه در اصول باشد، در فروع‏است و نمى‏تواند و نبايد مانع وحدت امت اسلامى شود. مطرح كردن مسائل اختلافى‏ ودامن زدن به آنها در بين پيروان مذاهب و در فضاهاى غيرعلمى، نه تنها مشكلى‏ ازمشكلات امروز مسلمانان را حل نخواهد كرد، بلكه روز به روز فاصله آنها را از يكديگر بيشتر خواهد نمود.

3ـ حفظ حرمت يكديگر

   افزون بر مقدسات مشتركى كه همه مسلمانان از آن برخوردارند، يكسرى اعتقادات هم‏ از مختصات هر مذهب است. نبايد پيروان مذاهب اسلامى مقدسات يكديگر را مورد هتك‏ و اهانت قرار دهند و به تحريك يكديگر بپردازند. اگر پيروان اسلام حرمت يكديگر را نگاه‏ ندارند، يكى از نتايجش آن است كه دشمنان قسم خورده اسلام مقدسات مشترك همه‏ مسلمانان مثل قرآن كريم، رسول اكرم‏(ص) و اماكن مقدس آنان را مورد اهانت قرار مى‏ دهند. به راستى چرا در دو دهه اخير دامنة اهانت به مقدسات مسلمانان گسترش يافته؟ چرا هر از چند گاهى در گوشه‏اى از دنيا مقدسات مسلمانان مورد هتك قرار مى‏گيرد؟ و پس از مدتى‏ تعدادى از مسلمانان از خود حساسيت نشان داده و مسأله به فراموشى سپرده مى‏شود؟ آيا جز اين است كه راه هتك حرمت مسلمانان گشوده شده و مسلمانان حساسيت لازم را از خود نشان نمى‏ دهند؟ اگر در نخستين حلقه از اين حلقات عكس العمل مناسب نشان داده مى‏شد، حلقات ديگر اين زنجيره ادامه نمى‏يافت. اگر مسلمانان مقدسات يكديگر را محترم شمرده و اختلافات خود را كاهش دهند، چنين فرصتى براى دشمنان مشترك مسلمانان فراهم‏ نمى‏شد.      تأسف‏بارتر آنكه برخى بيش از آنچه نسبت به هتك مقدسات اسلامى از خود حساسيت نشان دهند، نسبت به مسائل عادى مذهبى و اختلافاتى كه بين پيروان‏ مذاهب‏اسلامى وجود دارد، از خود حساسيت نشان مى‏دهند. از كنار اهانت به قرآن‏ و پیامبر به‏سادگى مى‏گذرند، اما به هنگام طرح يك پرسش در خصوص مسأله‏اى از مسائل تاريخى‏ سينه چاك مى‏كنند!


 4ـ گفتگوى رهبران مذاهب اسلامى

   تفاهم و همدلى علماى برجسته مذاهب اسلامى و كاستن از سوء تفاهمات و تشويق پيروان مذاهب به همدلى و وحدت و وادار كردن‏ دولتمردان خود به اتحاد با كشورهاى اسلامى به جاى اعتماد به‏ دشمنان اسلام، اصل مهم ديگرى است كه در اين عرصه قابل توجه‏ است. اين امر بدون گفتگوى مستمرّ و ارتباط سالم علمى و فرهنگى‏ مداوم امكان‏پذير نيست. قطعاً براى جهان اسلام «گفتگوى بين‏ مذاهب اسلامى» بر «گفتگوى بين اديان و تمدن‏ها» تقدم دارد. اگر دنياى اسلام در مرحله نخست قدم هايى بردارد، در عرصه «گفتگوى‏ بين اديان و فرهنگ‏ها و تمدن‏ها» نيز توفيقات بيشترى كسب خواهد كرد.
 
   حج بهترين فرصتى است كه مى‏تواند ارتباط و همفكرى عالمان‏ و نخبگان جهان اسلام را فراهم سازد. هيچ دين و دولتى از چنين‏ ظرفيت و فرصتى كه اسلام در اختيار پيروانش قرار داده، برخوردار نيست. اجتماع دو ميليون انسان از اقوام و ملل و مذاهب گوناگون در موسم حج بهترين نماد و جلوه وحدت اسلامى است كه نبايد به‏ سادگى از كنارش گذشت. حضور رهبران مذهبى در اين مراسم‏ استثنايى و ملاقات با يكديگر و تبادل نظر در مسائل اساسى جهان‏ اسلام و كاستن از اختلافات نقش بسزايى در وحدت امت اسلامى‏ خواهد داشت.

 5ـ تعميق روابط كشورهاى اسلامى

    تعميق روابط دولت‏هاى اسلامى و كاهش اختلافات و تنش‏ها يكى ديگر از اصول لازم الرعايه در اين عرصه است. هر چند وابستگى بسيارى از دولت‏هاى اسلامى به قدرت‏هاى بزرگ، روابط حسنه بين كشورهاى اسلامى را با مشكل روبرو ساخته، اما نزديكتر شدن دولت‏هاى اسلامى به يكديگر و تأكيد بر منافع مشترك بر محور تعاليم اسلامى، زمينه سوء استفاده دشمنان اسلام را از جدايى بين‏ كشورهاى اسلامى كاهش خواهد داد.  اين مهم مى‏ تواند با فعالتر شدن‏ عالمان و نخبگان كشورهاى اسلامى و دعوت توده‏هاى مردم به‏وحدت و همدلى و در نتيجه‏ واداشتن دولت‏هاى اسلامى به تعميق روابط با يكديگر تحقق‏ يابد.

    اميد است كه در پرتو رعايت اصول ياد شده مسلمانان حركت به سمت ايجاد امت اسلامى‏ وتشكيل جبهه متحد كشورهاى اسلامى را آغاز كنند. آنچه در دنياى امروز متداول است كه‏ باتشكيل اتحاديه‏ها، اهداف مشترك خود را پيش مى‏برند، مى‏تواند ميان كشورهاى اسلامى‏ نيز تحقق يابد. مسلمانان با جمعيتى يك و نيم ميلياردى و برخوردارى از امكانات كم‏نظير، توانايى تبديل شدن به يك قطب نيرومند بين المللى را دارند. با تشكيل قطب نيرومند دنياى‏اسلام، همه اجزاى اين پيكره احساس قدرت نموده و از تعرض بيگانگان در امان‏ خواهند بود. چرا امروزه قدرتمندترين كشورها هم جرأت تعرض به يكى از اعضاى اتحاديه‏هاى موجود در جهان را ندارند، ولى كشورهاى اسلامى به بهانه‏هاى مختلف در معرض تعرض و تجاوز كفّار و مشركان‏اند؟ امام خمينى با طرح «دولت اسلامى با جمهورى‏هاى آزاد و مستقل»، آرمان خود را در عصر كنونى در ارتباط با كشورهاى اسلامى ترسيم كردند. حركت به اين‏ سمت و سو قطعاً موازنه قدرت را در جهان به نفع مسلمانان و مستضعفان تغيير خواهد داد. ان شاءالله‏



 
ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 17 اسفند، 1388 توسط admin

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مقاله
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه مقاله:
«علل دین گریزی» از نگاه شهید مطهری


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"وحدت امّت اسلامی" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 3 نظر شما چیست؟ | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

Re: وحدت امّت اسلامی (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : چهارشنبه، 19 اسفند، 1388
بنام خدا ،کاش این را هم اضافه می فرمودید که عده ای که خود را خیلی هم پیرو ولایت فقیه می دانند، بی اعتنا به رهنمودهای رهبری در چنین روزهایی به بهانه روز نهم ربیع و مناسبتی موهوم به برگزاری مراسم جشن می پردازند و زحمات جمهوری اسلامی را در ایجاد وحدت امت اسلامی به باد میدهند!!


[ ارسال جوابیه ]