تندیس صبر و استقامت
تاریخ : جمعه، 22 دی، 1396
موضوع : مقاله


                                           Image result for ‫همایش شخصیت و اندیشه اخلاقی هاشمی رفسنجانی‬‎

             صبر و استقامت قرآنی در نگاه و عمل هاشمی رفسنجانی

مقدمه

«صبر و استقامت» از ویژگی های بارز آیت الله هاشمی رفسنجانی بود. او صبوری و بردباری را از سنین نوجوانی و به هنگام تحصیل در غربت و دور از خانواده، و استقامت و پایداری را در سنین جوانی در پرتو آشنایی با امام خمینی، و با ورود به میدان مبارزه تجربه کرده است. در این دوران به خاطر آشنایی با فرهنگ قرآن در زمینه جهاد، صبر و استقامت، و جایگاه این فضیلت اخلاقی آن را در وجود خویش تعمیق بخشیده و در سه مقطع «دوران مبارزه»، «دوران سخت تأسیس و تثبیت نظام جمهوری اسلامی»، و مهم تر از همه در «دوران بی وفایی و بی صفایی دوستان انقلاب» با تمام وجود با آن زندگی کرده است.

هاشمی زوایای مختلف این فضیلت اخلاقی را در قرآن کریم کاویده، و کاملا آگاهانه نفس خویش را بدان آراسته، و در زندگی فردی و اجتماعی به کار بست، به گونه ای که دوست و دشمن او را به صبوری، و استقامت و پایداری در مراحل مختلف زندگی می شناخت و گاه از صبر او در حوادث زندگی شگفت زده می شد. صبر و استقامت او در زمان مبارزه با رژیم ستمشاهی و در زندانهای مخوف رژیم استبدادی پهلوی و زیر شکنجه های وحشیانه مأموران ساواک زبانزد عام و خاص است. هم چنین صبر و استقامت او در حوادث تلخ سالهای اول جمهوری اسلامی و از دست دادن یاران و دوستان در خاطره ها باقیست. در خاطرات خویش به این نکته اشاره ها دارد. بعد از شهادت رجایی و باهنر، می نویسد:

«روزها و ساعات و بلكه لحظات سختى را مى‏گذرانيم و صبر و متانت و اتكاء به خدا سرمايه مهمى است. حضور مؤثر امام و راهنمائي هاى به موقع، كارگشا است.» [1] «توطئه ضدانقلاب اين است كه نگذارد اركان نظام شكل‏ بگيرد و سياست امام و ما اين است كه به سرعت جايگزين بشود كه تعادل نظام برقرار باشد و لذا با سرعت، پس از شهادت هر مسئولى، جايگزين انتخاب مى‏شود. روزگار سختى مى‏گذرانيم؛ صبر ايوب مى‏خواهد.» [2] «كمى راجع به مشكلات فكر كردم؛ صبر، اطمينان و اميد خود و همراهان، توجهم را جلب كرد. فكر كردم با اين همه خطر در جبهه‏هاى شمال و غرب و جنوب و نفوذ و ايذاء ضدانقلاب و از دست رفتن بخشى از كادرهاى مهم و كمبودهاى ناشى از انقلاب و شرارت استكبار و عوامل داخلى آنها و حال آقاى خامنه‏اى و كسالت قلبى امام و شكنندگى سلامت ايشان و اختلافات عميق، جز لطف و هدايت و افاضه آرامش و صبر، توان ربوبى، نمى‏تواند اين وضع را به وجود بياورد. قبل از خواب سجده شكر به جا آوردم و دعا كردم، براى ادامه اين روحيه‏ها كه سرمايه تلاش، صبر، آرامش و اميد است.» [3]

چنان که صبر و تحملش در برابر بداخلاقی های دوستان نادان لجوج یا دانای حسود، و انقلابی های بعد از انقلاب در دو دهه گذشته، به او و خانواده اش و هر آنچه به او بستگی داشت، در تاریخ معاصر ثبت و ضبط است. صبر و طاقتی که گاه علاقمندان به او را عصبانی می کرد. بر اساس قاعده عقلی و شرعی «مقابله به مثل» خواهان برخورد متقابل او بودند، اما او هم چنان صبوری می کرد و ایمان داشت که عفو و گذشت با ارزشتر از مقابله و انتقام است، و خداوند پشتیبان صابران است. اصرار دوستانش به افشای بخش کوچکی از کارنامه انقلابی نمایان، همواره با پاسخ منفی او روبرو می شد با این استدلال که انقلاب و جمهوری اسلامی آسیب می بیند. او بسان مادری واقعی از انقلاب و نظام به عنوان ثمرة عمر خویش مراقبت می کرد و نامادران هم چنان سنگ فرزند به سینه زده و خواهان ذبح آن بودند. در یک کلمه، صبر و استقامت او تبلور فضیلتی بود که قرآن از اهل ایمان انتظار داشت. صبر و استقامت قرآنی در جان او ریشه داشت و با ایمان راسخ به آنچه خداوند وعده داده، صبوری می کرد و زخمها را به جان می خرید و دوست و دشمن را به تحسین وامی داشت. خود در مقدمه آثار قرآنی اش (تفسیر راهنما و فرهنگ قرآن) می نویسد:

«در طول مبارزات، هر بار كه به زندان مى‏افتادم، پس از سپرى كردن دوران بازجويى و بازپرسى (كه معمولًا به خاطر هيجان‏ها و التهاب‏ها و نگرانى‏ها، امكان فكر و تحقيق از انسان سلب مى‏شد و معمولًا در سلول انفرادى بودم و امكانات تحقيق نداشتم) به فكر انجام اين مهم بودم. ولى دوران كوتاه اين ادوار، فرصتى كافى براى تحقق اين آرمان نبود. چند بار در دوران انفرادى و بازجويى با استفاده از قرآن، كه در اختيار بود، روى چند موضوع كار كردم، از جمله در زمينه «اشرافى‏گرى»، «صبر» و «جهاد». در آن ايّام، بيشتر وقتم به حفظ قرآن مى‏گذشت كه در مجموع، حدود بيست و پنج جزء قرآن را در چهار بار بازداشت كوتاه (شانزده ماه) حفظ كردم. منظور از اين خاطرات، ترسيم عشق و علاقه وافر و احساس تكليفى بود كه نسبت به‏ قرآن داشتم: كتابى كه در نگاه تمامى اهل قبله، اساسى‏ترين و غنى‏ترين و معتبرترين منبع معارف اسلامى و بلكه بشرى است.» [4]

در این نوشتار کوتاه که به مناسبت اولین سالگرد رحلت جانگداز او قلمی می شود، دیدگاه او در بارة این فضیلت اخلاقی ترسیم می شود. روش ما در این مقاله، توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از آثار و تالیفات، به ویژه آثار تفسیری ایشان خواهد بود.



[1] . کارنامه و خاطرات، عبور از بحران، ص181.

[2] . همان، ص265.

[3] . همان، ص201.

[4] . هاشمی رفسنجانی، كارنامه و خاطرات، دوران‏ مبارزه، ص 307



1.      جایگاه صبر و استقامت در قرآن

صبر و استقامت یکی از فضائل اخلاقی و لازمه حرکت در مسیر تکامل انسانی است. معارف فراوانی در آیات متعددی از قرآن در باره این فضیلت اخلاقی به چشم می خورد. در آثار قرآنیِ هاشمی، زوایای مختلف صبر و استقامت و نسبت آن با ایمان، عمل صالح، توکل، جهاد، یقین، دعا، اندوه و گریه سنجیده شده است. برداشت وی از آیات قرآن این است که ماهیت صبر، «تحمل و کنترل خواسته های نفس» است. از این نگاه، صبر به تقوا به معنای خویشتن داری، بسیار نزدیک است. وی در تفسیر قرآن همین نکته را از آیات استفاده کرده که صبرپيشگى از جلوه‏هاى تقواپيشگى است.[1] و یکی از ویژگی های اهل تقوا، هنگام گرفتاريها و سختيها صبر و استقامت است.[2]

ایشان در بحث از راههای «دستیابی به مکارم اخلاقی»، از صبر به عنوان لازمه این سلوک اخلاقی یاد کرده، می گوید:

صبر معناي بسيار وسيعي در فرهنگ قرآني و اسلامي دارد يعني كنترل نفساني براي خودمان كه بتوانيم خودمان را كنترل بكنيم و اگر مشكلاتي هم در اين راه بوجود مي آيد، بتوانيم تحمل كنيم. مي فرمايد: «وما يلقّاها الا الذين صبروا وما يلقّاها الا ذوحظٍّ عظيم[3]» كه خيلي جالب است. يعني دست يافتن به آنچه كه گفتيم مقدور نيست مگر با صبر و مگر كسي كه بهره بالايي داشته باشد. اين بهره بالا همين است كه بتواند خودش را كنترل كند و در وجود خودش ظرفيت مهار تمايلات و خواسته هاي ناحق و زياده خواهي را و تجاوز به حق ديگر را بتواند تقويت كند.»[4]

در منطق قرآن صبر نسبت به ساير اعمال صالح داراى ارزش و اهميّت خاصی است،[5] در میان ارزشهای الهی جایگاهی ویژه داشته، و رمز سعادت انسان است، از آن رو که خداوند در سوره فرقان، از ميان بيش از ده صفت براى عبادالرحمن، تنها صبر و شكيبايى را سبب برخوردار شدن ايشان از نعمت‏هاى بهشت جاودان اعلام كرده است.[6] اصولا انجام اعمال صالح شرط كارايى صبر است، و صبر همراه با اعمال صالح نشانه ايمان و توحيد است. فرمود: «إلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ»[7] با اينكه صبر خود از اعمال صالح است، اما در این آیه بخصوص و جداگانه ذکر شده که مى‏تواند حاکی از ارزش و اهميّت خاصّ آن باشد. دارندة صبری که همراه با عمل صالح باشد، به هنگام زوال نعمت و روى‏آورى فقر و تنگدستى، از رحمت ‏خدا مأيوس نمى‏گردد و به تدبير او در هستى كافر نمى‏شود؛ همواره و در هر حال خداوند را فراموش نكرده و به درگاه او شاكر است؛ به هنگام رفاه و آسايش و برخوردارى از موهبتهاى دنيا، هرگز تكبر نكرده و فخرفروشى و شادمانى نمى‏كند.[8] در منطق قرآن صبر پيشه كردن در برابر مشكلات، بلايا و شكرگزارى در مقابل نعمتهاى الهى، مايه رشد معرفت آدمى و درك بهتر آيات و نشانه‏هاى خدا بوده، داراى ارزشى والا، و صبرپيشگان و شكرگزاران، مردمانى برجسته و نخبه‏ اند.[9] صبر و شكيبايى در برابر آزارهاى دشمنان، سودمندتر و ارزشمندتر از انتقام گرفتن و مقابله به مثل است.[10]

  برداشت هاشمی از آیات قرآن این است که جهان بینی انسان مؤمن و باورش به اینکه «از خداست و به سوی او باز خواهد گشت»، دلیل صبر و استقامت او در دشواری های راه ایمان است.[11] هم چنین آیات قرآن بیانگر این حقیقت است که صبر و استقامت، زمينه بهره‏مندى از بشارت به امداد خداوند را فراهم می کند.[12] و پیروزی به عنوان دستاورد صبر و استقامت، سنت تغییر ناپذیر الهی است.[13] پیامبران الهی برای موفقیت در راه دشوار خویش مانند مردمان دیگر صبر و استقامت کرده و به سراغ معجزه و راههای خارق عادت نمی رفتند.[14]

  در منطق قرآن، دعا و درخواست صبر و استقامت و پيروزى بر دشمنان، از عوامل دستيابى به پيروزى و نصرت الهى است. قرآن کریم داستان سپاهیان طالوت در پیروزی بر جالوت را شاهد این حقیقت شمرده است.[15] صبر و استقامت براى كسب رضايت خدا از ويژگيهاى خردمندان است.[16]

  او از آیه «و جعلنا منهم أئمّة ... لمّا صبروا و كانوا بايتنا يوقنون‏»[17] برداشت کرده که برخوردارى از روحيه صبر و بردبارى و نيز يقين به آيات الهى، از شرايط رهبرى و امامت دينى است، چون «لمّا» در آیه شریفه زمانى است و دلالت مى‏كند بر اين كه برگزيدگان بنى‏اسراييل، زمانى كه به مقام صبر و يقين رسيدند، به پيشوايى انتخاب شدند و اين، نشان مى‏دهد كه رهبران دينى بايد چنين مقامى را براى خود تحصيل كنند و يا واجد آن دو باشند.[18] هم چنین از فعل ماضى «صبروا» در آیه شریفه «ادفع بالتى هى أحسن ... و ما يلقّيها إلّا الذين صبروا»[19] استفاده می کند كه افرادى مى‏توانند به بدگويى و بدرفتارى مخالفان پاسخ نيك دهند كه قبلًا اهل صبر و بردبارى بوده و در آن ميدان موفق شده‏ باشند.[20]

  در این مجال به دو نمونه از برداشتهای هاشمی از آیات قرآن در باره «صبر و استقامت» اشاره می شود.

  صبر و استقامت اختصاص به مواجهة مؤمنان با مشرکان ندارد، بلکه مؤمنان در برخورد با یکدیگر هم به مشکلاتی برمی خورند که لازم است صبر و برباری پیشه کنند. هاشمی ضمن بحث از آیه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»، چند احتمال را در رابطه با واژگان «اصبروا»، «صابروا» و «رابطوا» مطرح کرده که جالب توجه است:

یکم، «صابروا» از باب مفاعله، دلالت بر مقاومت طرفينى دارد و اين معنا غالبا بين دو خصم تصوّر مى‏شود.‏

دوم، جمله «صابروا»، مى‏تواند به اين معنا باشد كه مؤمنان موظّفند مشكلات به وجود آمده از ناحيه يكديگر را تحمّل كنند و نسبت به هم شكيبا و بردبار باشند.

سوم، الف مفاعله در «صابروا»، براى متعدّى كردن «صَبَرَ» به كار رفته باشد؛ بنابراين «صابروا»، يعنى ديگران را به صبر واداريد.

چهارم، تقدّم ذكرى «اصبروا» بر «صابروا»، مى‏تواند حاكى از اين معنا باشد كه تا در برابر مشكلات فردى صبور نباشيد، نمى‏توانيد در مقابل دشمنان دين مقاومت كنيد.

پنجم، بيان لزوم ارتباط و هماهنگى افراد با يكديگر، پس از طرح ضرورت صبر و شكيبايى، مى‏تواند اشاره به نفس صبر در ايجاد ارتباط و پيوند بين افراد جامعه ايمانى داشته باشد.

ششم، بنابر اینکه «رابطوا»، به معناى لزوم مرزبانى باشد، تقدّم صبر بر آن حكايت از نقش صبر در حفاظت از مرزها دارد.

و در نهایت، با توجه به دستور تقوای الهی در آیه شریفه، بى‏صبرى در برابر مشكلات، سستى در مقابل دشمنان و حفاظت نكردن از مرزهاى كشور اسلامى، بى‏تقوايى است.[21]

  چنانکه از آیه شریفه «استعينوا باللّه واصبروا إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده‏»[22] حاكميت مؤمنان بر زمين در گرو استعانت آنان از خدا و صبر ايشان در طريق ايمان است. و چون موسى (ع) پيش از بشارت به نابودى فرعونيان و حاكميت يافتن بنى‏اسرائيل مردمش را به استعانت جستن از خدا و صبر فراخوانده است، معلوم مى‏شود اين دو فضيلت از شرايط تحقق آن وعده است.[23]

  نکته مهمی که در فضیلت اخلاقی صبر وجود دارد، درک درست آن است. از نگاه هاشمی از ابتدا در کتاب های اخلاقی این تلقی نادرست وجود داشته که صبر و تحمل، موجب بی نیازی از تلاش و کوشش، یا استقامت و ایستادگی بوده، و جامعه را به سمت «خمودگی و ترک مبارزه با ظلم» سوق می دادند.[24] چنان که تصور می شد «صبر و بردباری» با «اندوه و ناراحتی و گریه به خاطر از دست دادن عزیزان»، در تنافی است.[25] رسول خدا (ص) در موقعیت های گوناگون با این برداشت های نادرست برخورد کرده و به اصلاح تصور مسلمانان از صبر و استقامت مبادرت می ورزید. آن حضرت وقتی خبر درگذشت یکی از عزیزانش را شنید، گریست و این رفتار با اعتراض جمعی از مسلمانان روبرو شد. پیامبر برای آنان توضیح داد که صبر در برابر مصیبت هرگز به معنای عدم ناراحتی و نگریستن بر فقدان عزیزان نیست، بلکه گریستن یکی از نیازهای عاطفی آدمی است و اسلام هرگز با نیازهای انسان مبارزه نکرده است. هاشمی در یکی از خطبه های نماز جمعه، با نقل این ماجرای تاریخی به تبیین معنای صحیح صبر پرداخته، گفت:

پيامبر فرمودند: من كي گفتم اگر مصيبتي پيدا كرديد گريه نكنيد؛ صبر معنايش اين نيست. صبر معنايش اين است اگر مصيبتي ديديد، به زمان و زمين و خدا بدگويي نكنيد. از جا در نرويد. خوب! اگر انسان بچه‌اش از بين برود گريه مي‌كند. هر كس عزيزي را از دست بدهد حق گريه كردن دارد و گريه اصلا حق طبيعي است براي مصيبت. وی با توضيحات پيامبر قانع شد.[26]

هاشمی در آیات متعدد قرآن این واقعیت را در تشریح معنا و مفهوم صحیح صبر تبیین کرده و اندوه شديد يعقوب (ع) در فراق يوسف (ع) در عين صبر و شكيبايى را به عنوان نمونه مثال زده است.[27]

  

2.      پیوند صبر با فضائل اخلاقی دیگر

  از نظر هاشمی یکی از جلوه های قرآن نشان دادن پیوند میان فضائل یا رذائل اخلاقی با یکدیگر است. صبر و استقامت نیز از این قاعده مستثنا نیست. وی در فرهنگ قرآن، ذیل واژه صبر بخش قال توجهی را به این مسئله اختصاص داده است. نسبت میان «صبر و ایمان»، «صبر و عمل صالح»، «صبر و توکل»، «صبر و دعا»، «صبر و جهاد»، و ... .

3ـ 1. نسبت صبر با توکل

  از نظر وی صبر و توکل از ابزارهای لازم ایمان و عمل صالح بوده،[28] و اهمیت این دو ابزار به حدّی است که پیامبران الهی از آنها در انجام رسالت الهی خویش بهره می جستند.[29] اما در باره رابطه صبر و توکل برداشت وی مانند برخی دیگر از مفسران[30] از آیات قرآن آن است که صبر «نیازی موقتی» و توکل «نیازی دائمی و همیشگی» برای مسلمانان است.[31] اصولا صبر و استقامت، لازمه توکل بر خداست.[32]

  معناى آيات سوره ابراهیم اين است كه وقتى توكّل به خدا به دليل ايمانمان به خدا بر ما لازم باشد، ما بر اذيّت و آزار شما صبر خواهيم كرد.[33]چنان که «صبر و توكّل» دو امر لازم براى رسيدن به جايگاه نيكو در دنيا و دستيابى به پاداش برتر خدا در آخرت است. چنان که قرآن در باره مهاجران ستمدیده صدر اسلام بیان کرده است.[34] از دیدگاه مفسران عنايت به توصيف مهاجران به صبر و توكّل براى اين است كه اين دو صفت در رسيدن به هدفى كه به آنها وعده داده شده‏، دخيل‏اند.[35]

3ـ 2. نسبت صبر با یقین

نسبت «صبر و یقین» نیز از آن رو که صبر نيازى موقّت و يقين به آيات خدا نيازى مستمرّ است، مانند نسبت صبر و توکل است.[36]

3ـ 3. نسبت صبر و جهاد

از دیدگاه قرآن «صبر و جهاد» دو فضیلت اخلاقی بسیار مهم و تأثیر گذار در زندگی ایمانی بوده و دو ملاک آزمونِ ایمان انسان است،[37] به گونه ای که مؤمن این دو فضیلت اخلاقی را با هم جمع کند.[38] و دو عامل مؤثری است که مؤمن استحقاق بهشت پیدا کند.[39] بلکه بنابر اینکه وصف «الصابرين»  در آیه شریفه «و لنبلونّكم حتّى‏ نَعلم المجاهدين منكم و الصابرين و نبلو اخبارکم»[40] صرفاً توضيح و تفسير «المجاهدين» نباشد؛ بلكه ملاك دوم به شمار آيد؛ تفاوت مرتبه مجاهدان، در پرتو صبر و شكيبايى آنان در ميدان جهاد است، يعنى مدعيان ايمان در پرتو جهاد از يكديگر متمايز مى‏شوند و مجاهدان در پرتو صبر و شكيبايى بر يكديگر شرافت مى‏يابند. حتی ملاك اصلى در تمايز مؤمنان، صبر و شكيبايى آنان در انجام وظايف الهى است و تقدم «المجاهدين» بر «الصابرين» از آن جهت است كه مجاهدان، سرآمد صابران‏اند و جهاد بارزترين نمونه صبر است.[41]

در منطق قرآن این تصور که مؤمن می تواند به صرف ایمان، بی آنکه جهاد کرده، در برابر مشکلات و شدائد صبر و استقامت کند، وارد بهشت شود، پنداری نادرست توصیف شده است.[42]

مباحث مهم دیگری که آیت الله هاشمی در مطالعات قرآنی خود بدان توجه داده، «عواملی که موجب توانایی انسان بر صبر و استقامت می شود»، هم چنین استقصاء «مواردی که در قرآن صبر و شکیبایی را لازم و ضروری دانسته است.»

3.      قرآن و موجباتِ «توانایی بر صبوری»

از جمله عواملی که زمینه ساز صبر و بردباری می شوند، عبارتند از:[43]

·        آگاهى و شناخت از فلسفه حوادث پيش‏آمده، آگاهى از سرنوشت گذشتگان، آگاهى از جهل ريشه‏دار و انكارهاى جاهلانه دشمنان، و آگاهى از قوانين و سنّتهاى الهى.[44]

·        اراده قوى.[45]

·        استغفار از گناهان.[46]

·        اعتقاد به معاد و روز جزا،[47] مثل صبرپيشگى سپاهيان طالوت در برابر دشمن در سايه اعتقاد به معاد،[48] و باور و توجّه به كيفر حتمى كافران در قيامت،[49] و نزدیک بودن آن، زمينه‏ساز صبر رهبران الهى در برابر عنادورزى مخالفان.[50]

·        اقامه شهادت و گواهى.[51]

·        امانتداری.[52]

·        امتحان مردم با هدف شكيباسازى و توانمند كردن روحيّه مردم.[53]

·        اميد به خدا و يارى او مثل اميد انبيا و مؤمنان به امداد الهى،[54] و صبر يعقوب در فراق فرزندانش در سايه اميد به خدا.[55]

·        آرزوى ورود به بهشت.[56]

·        اختصاص دادن سهمى مشخص از مال خود به نيازمندان.[57]

·        باور و ايمان به پيروزى اهل تقوا،[58] باور و توجّه به عالمانه و حكيمانه بودن افعال الهى،[59] توجّه و ايمان به رازقيّت خداوند،[60] اعتقاد به آگاهی خداوند به احوال بندگان،[61] باور به پاداش دهى خداوند و حتمی بودن آن،[62] ايمان به كارایی خداوند و توكّل به او،[63] باور به داورى برتر خدا،[64] ايمان به مشيّت خدا در رسيدن به حاكميّت بر زمين.[65]

·        بصیرت و درک عمیق.[66]

·        بینش توحیدی.[67]

·        پاکدامنی.[68]

·        تدبّر در سرگذشت ايّوب (ع)[69] و موسى (ع).[70]

·        ترس از عذاب خداوند.[71]

·        تسبیح و ستايش پروردگار در صبح و شام زمينه استوارى روح.[72]

·        تواضع و فروتنی.[73]

·        توجّه به اسوه‏هاى صبر.[74]

·        باور و توجّه به امداد الهى.[75]

·        توجّه به اصل بديهى «برترى نيكى بر بدى».[76]

·        توجّه به بى‏پايگى و بى‏منطقى دشمنان.[77]

·        توجّه به زوال نعمتهاى دنيوى و جاودانه بودن پاداشهاى الهى.[78]

·        توجّه به حقانيّت وعده‏هاى خدا.[79]

·        توجّه به عنايت خاصّ خدا به پيامبر (ص) از عوامل صبر او در برابر مشركان تكذيب کننده.[80]

·        توجّه به فوايد صبر و تحمل، و عواقب ناخوشايند بى‏صبرى.[81]

·        توجّه به قدرت خدا.[82]

·        توجّه به ناكامى دشمن در اهداف خود.[83]

·        خشوع.[84]

·        خردمندی.[85]

·        خصلت نيك و كمال انسانى.[86]

·        ياد خدا در صبح و شام عامل تقويت روح صبر، شب‏زنده‏دارى، سجده و عبادت خدا،[87] و پای بندی به اقامه نمازهای واجب و نمازهای نافله.[88]

·        وفای به عهد و پیمان.[89]

·        یقین به آیات الهی.[90]

4.      قرآن و رفتارهایِ نیازمند صبر

  اما مواردی که قرآن کریم، رعایت آنها را نیازمند صبر و بردباری دانسته، و در آثار قرآنی هاشمی جمع آوری و تدوین شده، به اختصار عبارتند از:[91]

·        حفظ وحدت و پرهیز از نزاع و درگیری.[92]

·        تحمل آزار و اذیت ها، استهزاء و تمسخر دشمن.[93]

·        طاعت و بندگى خدا، توحید در عبادت، پیروی رسول خدا، انجام واجبات و ترک محرمات، مثل اقامه نماز و روزه و شب زنده داری.[94]

·        موفقیت در آزمونهای الهی، مثل گرفتاریها و مصیبتها،[95]و صبر ابراهیم و اسماعیل در برابر دستور ذبح فرزند.[96]

  در منطق قرآن صبر در برابر مشكلات و سختيها از ويژگيهاى نيكان، و از نشانه‏هاى صداقت و تقوا بوده، و صلوات، رحمت و هدايت الهى شامل حال صابران خواهد بود.

·        تبليغ دين، قرآن و ابلاغ رسالت الهى، و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر.[97]

·        ايمان به اديان آسمانى و آيات الهى و ثبات قدم بر آن.[98]

·        تحمل کمبودها و بیماری ها.[99]

·        پرهیز از گناه مانند قتل، زنا، شرک، اتکای به ستمگران، شهادت به ناحق.[100]

·        تحمل گفته‏ها و فشارهاى تبليغاتى و روانى، زخم زبان، و تکذیب دشمن.[101]

·        ترس و ناامنی.[102]

·        یادگیری و تحصیل علم.[103]

·        مقابله با تهديدها و شكنجه ها در راه ايمان.[104]

·        جهاد در راه خدا.[105]

·        رعايت اعتدال در انفاق، پرهيز از اسراف و بخل.[106]

·        رفتار مسالمت‏آميز در برابر رفتار جاهلانه و سفيهانه.[107]

·        رهبرى امّت.[108]

·        فقر و ناداری، گرسنگی، کمبود کالا و محصولات مورد نیاز.[109]

·        فهم و بهره ورى از آيات الهى نيازمند صبر دو چندان.[110]

·        قطع روابط دوستانه با دشمنان دين.[111]

·        چشم پوشی از امور مادی دنیوی.[112]

·        گذشت و بخششِ دشمن.[113]

·        گذشت كريمانه از امور لغو و بيهوده.[114]

·        انس و هم‏نشينى با مؤمنان فقير.[115]

·        هجرت از وطن به خاطر حفظ دین، و دشواری های آن.[116]

5.      صبوری قبل از توصیه به صبر

  نکته مهمی که در سیره عملی هاشمی کاملا مشهود است، صبوری، بردباری، تحمل و استقامت در برابر مشکلات و ناملایمات، قبل از توصیه دیگران به صبر و استقامت است. توصیه ای را که از قرآن دریافت کرده[117] و در عمل بدان پای بند بوده است. در خاطرات او نمونه های فراوانی شاهد بر این معناست. در باره حضورش در پادگان در سال 43 که دستگیر و به سربازی برده شد، می نویسد:

در دروه سربازی در سال ۴۳، در میان جمعی که آنجا بودیم من مشخص تر بودم، به دیگران می رسیدم، ‌مواظب بودم اظهار ضعفی نکنند، روحیه ها را تقویت می کردم، دلداری می دادم و می گفتم مشکل حل می شود.[118]

او در خاطرات دوران مبارزه از پاداش صبر و استقامتش هم سخن گفته، آنجا که پس از تحمل شکنجه های سخن و دشوار و لو ندادن نام دوستان هم رزم و اسرار مبارزه، می نویسد:

پس از شکنجه های طاقت فرسا در سال ۱۳۴۳، به رغم آنکه زندانیان تشک برایش پهن کرده بودند تا بتواند بخوابد، امکان خواب نبود. قرآنی گرفتم و مقداری از آیات جهاد در سوره توبه را خواندم. پیام آیات برایم مفهوم زیبایی داشت و در حالت روحی خوبی بودم و در آن لحظه های شیرین لذتی بردم که همیشه شیرینی ان را در جانم حس می کنم. در این لحظه همه غصه ها، اهانت ها، و فحاشی ها را فراموش کردم. بی اغراق از پرداختن بهایی سنگین و مشکلاتی که برایم پیش آمده بود، به اضافه دلهره و اضطراب آینده بازجویی برای رسیدن به این حال خرسند بودم و خدا را سپاسگزار... بعدها هم آرزوی پیدا شدن چنین حالی را داشتم. به هر حال در وجدان خود از خدا ممنون شدم و برای مقاومت آمادگی بیشتری پیدا کردم.[119]

   البته هاشمی در یک مورد از بی طاقتی خود می گوید، به هنگام انتقال امام از زندان به حصر در سال 42، می نویسد:

«در همان شرايط بلاتكليفى- دوازدهم مرداد- منزل آقاى صالحى بودم كه يكى از آشنايان، تلفنى، خبر انتقال امام را از حبس به داووديه به ما دادند. هيجانِ ناشى از اين خبر شديدتر از آن بود كه بتوانم هم‏چنان محتاط باشم. يك بار ديگر بى‏احتياطى كردم؛ از جاهايى بود كه احتمال دستگير شدن خيلى بود. اما بى‏طاقت شده بودم، نمى‏توانستم صبر كنم. همراه آقاى باهنر و چند نفر ديگر رفتيم داووديه. بلافاصله رفتيم خدمت امام. در داووديه، روبه‏روى پمپ بنزين خان- ه نوسازى بود، در يك كوچ- ه. صاحبخانه برادرِ آقاى قمى بود كه دفتر اسناد رسمى داشت. خدمت امام رسيديم. لحظه‏هاى شيرينى بود، چند ساعتى مانديم. تعداد زيادى از مأموران، پليس سوار با اسب‏ها هم آنجا بودند. سروان عصار، يكى از ساواكى‏هاى مشهور كه ظاهراً در جريان دستگيرى امام هم حضور داشته است، آنجا بود. بعضى از وعاظرا مى‏شناخت و با آن‏ها حرف مى‏زد. مرا نمى‏شناخت، هنوز من گرفتار ساواك نشده بودم و چندان حساسيتى نسبت به من نداشتند و مشهور نشده بودم. شب شد. از آنجا رفتيم به اميد ملاقات مجدد امام. فرداى آن روز ملاقات امام ممنوع شد، تا ايشان را منتقل كردند به قيطريه، باغ آقاى روغنى كه آنجا هم كمتر كسى را راه مى‏دادند، محدوديت زيادى بود .... از اينكه- روز قبل- در آن ساعات ديدار امام براى طرح مطالب لازم استفاده نكرده بوديم ناراحت بوديم. فكر نمى‏كرديم به اين زودى از ديدار ايشان محروم مى‏شويم.»[120]

او در خاطرات روزانه اش بارها و بارها از کسانی سخن گفته شده که نزد او برای گلایه آمده اند، در غالب موارد، هاشمی آنان را به صبر و بردباری فراخوانده است،[121] سفارشی که پیش از آن، او در دوران مبارزه آن را با وجود خویش عجین کرده بود. به طور کلی هر فضیلت اخلاقی را می توان با تمرین و ممارست در خود تقویت کرد. هاشمی در طول زندگی و در مواجهة با انواع ناملایمات، خود را انسانی صبور، پر تحمل و با استقامت تربیت کرده بود که توانست در دهه آخر عمر خویش، آن همه جور و جفا از دوستان و نمک خوران نمک نشناس ببیند و صبوری پیشه کند و پاداش الهی را در دنیا و ان شاء الله در عقبی نصیب خود نماید.

  تاریخ انقلاب اسلامی افراد و شخصیت های متعددی را در حافظه دارد که در مواجهة با ناملایمات، بی مهری ها و جفاها بریدند و از انقلاب و نظام فاصله گرفته، به رویارویی با آن رو آورده یا گوشه گیری و انزوا اختیار کردند. هاشمی تنها شخصیتی بود که نه تنها از دشمنان کینه توز انقلاب، بلکه از دوستان سینه چاک انقلاب، و جریانی که پس از افتادن پرده های ریا و نفاق به جریان انحرافی شهرت یافت، بیش از همه بی مهری و جفا دید، اما استقامت کرد. از نظام و انقلاب جدا نشد. او بسان مادری بود که نمی توانست نسبت به سرنوشت فرزندش بی تفاوت باشد، از حقوق مسلم خویش گذشت تا نظام جمهوری اسلامی به عنوان فرزند عزیزش در امان باشد. ظلمها و جفاها بر خویش و خانواده و دوستانش به جان خرید تا از گوهر ارزشمند نظام اسلامی حراست نماید. نویسنده خاطراتی از بزرگان به یاد دارد که از صبر و استقامت هاشمی اظهار شگفتی کرده، و او را یک استثنا در جمع شخصیت های انقلاب می شمردند. شخصیتی که پیش از همه به انحراف این جریان مرموز و تشنه قدرت و شهرت پی برده و خطر آنان برای انقلاب و نظام گوشزد کرد، اما نه تنها هشدارهای او جدی گرفته نشد، بلکه با آنان همراهی شد، و شد آنچه اینک همگان می دانند!

6.       جمع بندی و نتیجه گیری

  هاشمی در مطالعات قرآنی خود صبر و استقامت را گوهری یافت که می توان با آن به سعادت دنیا و آخرت نائل شد. چنان که صبر در ناملایمات و استقامت در برابر مشکلات، رمز موفقیت در رسیدن به فضائل روحی و اخلاقی دیگر مانند یقین، جهاد و توکل است. هم چنین با الهام از قرآن «موجباتِ توانایی بر صبوری» و «رفتارهای نیازمند صبر و استقامت» را دریافت و با پای بندی عملی به آنها، نماد صبر و استقامت در عصر خویش شد. او با تأسی به مولای متقیان که فرمود: «قبل از اینکه شما را به کار نیکی فرابخوانم، پیشاپیش آن را انجام می دهم.» پیش از توصیه دیگران به صبر و بردباری، خود در همه مقاطع زندگی صبر و استقامت پیشه کرد و الگویی برای صبرپیشگان شد. سلام علیه یوم ولد و یوم مات و یوم یبعث حیّا


[1] . اعراف، 128، «قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ ... وَ اصْبِرُوا ... وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»  ؛ هود، 49، «... فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ»؛ نحل، 127ـ 128، «وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ ... إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا ....»؛ طه، 132، «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها ... وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى‏» 

[2] . بقره، 177، «... مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ ... وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ ... وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ» 

[3] . فصلت، 35.

[4] . مجموعه خطبه های نماز جمعه 24 فرودین 1380.

[5] . تفسیر راهنما، ج1، ص406.

[6] . تفسیر راهنما، ج12، ص449، «الذين يمشون على الأرض هونًا ... و الذين لايشهدون الزور ... أُولئك يجزون الغرفة بما صبروا» (فرقان، 63 ـ 75)

[7] . هود، 11.

[8] . تفسیر راهنما، ج8، ص29، «و لئن اذقنا الانسان منّا رحمه ثمّ نزعنا منه إنّه ليئوس كفور* و لئن اذقناه نعماء بعد ضرّاء مسّته لیقولُنّ ذهب السّیئات عنّی انّه لفرحٌ فخور* إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ» (هود، 9ـ 11)

[9] . تفسیر راهنما، جج9، ص23، «إنّ فى ذلك لأيات لكلّ صبّارٍ شَكور» (ابراهیم، 5)

[10] . تفسیر راهنما، ج9، ص493، «و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به‏ و لئن صبرتم لهو خير للصابرين‏» (نحل، 126)

[11] . تفسیر راهنما، ج1، ص360.

[12] . آل‏عمران، 125ـ 126، «بلى‏ إن تصبروا وتتّقوا ويأتوكم مّن فورهم هذا يمددكم ربّكم بخمسة ءالف مّن الملئكة مسوّمين* وما جعله اللّه إلّابشرى‏ لكم ....»

[13] . تفسیر راهنما، ج6، ص139، « استعينوا باللّه و اصبروا إن الأرض للّه يورثها من يشاء» (اعراق، 128)

[14] . تفسیر راهنما، ج2،  ص55، «مسّتهم البأساء و الضرّاء و زلزلوا حتّى يقول الرّسول و الّذين امنوا معه متى نصراللّه‏»(بقره، 214)

[15] . بقره، 250ـ 251، «ولمّا برزوا لجالوت وجنوده قالوا ربّنا أفرغ علينا صبرا وثبّت أقدامنا وانصرنا على القوم الكفرين* فهزموهم بإذن اللّه وقتل داود جالوت ...» 

[16]. رعد، 19 و 22، «... إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ* وَ الَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ ....»

[17] . سجده، 24.

[18] . تفسیر راهنما، ج14، ص344.

[19] . فصلت، 34 ـ 35.

[20] . تفسیر راهنما، ج16، ص338.

[21] . ر.ک: تفسیر راهنما، ج3، ص211ـ 212.

[22] . اعراف، 128.

[23] . تفسیر راهنما، ج6، ص139.

[24] . مجموعه خطبه های نماز جمعه، مورخة هفتم خرداد 1378.

[25]. مجموعه خطبه های نماز جمعه، مورخة 22 مهر ماه 1367.

[26] . همان،

[27] . يوسف، 83 ـ 84، «قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ* وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا أَسَفى‏ عَلى‏ يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ» 

 

[28] . عنكبوت، 58 ـ 59، «وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفاً تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ* الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»  

[29] . ابراهيم، 11 ـ 12، «قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلى‏ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ ما كانَ لَنا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ* وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى‏ ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ» 

[30] . تفسير التحرير و التنوير، ج 7، جزء 14، ص 159.

[31] . نحل، 42، «الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»؛ عنكبوت، 59، «الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»   به‏كارگيرى فعل ماضى در مورد صبر و فعل مضارع درمورد توكّل اشاره به اين است صبر مهاجران با انقضاى اسبابش منقضى شده امّا توكّل عادت و رويّه آنها است زيرا كارهاى بزرگى در پيش دارند كه با توكّل به خدا به اتمام خواهد رسيد بنابراين توكّل آنان مكرّر است.

[32] . ابراهيم، 11 ـ 12؛ نحل، 41 ـ 42، «وَ الَّذِينَ هاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ* الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»؛ مزمّل، 9 ـ 10، «... لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا* وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا»

[33] . طباطبائی، تفسیر الميزان، ج 12، ص 33.

[34] . نحل، 41ـ 42.

[35] . الميزان، ج 12، ص 255

[36] . سجده، 24. «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ»

[37] . آل‏عمران، 142، «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ» 

[38] . تفسیر راهنما، ج3، ص70؛ روح‏المعانى، ج 3، جزء 4، ص 111، واو «و يعلم الصّابرين» واو جمع است يعنى آنچه‏مطلوب است جمع ميان اين دو است.

[39] . آل‏عمران، 142.

[40] . محمد، 31.

[41] . تفسیر راهنما، ج17، ص358.

[42] . قصص، 80، «وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا يُلَقَّاها إِلَّا الصَّابِرُونَ»

[43] . ر.ک: فرهنگ قرآن، ج18، صص303 ـ 311.

[44] . کهف، 68؛ هود، 49؛ روم، 58 ـ 60؛ طه، 128 ـ 130.

[45] . آل عمران، 186؛ لقمان، 17.

[46] . غافر، 55.

[47] . بقره، 45ـ 46.

[48] . بقره، 249.

[49] . غافر، 70 ـ 77.

[50] . معارج، 5 ـ 7.

[51] . معارج، 33.

[52][52] . معارج، 32.

[53] . بقره، 155؛ آل عمران، 186.

[54] . بقره، 214.

[55] . یوسف، 83.

[56] . بقره، 214.

[57] . معارج، 24 ـ 25.

[58] . اعراف، 128؛ هود، 49.

[59] . یوسف، 83.

[60] . طه، 132.

[61] . فرقان، 20.

[62] . هود، 114 ـ 115.

[63] . مزمل، 9ـ 10.

[64] . اعراف، 87.

[65] . اعراف، 128.

[66] . انفال، 65 ـ 66.

[67] . بقره، 155 ـ 156.

[68] . معارج، 29ـ 31.

[69] . ص، 41ـ 45.

[70] . غافر، 55.

[71] . معارج، 27ـ 28.

[72] . طه، 130؛ غافر، 55.

[73] . حج، 34ـ 35.

[74] . آل عمران، 146؛ احقاف، 35.

[75] . بقره، 153.

[76] . فصلت، 34 ـ 35.

[77] . غافر، 55 ـ 56.

[78] . نحل، 95ـ 96.

[79] . روم، 60.

[80] . طور، 48.

[81] . قلم، 48 ـ 49؛ نحل، 126.

[82] . ق، 36 ـ 39.

[83] . غافر، 55 ـ 56.

[84] . بقره، 45.

[85] . رعد، 19 و 22.

[86] . فصلت، 34 ـ 35.

[87] . انسان، 24 ـ 26؛ طه، 130.

[88] . معارج، 19 ـ 34.

[89] . معارج، 32.

[90] . سجده، 24.

[91] . ر.ک: فرهنگ قرآن، ج18، صص 312 ـ 322.

[92] . انفال، 46.

[93] . آل عمران، 186؛ مؤمنون، 108ـ 111.

[94] . انفال، 46؛ طه، 132؛ هود، 114ـ 115.

[95] . بقره، 153ـ 155، «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ، الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»

[96] . صافّات، 101 ـ 102 و 106، «فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى‏ فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‏ قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ، إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ»

[97] . لقمان، 17، «يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» از اميرمؤمنان (ع) نقل شده كه درباره «واصبر على‏ ما أصابك» فرمود: (مقصود) صبر در برابر مشقّت و اذيّتهايى است كه در امر به معروف و نهى از منكر به انسان مى‏رسد. (طبرسی، مجمع‏البيان، ج 7- 8، ص 500)

[98] . قصص، 54؛ اعراف، 126.

[99] . بقره، 155ـ 157 و 177.

[100] . هود، 113ـ 115؛ فرقان، 68، 72 و 75.

[101] . طه، 130؛ آل عمران، 120؛ انعام، 34.

[102] . بقره، 155.

[103] . کهف، 66 ـ 69.

[104] . اعراف، 123ـ 126.

[105] . بقره، 153ـ 156.

[106] . فرقان، 65 ـ 67.

[107] . همان.

[108] . یونس، 109؛ طه، 130؛ غافر، 77 و ...

[109] . بقره، 155، 177.

[110] . ابراهیم، 5.

[111] . آل عمران، 118 ـ 120.

[112] . آل عمران، 14ـ 17.

[113] . نحل، 126ـ 127.

[114] . فرقان، 72 و 75.

[115] . کهف، 28.

[116] . نحل، 110؛ زمر، 10.

[117] . آل عمران، 200؛ فرهنگ قرآن، ج18، ص265.

[118] . هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات، دوران مبارزه، ج۱، ص150.

[119] . همان، ج۱، ص210

[120] . کارنامه و خاطرات، دوران مبارزه، ص168.

[121] . به عنوان نمونه ر.ک: کارنامه و خاطرات، به سوی سرنوشت، ص390، ص533.

 

 

 

 







منبع این مقاله : سید جواد ورعی
http://www.varaei.com

آدرس این مطلب :
http://www.varaei.com/modules.php?name=News&file=article&sid=213

PHP-Nuke INP © IranNuke.com