يك شنبه 28 آبان 1396
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
حدود و تعزیرات در «شریعت» و «حکومت»
مقاله

                             نقدی بر «حدود اختیارات حاکم در حقوق کیفری اسلام»

                               نوشته دکتر حمید مسجد سرایی و دکتر سهیل کبیری

            انتشارات مجد ـ ۱۳۹۴ 

 

   این نقد در شماره ۳ و ۴ فصلنامه نقد کتاب (فقه و حقوق) ویژه اییز و زمستان ۱۳۹۴ منتشر شده است.

چکیده

کتاب «حدود اختیارات حاکم در حقوق کیفری اسلام» با هدف استقراء مصادیق ایفای نقش حاکم اسلامی در فقه و حقوق موضوعه ـ بخش فقه جزایی و حقوق کیفری به رشته تحریر درآمده و در سه فصل تنظیم شده است. «مباحث مقدماتی»، «مسئولیت ها و اختیارات حاکم در قلمرو حدود»، و «مسئولیت ها و اختیارات حاکم در قلمرو تعزیرات».

نوشتار حاضر نقد و نظری بر این اثر فقهی و حقوقی،در جهت نشان دادن نقاط امتیاز و کاستی های آن است.

کلید واژه

اختیارات حاکم، فقه جزایی، حقوق کیفری، حدود، تعزیرات

بخش اول: معرفی اثر

«حدود اختیارات حاکم در حقوق کیفری اسلام» نوشته آقایان دکتر حمید مسجد سرایی ، دانشیار دانشگاه و دکتر سهیل کبیری، مدرس دانشگاه است که در سال 1394 توسط انتشارات مجد در 350 صفحه به چاپ رسیده است.

1. ساختار اثر

کتاب در سه فصل تنظیم شده:

فصل اول، تحت عنوان «مفاهیم مقدماتی» حاوی دوازده مبحث است. معنای لغوی و اصطلاحی حاکم در روایات، فقه، حقوق موضوعه، شرایط و صفات حاکم، حاکمیت مطلق خداوند، حدود اختیارات حاکم اسلامی، احکام حکومتی و جایگاه حاکم، تفاوت حکم حکومتی با احکام اولیه، و دخالت حاکم در احکام الزامی و غیرالزامی.

فصل دوم به اختیارات حاکم در حدود اختصاص دارد که در ده مبحث سامان یافته است. بررسی اعتبار علم حاکم (قاضی) در حق الله و حق الناس، اختیار حاکم در مجازات جرائم لواط و زنا، اختیار عفو مجرم پس از توبه، آثار فقهی توبه، حق عفو برای حاکم یا قاضی؟، و بالاخره اجرای حدود در عصر غیبت.

فصل سوم اختیارات حاکم در تعزیرات را در پنج مبحث مورد بررسی قرار داده است.معنا و مفهوم تعزیر، تفاوت حد و تعزیر، نوع مجازات تعزیری و نمونه های آن در فقه، چگونگی تعیین مجازات تعزیری، و اختیار حاکم در قانون مجازات اسلامیاز مواردی است که مؤلفان به تبیین مفهوم آن پرداخته اند.

2. امتیازات اثر


انتشار «فرمانبرداری و نافرمانی مدنی»

 




 

   «مقاومت و نافرماني مدني در برابر يك سياست، قانون يا تصميمِ حكومت» با قبولِ اصل و اساس حكومت و مراقبت از آن، موضوع اصلي اين اثر پژوهشي است. آيا در دولت مشروع اسلامي و دولت جائر مردم داراي چنين حق يا تكليفي هستند؟ در حالي كه در نظريات رايج فلسفه سياست و مباني مختلف الزام سياسي توجيه چنين حقي دشوار مي نمايد، بنا بر مباني فقه شيعه در شرايطي اين حق، و حتي تكليف ثابت است. نه تنها در دولت جائر، بلكه در دولت مشروع هم مي‌توان در برابر سياست، قانون و تصميمِ خلافِ شرع، عدالت و مصلحت عموميِ دولتمردان مقاومت كرد. دلايل و مستندات فقهي اين حق در اثر حاضر ارائه شده است. حكم «مقاومت و نافرماني مدني» در مواردي كه عناوين ثانويِ «اختلال نظام اجتماعي» يا «تضعيف اساسِ دولت اسلامي» و يا «اضرار به غير» بر آن منطبق باشد، محور يكي از فصول اين كتاب است. «مرجع تشخيص» مطابقت و عدم مطابقت سياست، قانون يا تصميم بر خلافِ شرع، عدالت و مصالح عمومي، و تشخيص صدق عناوين ثانوي یاد شده، موضوع فصل ديگري از اين کتاب است.


  این اثر از سوی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و سازمان سمت به چاپ رسیده و به علاقمندان این گونه از مباحث عرضه شده است




آیا مردم حق تعیین سرنوشت دارند؟
یادداشت

                                            

    به گزارش خبرآنلاین، کتاب «حقوق شهروندی در اندیشه اسلامی» در 9 فصل؛ مجموعه مقالاتی ست از حجت الاسلام والمسلمین سیدجواد ورعی، که به بررسی حقوق شهروندان در نظام اسلامی می‌پردازد.

در بخشی از فصل دوم این کتاب می‌خوانیم: «پیامبر خدا و جانشینان معصوم ایشان کم و بیش از حقوق شهروندی در برابر حکومت سخن گفته و بر تأمین آن پای فشرده‌اند. چه در زمان «بسط ید» و برخورداری از قدرت و چه در زمان «قبض ید» و محرومیت از قدرت.

سخن گفتن از «برابری حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی» در شرایطی که حتی در جوامع متمدن آن روز «برتری ثروتمندان بر فقرا»، «قدرتمندان بر ضعفا»، «مالکان بر بردگان» و «مردان بر زنان» امری پذیرفته شده و مخالفت با آن دیوانگی تلقی می‌شد، حاکی از «راهبردی بودن سیاست دفاع از حقوق شهروندی» در سیره رسول خدا بود.

یکی از حقوق شهروندی که در سیره پیشوایان معصوم به چشم می‌خورد، «آزادی‌های اجتماعی» است. رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) «اظهار نظر در حوزه امور عمومی» را حق مردم می‌دانستند. از این رو، با آنان مشورت کرده و «نظرخواهی از مردم» را حقّ آنان شمرده و در ادای این حق پیشقدم بودند. رسول خدا در موقعیت‌های گوناگون با مردم مشورت می‌کرد و بدین وسیله ضمن اینکه به آنان شخصیت می‌داد و می‌انشان الفت ایجاد می‌کرد و راه و رسم تعامل با یکدیگر را می‌آموخت، «احساس مسئولیت» نسبت به مسائل اجتماعی را درآنان بر می‌انگیخت. گرچه تصمیم گیری نهایی با پیامبر بود اما مشورت با دیگران را ترک نمی‌کرد. هرگز از اظهار نظر مردم در مسائل مربوط به آنان ناراحت نمی‌شد و ایشان را از بیان نظراتشان برحذر نمی‌داشت.

استاد شهید مطهری معتقد است: «برای هیچ کس مثل رسول خدا زمینه استبداد و دیکتاتوری فراهم نبود ولی هرگز استبداد در امور اجتماعی نمی‌ورزید و کوشش می‌کرد مردم را به دموکراسی عادت دهد. داستان‌ها از مشورت‌های رسول خدا هست. رأی و نظر و فکر و عقیده مردم را محترم می‌شمرد، با آن‌ها تبادل نظر می‌کرد، با اینکه با عالم وحی متصل بود.» (مطهری، یادداشت‌های استاد مطهری: ج 9، ص 139)

یکی دیگر از حقوق شهروندان در برابر حکومت «حق سئوال، انتقاد و اعتراض» بود. در فر هنگ اسلامی و سیره پیشوایان معصوم مردم در برابر حاکمان حق سئوال، انتقاد، اعتراض و حتی شکایت دارند. و متقابلا دولتمردان «مسئول و موظف به پاسخگوئی»‌اند. وقتی امام معصوم خود را مقیّد بداند که به سئوالات، انتقادات و اعتراض‌ها و حتی شکایات مردم پاسخ دهد و خود را فوق سئوال و اعتراض و شکایت نداند، حاکمان غیر معصوم به طریق اولی چنین وظیفه و مسئولیتی دارند. در گفتار و سیره معصومان هرگز «پاسخگویی» در برابر خداوند «رافع مسئولیت پاسخگویی» در برابر مردم نبوده است.

حجت الاسلام والمسلمین سید جواد ورعی، دانش آموخته الهیات دانشگاه تهران است و سردبیری فصلنامه «حکومت اسلامی» (ارگان رسمی مجلس خبرگان رهبری) را در سوابق علمی خود دارد.

کتاب «حقوق شهروندی در اندیشه اسلامی» را انتشارات میراث اهل قلم منتشر کرده است. علاقمندان می‌توانند برای تهیه این کتاب به صورت تلفنی با شماره 33355577 - 021 تماس گرفته و یا برای خرید نسخه الکترونیک این کتاب به سایت فیدیبو مراجعه کنند.


زهــرا (س) الگـــوی همگــان
سخنراني

  

 بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین. عن الامام الحجه بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه

«فی ابنه رسول الله(ص) لی اسوه حسنه»

  به مناسبت این ایام چند پرسش مطرح می شود که مایلم در جمع فضلا و صاحبنظران مطرح نمایم.

·        آیا غیر از امام دیگری می تواند  اسوه و الگوی انسان باشد؟

·        در صورتی که غیر امام هم بتواند الگوی انسان باشد، آیا در زمان حضور امام می توان دیگری را الگوی خود قرار داد؟ بدین ترتیب آیا با وجود امام علی(ع) حضرت زهرا(س) می تواند به عنوان الگو و اسوه معرفی شود؟

·        آیا حضرت زهرا علاوه بر زنان، می تواند الگو و اسوه مردان هم باشد؟

 

 در باره پرسش اول، خدای متعال در قرآن شخصیت هایی را به عنوان الگو و اسوه معرفی کرده که امام نبودند. حتی پیامبرانی را که به عنوان اسوه معرفی می کند، دارای مقام امامت نبوده یا هنوز به مقام امامت نرسیده بودند. مثلا حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام که صریحا به عنوان الگو و اسوه معرفی شده تا مردم در برائت از مشرکان و معبودهای آنان به ایشان تأسی کنند، هنوز به مقام امامت نرسیده بودند. در آغاز رسالت به این عنوان معرفی می شود. می فرماید:

«قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ ...» (ممتحنة: 4)

 

 علامه طباطبائی(رض) این رفتار ابراهیم را مربوط به آغاز رسالت ابراهیم و قبل از آن که ایشان به مقام امامت و رهبری جامعه برگزیده شود، می داند. افزون بر آن که غیر از ابراهیم، یاران او هم که نه پیامبر بودند و نه امام، به عنوان اسوه معرفی می شوند. معلوم می شود که شرط اسوه بودن، امامت نیست.

  غیر از اینان خدای متعالی شخصیت هایی را در قرآن معرفی می کند که حتی از موقعیت های اجتماعی هم برخوردار نبودند، ولی به خاطر برخی شایستگی ها مورد تجلیل قرار گرفته اند. مثلا از مؤمن آل فرعون یا  لقمان، غلام سیاه پوستی بود که سخنان حکمت آمیز بر زبان می راند، در قرآن به نیکی یاد شده است. پس غیر از امام می تواند الگو و اسوه انسان باشد.

  سیره امام علی(ع) و سیره زهرا(س) در ماجرای فدک

  اما این که در زمان حضور امام، دیگری می تواند اسوه و الگو باشد؟ به مناسبت جلسه عرض می کنم آیا سیره امام علی(ع) در ماجرای غصب خلافت و فدک الگوی ماست یا سیره حضرت زهرا(س)؟

  حضرت زهرا بعد از ماجرای غصب خلافت که خلیفه نماینده را به فدک فرستاده و وکیل حضرت زهرا را از فدک بیرون کرده و آن را تصاحب کردند، حضرت به عنوان اعتراض با بانوان بنی هاشم راهی مسجد شد و خطبه مهمی ایراد کرد که در تاریخ ثبت شده است. این خطبه اعتراضی با سیره امام علی در این ماجرای یکسان نیست. خود حضرت زهرا هم وقتی مأیوس به خانه برگشت جملاتی به علی(ع) گفت که نشانه همین تفاوت است. عرض کرد:

  «یا ابن ابی طالب! اشتملت شمله الجنین، و قعدت حجزه الظنین، نقضت قادمه لاجدل فخانک ریش الاعزل؛ ای پسر ابی طالب! چرا همچون کودکی در رحم مادر زانو بسته ای و مانند متهمان گوشه نشین شده ای، توئی که پرهای بازان شکاری را در هم شکستی و امروز پر مرغ بال شکسته ای تو را در هم شکسته!»

 سپس ادامه داد:

  «عطا و بخششی را که پدرم به من داده بود و قوت لایموت فرزندانم را به ستم گرفته و آشکارا با من دشمنی می ورزد و با من مجادله می کند، تا آنجا که فرزندان قیله و انصار دست از یاری من شسته و مهاجران هم مراعات خویشاوندی نکردند و مردم نیز ظلم وارده بر من را نادیده گرفته، نه کسی مانعشان شد و نه کسی از من دفاع کرد!»

  البته در پایان به این نکته اشاره می کند که از این شکوه و گلایه، هر چند وظیفه حمایت از مرا نداشتی، از درگاه خداوند پوزش می طلبم.(طبرسی، احتجاج، ج۱، ص۱۰۷، خطبه فدکیه)

  تفاوت سیره معصومان

  معمولا در تعارض سیره پیشوایان مثل تفاوت سیره امام حسن و امام حسین در مواجهه با حکومت غاصب که یکی صلح می کند و دیگری جهاد، یا تفاوت نوع زندگی امام علی با امام صادق که یکی زاهدانه و فقیرانه زندگی می کند و دیگری در رفاه و آسایش نسبی، به تفاوت شرایط زمان استناد می شود. تفاوت شرایط و مقتضیات زمانه که موجب متفاوت بودن سیره آنان می شود. اما امام علی و حضرت زهرا در یک زمان و نسبت به یک موضوع یعنی غصب خلافت و فدک سیره متفاوتی دارند.

  به نظر می رسد که این تفاوت به متفاوت بودن جایگاه و موقعیت آنان مربوط می شود. افراد موقعیت های گوناگونی دارند، مثلا حضرت زهرا(س) موقعیت امام علی(ع) را ندارد. علی(ع) امام است، طرف نزاع در مسئله ولایت است، داماد و پسر عموی رسول خداست، اولین مردی است که به اسلام گرویده، منصوب خدا و پیغمبر برای خلافت رسول خداست. سکوت و اقدام او تأثیر بسیار گسترده و عمیقی در جامعه دارد. در حالی که حضرت زهرا موقعیت دیگری دارد. هر چند دختر رسول خداست، اما یک شهروند است مثل بقیه شهروندان، در معرض خلافت و حاکمیت نیست، اعتراضِ به خلیفه او را در مظانّ اتهامی مثل جنگ قدرت یا تلاش برای حق شخصی قرار نمی دهد، در حالی که اعتراض علی(ع) او را در معرض این اتهام قرار می دهد که میان اصحاب بزرگ پیغمبر جنگ قدرت است. لذا آن حضرت از خوف آنکه جدید الایمان ها ایمان خود را از دست بدهند، و برای حفظ دین و دیانت از حق شخصی خود گذشت و حتی با خلفا همکاری کرد. ایشان علت سکوت خود را در مسئله خلافت این گونه بیان کرده است:

  «فَوَاللَّهِ مَا كَانَ يُلْقَى فِي رُوعِي‏ وَ لَا يَخْطُرُ بِبَالِي أَنَّ الْعَرَبَ تُزْعِجُ هَذَا الْأَمْرَ مِنْ بَعْدِهِ(ص) عَنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ لَا أَنَّهُمْ مُنَحُّوهُ عَنِّي مِنْ بَعْدِهِ فَمَا رَاعَنِي‏ إِلَّا انْثِيَالُ‏ النَّاسِ عَلَى فُلَانٍ يُبَايِعُونَهُ فَأَمْسَكْتُ [بِيَدِي‏] يَدِي‏ حَتَّى رَأَيْتُ‏ رَاجِعَةَ النَّاسِ قَدْ رَجَعَتْ عَنِ الْإِسْلَامِ يَدْعُونَ إِلَى مَحْقِ دَيْنِ مُحَمَّدٍ(ص) فَخَشِيتُ إِنْ لَمْ أَنْصُرِ الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ أَنْ أَرَى فِيهِ ثَلْماً أَوْ هَدْماً تَكُونُ الْمُصِيبَةُ بِهِ عَلَيَّ أَعْظَمَ مِنْ فَوْتِ وِلَايَتِكُمُ الَّتِي إِنَّمَا هِيَ مَتَاعُ أَيَّامٍ قَلَائِل؛ به خدا در دلم نمى‏گذشت و به خاطرم نمى‏رسيد كه عرب خلافت را پس از پيامبر (ص) از خاندان او برآرد، يا مرا پس از وى از عهده‏دار شدن آن بازدارد، و چيزى مرا نگران نكرد و به شگفتم نياورد، جز شتافتن مردم بر فلان از هر سو و بيعت كردن با او. پس دست خود بازكشيدم، تا آنكه ديدم گروهى در دين خود نماندند، و از اسلام روى برگرداندند و مردم را به نابود ساختن دين‏ محمد (ص) خواندند. پس ترسيدم كه اگر اسلام و مسلمانان را يارى نكنم، رخنه‏اى در آن بينم يا ويرانيى، كه مصيبت آن بر من سخت‏تر از- محروم ماندن از خلافت- است و از دست شدن حكومت شما، كه روزهايى چند است كه چون سرابى نهان شود، يا چون ابر كه فراهم نشده پراكنده گردد.»(نهج البلاغه، نامه ۶۲)

  تفاوت موقعیت افراد، مسئولیت های مختلفی را ایجاب می کند. این واقعیت از سیره امام علی استفاده می شود. وقتی که علاء بن زیاد حارثی نزد امام آمد و از انزواطلبی و غارنشینی برادرش عاصم بن زیاد شکوه کرد و امام او را احضار نمود و به خاطر رهبانیت سرزنش کرد، او به امام عرض کرد: شما وضع لباس و خوراک تان از من بهتر نیست. امام فرمود:

  «وَيْحَكَ إِنِّي لَسْتُ كَأَنْتَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ‏ بِضَعَفَةِ النَّاسِ كَيْلَا يَتَبَيَّغَ‏ بِالْفَقِيرِ فَقْرُه‏ْْ؛ وای بر تو، من مانند تو نیستم. تحقیقا خداوند بلند مرتبه بر پیشوایان عدل واجب کرده تا خود را شبیه مردمان ضعیف  کنند تا فقر فقیر بر او دشوار نباشد.»‌(نهج البلاغه، خطبه ۲۰۹)

  معلوم می شود افراد در موقعیت های گوناگون تکالیف متفاوتی دارند. نتیجه آن که تکلیف علی(ع) با تکلیف حضرت زهرا(س) در مسئله خلافت و فدک و به طور کلی در مواجهه با خلفای بعد از پیغمبر یکسان نبود و به همین دلیل سیره آنان در این زمینه متفاوت است.

  ما به عنوان یک شهروند در مخالفت با ظلم و تضییع حقوق وظیفه داریم به حضرت زهرا تأسی کنیم. و آن حضرت الگوی ماست. نه تنها الگوی زنان بلکه الگوی مردان هم هست. بر اساس حدیثی که در مطلع سخن نقل کردم، وقتی امام عصر(عج) ایشان را به عنوان الگوی نیکوی خویش معرفی می کند، تکلیف دیگران روشن است. بخش وسیعی از سیره آن حضرت فارغ از جنسیت است. بله در آن بخشی که به رفتار حضرت به عنوان یک زن مسلمان مربوط می شود، مثل اینکه یک همسر و مادر نمونه است، تنها الگوی زنان اند، اما در آن بخش گسترده که به رفتار ایشان به عنوان یک انسان و به عنوان یک مسلمان مربوط می شود، تفاوتی میان زن و مرد نیست، مثل اعتراض ایشان به رفتار ظالمانه زمامداران و صاحب منصبان، به عنوان یک شهروند الگوی همگان است. در این زمینه نه تنها حاضر نشد با ستمگران مماشات کند، بلکه اجازه نداد تا با شرکت در تشییع پیکر او خود را تطهیر کرده و از آن وجود مقدس استفاده ابزاری کنند. وصیت کرد تا شبانه غسلش دهند، و کفن کنند و غریبانه در نیمه های شب به خاک بسپارند. الا لعنه الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا ای منقلبٍ ینقلبون. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 


انتشار«مبانی فقهی امربه معروف ونهی ازمنکر»

 

بسم الله الرحمن الرحیم

   کتاب «مبانی فقهی امر به معروف و نهی از منکر» نوشته سید جواد ورعی(طباطبائی حسینی) از سوی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شد. در این کتاب مبانی فقهی امر به معروف و نهی از منکر با روش اجتهادی بررسی شده است، هر چند نیم نگاهی هم به جنبه های کلامی و اخلاقی این فریضه دارد. نویسنده ابتدا مباحث کتاب را در درس خارج فقه خود در جمع گروهی از دانش آموختگان حوزه علمیه قم در سالهای تحصیلی 1388 تا 1391 در محل مؤسسه مفتاح کرامت ارائه کرده، سپس به رشته تحریر درآورده است. به رغم محدودیت مباحث تخصصی فقهی برای طرح همه سئوالات و شبهات مربوطه، نویسنده سعی کرده تا آن دسته از مباحث نو که می تواند در چهارچوب یک بحث فقهی مطرح شود، مورد توجه قرار داده و پیگیری نماید. فهرست مطالب کتاب عبارتند از:

· مفاهیم و کلیات

· قرآن و امر به معروف و نهی از منکر در ادیان پیشین

· حکم امر به معروف و نهی از منکر                                                             تصوير

· وجوب عقلی امر به معروف و نهی از منکر(مبانی کلامی)

· وجوب عینی یا کفایی امر به معروف و نهی از منکر

· شرایط امر به معروف و نهی از منکر

· مراتب امر به معروف و نهی از منکر

· فلسفه امر به معروف و نهی از منکر

· امر به معروف و نهی از منکر در آینه تحریر الوسیله

پیشتر کتاب «مبانی فقهی جهاد» حاوی چهار رساله فقهی از نویسنده، توسط بوستان کتاب منتشر شده است.

                                           


مجموع خبرها 171 (35 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 ]
مطالب قبلی
Thursday, December 29
· از «تدوین» تا «بازنگری»قانون اساسی جمهوری ا
Friday, December 23
· حسن راستگویی و قبح دروغگویی
Friday, December 09
· «نجف، بیروت، دهلی»
Thursday, December 01
· صلح و جنگ در منطق شیعه
Friday, November 04
· مبانی فقهی انقلاب اسلامی از نگاه امام خمینی
Thursday, September 29
· نقش مردم در جمهوری اسلامی
Thursday, September 01
· قیام حسینی و آزادی مردم از استبداد و بردگی
Tuesday, August 09
· نائینی و نفی استبداد در اسلام
Sunday, July 10
· دو فصلنامه تخصصی مطالعات فقه معاصر
Thursday, June 23
· آیت الله امینی و احیای «اندیشه و فقه سیاسی»

مطالب قدیمی تر

تالیفات

 

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

Image result for ‫حقوق شهروندی در اندیشه اسلامی‬‎

Image result for ‫مبانی فقهی امر به معروف و نهی از منکر منتشر شده‬‎

Image result for ‫فرمانبرداری و نافرمانی مدنی منتشر شد‬‎